10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ـ
یا اباعبدالله . . .
از هیاهوی روزگار تاریک ، در این وادی حیرت . . به سوی پناهی بهر هوای تنفس برای حیات میگردم .
و تو ای سرچشمهی زندگی ! کربلایت محل تولد قلبها .
قلب های آزاده . جانهایی که با نوای نام تو ، صدای رسای بارانشان تا عرشِ سماء جریان مییابد و تبسمی از سوی فرشتگان نثار زلالِ اشکهایشان میشود . حسین علیهالسلام . . . تو ای حضرت محبت و عشق . . به دلهامان توانی بخش برای مهر . به چشمهامان طوفانی روا دار که آسمان وجود را در هم کوبد برای غم و حزن کودکانت . . و به جسمهامان جانی دوباره عطا کن ؛ تا توانیم که رسانیم خود را به اربعینت . . با ظاهری خاکی و پژمرده . با درونی مُرده از اندوه در روضهی تَنهای بیسر . . سَرهای بیتن
و آغوش دخترت به هنگام بوسیدن رگهای بریدهات . . .
رسان این نامهی نخوانده را به صاحبش . . که جز او کس نتواند داستان آشفتگی را خوانا شود . ای تو شنوندهی دانا به داستانهای نگفتهی ما .
ـ
حسینخیرالدین4_5805508183061436015.mp3
زمان:
حجم:
4.6M
من غرق در دنیا و به دنبال کشتی نجات تو میگردم . . .
بعضی از حرفها را نمیشود گفت ، نمیشود نوشت ، حتی نمیشود مدت زیادی بهشان فکر کرد یا به آب روان سپرد ! بعضی از حرفها برای شنیدن ، گفتن و نوشتن نیستند ! برخی حرفها از جنس گریه هایی خاص در مکانی منحصر به فردند . این حرفها بغض میشوند برای شکستن ، اشک میشوند برای باریدن . از جنس نور . بعضی از حرفها برای به کربلا رسیدن ، در بینالحرمین قدم گذاشتن ، دست راست بر سینه نهادن ، بیاختیار اشک ریختن و جان سپردن است . حرفهایی که آدمی را به کربلا میکشد ، چشمانش را به آن گنبد و بارگاه مقدس میدوزد و قلبش را به دور ضریح شش گوشه اش گره میزند . حرفهایی که دیگر همه جا تار دیده میشود . . .
و در کربلاء ، سیل اشکهاست که جاریست .