تو زیباترین حزن من بودی. عزیزترین زخمم بودی. و این که با افعال گذشته از تو یاد میکنم، غمانگیزترین شکل انقراض است که برگزیدهام.
من خواندم و او شنید و خمیازه کشید
دست از منِ شاعر پر آوازه کشید
میگفت عزیزم، نفسم هستی تو
یکدَم که نبودم نفس تازه کشید .
راهی کردنتون و این تنهایی خود خواسته حس میکنم منجر ب شروع ی فصل جدید تو زندگیم میشه .
_ عدم .
راهی کردنتون و این تنهایی خود خواسته حس میکنم منجر ب شروع ی فصل جدید تو زندگیم میشه .
ی فصل که برسم ب خیلی از جملات کلیشه مانند و تکلیفم و با خودم روشن کنم .