.. فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ ۖ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ ۚ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ ۖ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ
... و بر کسانی که روزه برای آنها طاقتفرساست؛ (همچون بیماران ، و پیرمردان و پیرزنان،) لازم است کفّاره بدهند: مسکینی را اطعام کنند؛ و کسی که کارِ خیری انجام دهد، برای او بهتر است؛ و روزه داشتن برای شما بهتر است اگر بدانید!
البقرة/184
با سلام با نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان عزیزانی که کفاره(عمد و غیر عمد) سال گذشته را دارند میتوانند مبلغ کفاره خود را برای کمک به نیازمندان به شماره کارت زیر واریز کنند لطفا به هیچ عنوان به شماره کارت های دیگر کانالواریز نشود مبالغ فقط و فقط جهت خرید برنج خواهد بود نه نان لطفادقت کنید🙏... با تشکر
6274121206409112
بانک اقتصاد نوین /محمد خسروی
https://eitaa.com/Ostadkhosravi/34750
همین الان پاشید برید بیرون
💫 #بارش_شهابی امشب از دست ندهید.
⭕️ البته به شرط اینکه در منطقه تاریک یا نسبتا تاریک زندگی میکنید، از الان تا نزدیکهای صبح به آسمان بنگرید 👇
میتوانید #شهابهای زیبایی را مشاهده کنید.
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فاجعهای در راهه که درکش نکردیم، اینو ببینید تا عمق فاجعه دستتون بیاد 🤦♂️
یکی از شبهاتی که مانع از قبول سریان تجزی در همه موجودات میشود، تبدیل اجزاء به مراتب است، وگمان میشود که مراتب غیر از اجزاء هست، وچنین مطلبی تشکیک نامیده میشود، مثلا گفته میشود که نور امری واحد ولی دارای مراتب است.
ولی "تشکیک" امری عرفی ونه عقلی است، که از گمان وحدت شیی متجزی حاصل میگردد، مثلا شخص خیال میکند که سیاهی با کثرت رنگینه ها متعدد ومتجزی نمیشود، وآن را امری واحد وسیال میپندارد، وگمان میکند که مراتب غیر از اجزاء است، ومیگوید مرتبه سیاهی این بالاتر از مرتبه سیاهی دیگری است، با اینکه در واقع حقیقت سیاهی امری متجزی است، که با کثرت تعداد رنگینه ها، سیاهی شدید میشود، ویا مثلا نور شدید به جهت کثرات اجزاء نور که عبارت از موج ویا فتون ها باشد، نور شدید محقق میشود.
جالب است که علماء اصول برای کسی که اجتهادش ضعیف باشد عبارت "مجتهد متجزی" استفاده میکنند، که تعبیری رسا وواقع گرایانه است.
1. سوالاتي در مورد حقیقت خداوند
1.1. نسبت ما با خدا: آیا وجود خداوند، همان وجود خلق است، یا او موجودی است برتر (متعالی)؟!
آیا برتری وجود خداوند بر خلق را چه معناست؟!
آیا ما صورتهای (جلوه) وجود خداوندیم یا مخلوقات او؟!
1.2. مساله حدوث: آیا زمان و مکان، حادثند و مخلوق؟!
حدوث زمان و مکان چگونه تصور مىشود؟!
1.3. تناهی وعدم تناهی خدا: آیا خداوند موجودی نامتناهی است؟! و اگر نیست آیا موجودی ناقص است و محدود؟!
آیا تفاوت وجود خالق و مخلوق به کوچکی این و بزرگی آن، و محدودیت این و سعه وجودی آن است؟!
آیا وجود خداوند متعال هر زمان و مکانی را پر کرده است؟!
1.4. کیفیت خلق: آیا هر چه در خلق هست، خداوند هم آن را دارد؟! اگر دارد چگونه ممکن است دارای اجزا نباشد؟! و اگر ندارد، چگونه آن را به دیگران اعطا مىکند؟!
1.5. چرا خداوند خالق ندارد؟
1.6. سائر فواعل:فاعل افعال بشر کیست؟! آیا ما در افعال خویش مجبوریم یا مختار؟
1.1. اصل اول: هر موجود ممكنى، عددی (= قابل پذيرش كمی و زيادى) است.
آنچه پذیرای وجود باشد، وجود مثل و مانند آن نیز ممکن است، براین اساس هر چیزی که ایجاد آن ممکن باشد حقیقتی عددی (= قابل شمارش) بوده، و واقعیتی قابل زیاده و نقصان دارد. (میتوان بر آن افزود از جهت زیاده وعدد)
امام صادق علیه السلام مىفرمایند :
إنّي ما وجدت شيئاً صغيراً ولا كبيراً إلّا وإذا ضمّ إليه مثله صار أكبر.
من هيچ چيز کوچک يا بزرگی نيافتم مگر اينکه هر گاه مثل آن بر آن افزوده گردد بزرگتر خواهد شد.
امام رضا علیه السلام مىفرمایند:
كلّ محدود متناه إلی حدّ، فإذا احتمل التحديد احتمل الزيادة، وإذا احتمل الزيادة احتمل النقصان.
هر چیزی که قابل شناخت باشد متناهی به حد خاصی است، و چون قابل تحدید باشد قابل افزایش خواهد بود، و هر چیزی که قابل افزایش باشد قابل نقصان است.
کل شیئ عنده بمقدار
قدر کل شیی تقدیرا