eitaa logo
نجوم اصیل ایرانی اسلامی(التفهیم)
5.1هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
2.2هزار ویدیو
89 فایل
تدریس و توضیح و تحلیل نجوم ایرانی اسلامی(نه اختر فیزیک امروز) توسط پژوهشگر و محقق این حوزه محمد خسروی..مدیریت موسسه علم و تمدن پارس (بنده علوم غریبه کار نمیکنم بلد هم نیستم)کمک مالی هر مبلغی هر مقداری جهت گسترش کانال به نام محمد خسروی 6104338905692188
مشاهده در ایتا
دانلود
1. سوالاتي در مورد حقیقت خداوند 1.1. نسبت ما با خدا: آیا وجود خداوند، همان وجود خلق است، یا او موجودی است برتر (متعالی)؟! آیا برتری وجود خداوند بر خلق را چه معناست؟! آیا ما صورت‌های (جلوه) وجود خداوندیم یا مخلوقات او؟! 1.2. مساله حدوث: آیا زمان و مکان، حادثند و مخلوق؟! حدوث زمان و مکان چگونه تصور مى‌شود؟! 1.3. تناهی وعدم تناهی خدا: آیا خداوند موجودی نامتناهی است؟! و اگر نیست آیا موجودی ناقص است و محدود؟! آیا تفاوت وجود خالق و مخلوق به کوچکی این و بزرگی آن، و محدودیت این و سعه وجودی آن است؟! آیا وجود خداوند متعال هر زمان و مکانی را پر کرده است؟! 1.4. کیفیت خلق: آیا هر چه در خلق هست، خداوند هم آن را دارد؟! اگر دارد چگونه ممکن است دارای اجزا نباشد؟! و اگر ندارد، چگونه آن را به دیگران اعطا مى‌کند؟! 1.5. چرا خداوند خالق ندارد؟ 1.6. سائر فواعل:فاعل افعال بشر کیست؟! آیا ما در افعال خویش مجبوریم یا مختار؟
1.1. اصل اول: هر موجود ممكنى، عددی (= قابل پذيرش كمی و زيادى) است. آنچه پذیرای وجود باشد، وجود مثل و مانند آن نیز ممکن است، براین اساس هر چیزی که ایجاد آن ممکن باشد حقیقتی عددی (= قابل شمارش) بوده، و واقعیتی قابل زیاده و نقصان دارد. (میتوان بر آن افزود از جهت زیاده وعدد) امام صادق علیه السلام مى‌فرمایند : إنّي ما وجدت شيئاً صغيراً ولا كبيراً إلّا وإذا ضمّ إليه مثله صار أكبر. من هيچ چيز کوچک يا بزرگی نيافتم مگر اينکه هر گاه مثل آن بر آن افزوده گردد بزرگتر خواهد شد. امام رضا علیه السلام مى‌فرمایند: كلّ محدود متناه إلی حدّ، فإذا احتمل التحديد احتمل الزيادة، وإذا احتمل الزيادة احتمل النقصان. هر چیزی که قابل شناخت باشد متناهی به حد خاصی است، و چون قابل تحدید باشد قابل افزایش خواهد بود، و هر چیزی که قابل افزایش باشد قابل نقصان است. کل شیئ عنده بمقدار قدر کل شیی تقدیرا
1.1. اصل دوم: هر موجود عددى‌ای متجزّی است. هر چیزی که پذیرش وجود، و فرض تعدد و قبول زیاده و نقصان درباره آن امکان داشته باشد (= ممکن الوجود)، دارای مقدار واجزا مى‌باشد ، و عقل به روشنی مى‌یابد که فرض تعدد و تکثّر و زیاده و نقصان از خواصّ کمیت و مقدار بوده، و تصور آن‌ها جز درباره شى‌ء دارای مقدار و اجزا ممکن نیست. به خواست خداوند تعالی در بحث اثبات توحید و یگانگی خالق متعال بیان خواهیم داشت که دلیل بر استحاله تعدد ذات باری این است که: امکان تعدد و تکثّر، فرعِ بر دارای مقدار و اجزا بودنِ شى‌ء است، و از آنجا که خداوند جلّ و تقدس جزء و کلّ و مقدار ندارد محال است که شریک و دوم و سوم برای او بتوان فرض کرد. امام صادق علیه السلام مى‌فرمایند: فهو الواحد الّذي لا واحد غيره لأنّه لا اختلاف فيه. پس او واحد و یکتایی است که جز او