در جامعهای که معیار سنجش ارزش انسان، نه اخلاق، شعور یا عمق شخصیت، بلکه میزان دارایی و میزان شهرت اوست؛ جایی که آغاز دوستی و حتی احترام، با نگاهی به مدل تلفن همراه رقم میخورد آن هم تنها برای اطمینان از اینکه آیفون است یا اندروید زندگی برای انسانهایی که بر پایهی شخصیت، وقار، و ارزشهای انسانی زندگی میکنند، به تجربهای دشوار و گاه تلخ تبدیل میشود.
در چنین فضایی، نجابت خاموش میماند، اصالت نادیده گرفته میشود، و شخصیت واقعی جای خود را به ظاهر فریبنده میدهد. برای انسانهای اصیل، زیستن در میان معیارهای سطحی، نه تنها چالشبرانگیز، بلکه گاه نوعی تبعیدِ درونیست
بانویِ شرقی
ریشه در اعماق اقیانوس دارد شاید
این گیسو پریشان كرده بیدِ وحشیِ باران
یا نه دریاییست گویی واژگونه بر فراز شهر،
شهر سوگواران
هر زمانی كه فرو میبارد از حد بیش
ریشه در من میدواند پرسشی پیگیر با تشویش
رنگ این شبهای وحشت را، تواند شست آیا از دل یاران
چشمها و چشمهها خشکاند، روشنیها محو
در تاریكی دلتنگ، همچنانكه نامها در ننگ
هر چه پیرامون ما غرق تباهی شد
آه باران! ای امید جان بیداران!
بر پلیدیها كه ما عمریست در گرداب آن غرقیم
آیا چیره خواهی شد؟
- فریدون مشیری
خاکی بودن متواضع بودن شوخی و بگو بخند خوبه ولی تا موقعی که حد و حدود معیار ها خط قرمز ها و شان و شخصیت و انسانیت زیر پا گذاشته نشه
بانویِ شرقی
در جامعهای که معیار سنجش ارزش انسان، نه اخلاق، شعور یا عمق شخصیت، بلکه میزان دارایی و میزان شهرت او
انسان های چندشآور و غیرقابل تحمل جامعه شاید کسانی هستند که به هر روشی دنبال جلب توجه و دیده شدن هستند شاید با تخریب دوستی هایشان شاید با انتشار تصاویر برهنه یا نیمه برهنه و یا با روش های کثیف تر، این دسته از افراد تنها شبیه به یک نمایش خندهدار هستند و در آخر تنها کسانی که با آنها باقی میمانند انسان های سطحی و بیارزش هستند.
در اصل یک انسان باید برای اولین گام خود به این باور برسد که احترام به خود، مرز داشتن و شخصیت واقعی داشتن چیزی است که توجه درست رو به ارمغان میاره نه این خودنماییهای بیمعنی.
کسی که سهراب را دوست داشته باشد، شاملو را احساس کند، فروغ را بستاید، و هر شعر خوب را آیهیی زمینی بپندارد، چنین کسی، به درستی زندگی خواهد کرد.
کسی که به کیارستمی شگفتزده نگاه کند، به زرینکلک با نهایت احترام، به صادقی با محبت، و آثار مخملباف را دوست داشته باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد.
کسی که در برابر باخ، بتهوون، و موتزارت، فروتنانه سکوت اختیار کند، به تار جلیل شهناز، عود نریمان، آواز شجریان و ترانهی "اندک اندک" شهرام ناظری عاشقانه گوش بسپارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد.
کسی که مولوی را قدری بشناسد، حافظ را قدری بخواند، خیام را گهگاه زیر لب زمزمه کند، و تکبیتهای ناب صائب را دوست بدارد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد.
کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان، عظمت خوفانگیز کاشیکاریهای اصفهان، و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد.
شاید سخت، شاید دردمندانه، شادی در فشار؛ اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد.
ارسالی از سمفونی گربه ها تلگرام