امروز رفتم مثل همیشه نفسی گرفتم از کتابها؛ به دوستِ کتابفروشِ استادم این وقتها میگویم که «فقط آمدهام یک نفس بگیرم و بروم...!» همین؛ خریدی در کار نیست حتی بیشتر وقتها...
چند تایی هم عکس گرفتم از آنهایی که خواندهام یا تعریفشان را شنیدهام و خوشفروشند.
#کتاب_بخونید_عزیزای_دل
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
دوربین خوبی دم دست و بالم بود این صحنه را همینطوری سرسری رها نمیکردم!
#میبد
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
22.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هنر فردوسی در تصویرسازی و صدا دادن به داستان و روایت...
بینظیره؛ چه کرده این مرد بزرگ ادبیات ایران زمین
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
15.76M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کارِ زیبای «شوق پرواز» برای سالگرد شهید مهدی زینالدین رو ببینید...
ممنون از بچههای گروه که فوقالعادهن👇
@shogh_prvz
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
17.79M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقا سید جواد امامی در آموزشگاه سما، یه کارگاه نویسندگی برگزار کرده و بچههای پانا گزارش این کارو منتشر کردن...
مرحلهی ارتباط گیری با سنین زیر کلاس نهمی برای من یکی قفله ولی آقا سید جواد رو هر جا بفرستی جمع و جور میکنه :)
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
آدمیزاد یک وقتهایی ناجور دلتنگ میشود. همه ما تجربه کردهایم، حرف من را هم میفهمید...
بعضی این وقتها دود درمانی میکنند! یک لولهی کاغذیِ سفید را میگذارند بین دو لبِشان و فندک میکشند زیرِ سرش، بعد تنفس عمیق و دود راه پیدا میکند به همهی لولهمولهها و شاهراههای تنفسی. کرخت میشوند اعصابهایی که کارشان خبر اوردن و بردن به بخشهای هوشیاریِ مغز است!
بعضی اما خیال درمانی میکنند! میروند توی هپروت! دیدهاید؟ از اینهایی که توی کافیشاپ، شل و پل و نابود نشستهاند روی صندلیِ چوبیِ زمختی که سفتی و سختیشان اسکلتِ آدم را هم زجر میدهد. بعد همان چهار تا قطرهی اسپرسویِ سرد را بیست دقیقه کارشان است بخورند و خیره میمانند به جایی توی دیوارِ تاریک روبرو! آن هم با دستی که پرانتز شده زیر چانه...
بعضی اما...
ولش کنید؛ خودم را بگویم! من این وقتها نه دود درمانی میکنم نه خیال درمانی. مینویسم! توی نوشتههایی که بعد از نوشتنشان البته چیزی ازشان نخواهد ماند از هر چیزی که ریختهتم به هم، مینویسم. «کلمات» عجیبند! کلمات شُره میکنند از مغز و میریزند روی صفحه. و همراهشان چقدر چیزهای ناجور دفع میشوند از ذهن...
و من احساس میکنم آستانهی صبرم را کلمات بالا بردهاند! دستم را گرفتهاند و از آشوبِ فکرها بیرون کشیدهاند! شبیه امروزِ خستهام که نشستم و نوشتم. حرفهایی که هیچ وقت نمیشود جایی و برای کسی گفت را نوشتم و بعد پاک کردم تا اثری ازشان نماند!
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT
پنجشنبه ساعت 19 قراره از کتابِ «جادهی کالیفرنیا»ی استاد جعفری رونمایی بشه؛ در کتابشهر اردکان...
#سفرنامه_لبنان
#از_دست_ندهید
اَلِفـْـــ ــکٰافـْـ
@ALEF_KAF_NEVESHT