eitaa logo
هیئت محبین اهل بیت علیهم‌السلام
5.7هزار دنبال‌کننده
16.6هزار عکس
4هزار ویدیو
104 فایل
هیئت محبین اهل بیت علیهم السلام قم بامسئولیت: حجت الاسلام حاج احمد پناهیان شماره کارت نذورات ۶۱۰۴۳۳۷۸۱۱۴۲۹۲۷۱ سایت www.mohebbin.net جهادی @rebbiyyoon خواهران @mohebbin_etrat نوجوانان @mohebbin_nojavan مقتل الشهدا @fatemiyyeh_ir ادمین @mohebbin .
مشاهده در ایتا
دانلود
12.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 |حق الله امام حسین رو به کربلا آورد 🌹 🌙 رمضان ١۴٠٣-١۴٠٢ 🎙 حجت‌الاسلام 🕌 هیئت محبین اهل‌بیت علیهم‌السلام 📥 فایل باکیفیت کلیپ در 👈 آپارات 📌 ایتا | ویراستی | روبیکا | مدیا
📸 صحنه هایی ماندگار از حمایت مردم همیشه در صحنه قم از مردم مظلوم و مقتدر | @qomirib
11.88M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰 برافراشته شدن پرچم «یالثارات الحسین» هیئت در مسیر راهپیمایی پرشور و خروش امت ولایتمدار قم در @mohebbin_net
14040105_Ramezan_Shab24_Panahian.mp3
22.95M
🎧 🌙 جلسه بیست‌وچهارم 🔺 سه‌شنبه ۵ فروردین ۱۴۰۴ 🎙 حجت‌الاسلام حاج احمد پناهیان 🔺موضوع: 💠هیئت‌محبین‌اهل‌بیت علیهم‌السلام 🌹مقتل الشهداء فاطمیه سلام‌الله‌علیها 👌 صوتهای کامل منبر را در کانال با هشتگ دنبال کنید. @mohebbin_net
14040106_Ramezan_Shab25_Panahian.mp3
21.36M
🎧 🌙 جلسه بیست‌وپنجم 🔺 چهارشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۴ 🎙 حجت‌الاسلام حاج احمد پناهیان 🔺موضوع: 💠هیئت‌محبین‌اهل‌بیت علیهم‌السلام 🌹مقتل الشهداء فاطمیه سلام‌الله‌علیها 👌 صوتهای کامل منبر را در کانال با هشتگ دنبال کنید. @mohebbin_net
14040107_Ramezan_Shab26_Panahian.mp3
25.78M
🎧 🌙 جلسه بیست‌وششم 🔺 پنجشنبه ۷ فروردین ۱۴۰۴ 🎙 حجت‌الاسلام حاج احمد پناهیان 🔺موضوع: 💠هیئت‌محبین‌اهل‌بیت علیهم‌السلام 🌹مقتل الشهداء فاطمیه سلام‌الله‌علیها 👌 صوتهای کامل منبر را در کانال با هشتگ دنبال کنید. @mohebbin_net
هدایت شده از میهمانی شهیدان ۴۱
📜 روایت نامه میهمانی شهیدان ۴۱ 🌱برگ هجدهم و پایانی: شلمچه؛ کربلای ایران!
هدایت شده از میهمانی شهیدان ۴۱
📜 روایت نامه میهمانی شهیدان ۴۱ ✨تکه روایت های یک دانشجوی دانشگاه راهیان نور! 🌱برگ هجدهم: شلمچه؛ کربلای ایران! 🔸از صبح دلپذیر دوازدهم بهمن ۴۰۳ سخن میگویم. باز هم تقارنی قابل توجه رقم خورده است؛ ناخودآگاه فکر انسان به ۴۶ سال قبل می‌رود و ورود امام امت به این سرزمین را تصور میکند. در این ساعت های آخر، حسرتی بر جان همه نشسته است. به انتهای خط سفر رسیده ایم و دیگر یادمان دیگری نخواهیم رفت. روز و شب های سفر ما مثل برق و باد گذشت و حالا به کربلای شلمچه قدم گذاشته ایم. مردمان جنوب کشور وقتی عزم رفتن به کربلا را داشته باشند، حتماً از دروازه شلمچه می‌گذرند. چه بگویم که شلمچه نه تنها دروازه کربلاست بلکه خودش هم کربلاست! این دومی را فقط با دیده باطنی می‌توانی بنگری و چشمان سرت راهی به فهم آن ندارند. اینجا مقتل ده ها هزار شهید عملیات کربلای پنج است. می‌دانی؛ عالم ظاهر همیشه تحت سلطه عالم ملکوت است و حس میکنم که نورانیت شدید اینجا نیز بخاطر همین کربلا بودنش باشد! قدم قدم به سوی خط مرزی نزدیک می‌شویم و دودمه آخر را با سوز و ناله تکرار می‌کنیم: شاه گفتا کربلا امروز میدان من است عید قربان من است • خواهرم زینب پرستار یتیمان من است عید قربان من است... 🔸روزهای مبارزه، تنها روزهای زنده زندگی است. حاج احمد حالا پشت به مرز عراق ایستاده و ماجرای آن روزهای زنده را برایمان روایت می‌کند. می‌گفت که بصره برای عراق، حکم مرگ و زندگی را داشت. بچه های ما عزم کرده بودند که آنجا را بگیرند و شبکه ارتباطی عراق را مختل کنند. اگر بصره فتح میشد، دیگر به کربلا رسیدن هم دشواری چندانی نداشت. اما مگر دشمن بیکار نشسته بود؟! آن چنان دژهای مستحکم خود را بر سر راه نیروهای ما گذاشته بود که حتی یک قدم هم کسی جلو نیاید. شاید اصطلاح وجب به وجب هم بعد از کربلای پنج، روی زبان‌ها افتاده است. اینجاست که درمی‌یابی برای حفظ هر وجب اینجا خون‌ها داده‌اند! حاجی می‌گوید که ما این روایت های جنگ را در خانه هایمان هم می‌توانستیم بخوانیم، ولی اینجا می‌آییم که حادثه‌ها را خون شهدا برایمان روایت کند! آیا فقط این منطقه را تشکیل شده از خاک و سنگ می بینی؟! امواج دریای خون علمداران خمینی را نمی‌بینی؟! اگر حجاب های عالم کنار برود، یقین داشته باش که قصه پرغصه خون را خواهی شنید! شلمچه، استاد روایتگری ماجرای فتح خون بر آهن است. 🔸در خلال روزهای زنده کربلای پنج، صحنه هایی شکل گرفته که چه بسا ملائکه آسمان هم تاب دیدنش را نداشتند؛ اما بسیجیان ما ناگزیر بودند که ببینند! نه تنها ببینند؛ بلکه آن را زندگی کنند و خودشان بخشی از نمایش خدا باشند. خدا در همین صحنه نمایش است که بازیگران هنرمند خودش را انتخاب می‌کند و هنرشان را خریداری می کند. یکی از آن صحنه ها را حاجی برایمان تعریف کرد. آنجایی که ما به شدت زیر گلوله باران دشمن بودیم و نیروهای ما به صورت عادی نمی توانستند به خط مقدم بروند. چاره چه بود؟ عقب نشینی میکردند؟ سست و خسته می‌شدند؟! نخیر! تصمیم گرفتند که نیروها در محفظه تانکی قرار بگیرند و با کمک تانک به ابتدای خط بروند. اما می دانی آن تانک مجبور بود که از کجا عبور کند؟ مگر حاجی نگفت که اجساد نیمه جان رزمندگان ما متر به متر این منطقه را پر کرده بود و جای خالی پیدا نمی‌کردی که حتی قدم بزنی؟! رازش همین بود که تانک ما باید از روی نیروهای خودمان می‌گذشت! حال آن بسیجیانی که چاره ای جز له کردن برادرانشان را نداشتند فقط خود خدا می داند! 🔸حاج حبیب الله معصوم از استقامت بعد از مقاومت می‌گوید. مقاومت کردن خودش کاری سخت و پرزحمت است؛ اما حالا می‌فهمیم که مرحله ای بعد از آن هم وجود دارد که به آن استقامت میگویند. یعنی جایی که تیر نداری باز هم بایستی و با سنگ دفاع کنی! این معنا را فقط در اینجا میتوانی درک کنی. زندگی تکراری و عافیت طلبانه ای که بر فضای شهرها حاکم شده است؛ ما را از چشیدن طعم شیرین جهاد محروم کرده است. نمی بینی که مردم عالم وقتی استقامت اهالی غزه را در چند ماه گذشته به چشم دیدند، چگونه برآشفتند و به خیابان ها ریختند. فطرت انسان اگر دچار انحراف نشود، قطعاً عاشق زندگی جهادی و مقاومت و استقامت است. فرقی نمی‌کند در قلب اروپا باشی یا در قلب شلمچه! حرف های آخر حاج احمد دیگر کار را تمام می‌کند: «نباید به این سفر میومدی! حالا که اومدی باید مردونه وایسی...» 🔸شهدای آن روزگار آرزو داشتند که راه کربلا را باز کنند ولی حسرت دیدن این واقعه را با خود به مقتلشان بردند. حالا نیستند که خیل عظیم زوار کربلا را در مرزهای ایران ببینند. اگر کربلا آزاد شد، شک نداشته باش که سیاستمداران غاصب فلسطین هم روزی چون صدام سقوط میکنند. مطمئن باش که تا رهایی قدس هم چیزی نمانده است. مسئله خدا آزادی سرزمین ها نیست؛ مسئله خدا آزادی ما از نفس خودمان است. خدا می‌خواهد ببیند که برای اقامه دینش استقامت می‌کنیم یا نه؟!
هدایت شده از میهمانی شهیدان ۴۱
. 📜 روایت نامه میهمانی شهیدان ۴۱ ✨ برگ‌های قبلی از «تکه روایت های یک دانشجوی دانشگاه راهیان نور» را اینجا بخوانید 👇 🌱 برگ اول: تو هم باید مبعوث شوی! 🌱برگ دوم: از میان برف ها تا بحبوحه جنگ ها 🌱برگ سوم: سلام دوکوهه! 🌱برگ چهارم: همت مخلصانه 🌱برگ پنجم: به سوی تاریکی درخشنده! 🌱برگ ششم: مستی خواب و سختی ناب! 🌱برگ هفتم: به یاد دوندگی هایشان! 🌱برگ هشتم: صبحانه با طعم فراق! 🌱برگ نهم: در میانه شهر حضرت دانیال 🌱برگ دهم: استخاره نمی خواهد؛ فتح المبین در پیش است...! 🌱برگ یازدهم: حق خداست! حواست هست... 🌱برگ دوازدهم: مکه ای خونین در خط مرزی! 🌱برگ سیزدهم: دلم جوان است❤️ 🌱برگ چهاردهم: طلائیه، سه راه شهادت 🌱برگ پانزدهم: اروند؛ جریان خروشان زندگی 🌱برگ شانزدهم: با شهیدان اینجام بیعت می کنیم... 🌱برگ هفدهم: تا سحر باید بدویم! 🌱 برگ هجدهم و پایانی: شلمچه؛ کربلای ایران! ┄┄┄‌ ┅❖❁🌹❁❖┅ ┄┄┄ با کاروان همراه شوید👇 @MihmaniShahidan