واحدی نباشد، زیرا وجود او گونه‌گونه نیست. [بنابراین اعتقاد به وجود مجرداتی که هم متعدد باشند و هم جزء نداشته باشد عقیده‌ای نادرست است زیرا: اولا: گفتیم که: حکم مذکور (ملازمه فرض تعدد با کمیت و مقدار) از بدیهیات مى‌باشد. ثانیا: در فرض مذکور _ یعنی در صورت فرض تعدد و تکثّر موجوداتی که دارای مقدار و اجزا نباشند _ بدون شک هر یک از افراد چنین مجموعه‌اى، جزئی از کلّ آن‌ها خواهد بود (به گونه‌ای که مثلا مجموع ده فردِ آن‌ها دارای مقداری از وجود است که نه فردِ آن‌ها آن مقدار را ندارد، و هر هشت فرد از آن‌ها دارای مقداری از وجود است که هفت فرد از آن‌ها دارای آن مقدار از وجود نیست و همین‌طور)، پس مجموعه ده فردِ آن‌ها قابل انقسام به ده جزء مى‌باشد، و هر حقیقتی که قابل انقسام به عدد معینی باشد به کمتر و بیشتر از آن نیز قابل تقسیم است، چه اینکه بدیهی است اگر عدم قابلیت انقسام در مورد چیزی ذاتی آن باشد مطلقا قابل انقسام نخواهد بود، و چنانچه ذاتی آن نباشد تفاوتی بین کمی و زیادی انقسامات، و کوچکی و بزرگی اجزای آن نمى‌باشد. در نتیجه، هر فرد از افراد ده‌گانه قابل انقسام به انقسامات مختلف و دارای اجزا خواهد بود.
1.1. اصل سوم: نامتناهى، محال و موهوم است. بر اساس حکم بدیهی عقل، حقیقت مقداری و عددی و دارای جزء و کل، در هر مقداری که موجود شود باز هم قابل زیاده و نقصان مى‌باشد و محال است که افرادی نامتناهی از آن حقیقت محقّق شود. امام صادق علیه السلام مى‌فرمایند: ما احتمل الزيادة كان ناقصاً، وما كان ناقصاً لم يكن تامّاً. هر چیزی که قابل زیادت و فزونی باشد ناقص است، و هر چیزی که ناقص باشد کامل نیست . أنت الّذي لا تحدّ فتكون محدوداً. تو آن هستی که وصف نمى‌شوی که در نتیجه محدود باشى. امام مجتبی علیه السلام مى‌فرمایند: الّذي لم يكن له... اختلاف صفة فيتناهى. خداوندی که... دارای صفات مختلف و گوناگون نیست، که در نتیجه متناهی گردد. توضیح بیشتر درباره محال بودن وجود نامتناهی این است که: حقیقت عددی _ چه کم متّصل فرض شود و چه کم منفصل، و چه حصّه‌های متعدد وجودى، و چه مراتب شدید و ضعیفِ یک حقیقت، محال است که نامتناهی و نامحدود باشد زیرا: الف) هر عددی که فرض کنیم همان عدد به اضافه یک فراتر از مفروض اول خواهد بود، پس هرگز مرتبه نامتناهی آن تحقّق نخواهد یافت. ب) عدد، حقیقتی قابل زیاده و نقصان است و چنانچه تحقّق مرتبه نامتناهی آن ممکن باشد لازم مى‌آید آن مرتبه قابل زیاده نباشد، یعنی لازم مى‌آید عدد به آخر رسیده و محدود و متناهی باشد. و ج) از هر حقیقت عددی و شمارشی که آن را نامتناهی فرض کرده‌ایم مقدار معینی مى‌کاهیم، اگر باقى‌مانده با مفروض اولی مساوی باشد تساوی دو مقدار غیرمساوی لازم مى‌آید، و چنانچه باقى‌مانده از مفروض اولی کمتر باشد محدود و متناهی خواهد بود و مفروض اولی نیز که مقدار معینی بر آن افزون دارد باید متناهی و محدود باشد.
[تذکر نکاتی پیرامون موهوم‌بودنِ وجودِ نامتناهی لازم است: 1 . "عدد"، واقعیت خارجی ندارد و نماد معدود مى‌باشد، لذا منظور حقیقی از موضوعِ احکامی که گفتیم تمامی موجودات قابل اتّصاف به وصف "نامتناهى‌بودن"، و همه اشیای دارای اجزای واقعی خارجی مى‌باشد. 2 . مجموعه‌ای را که دائما قابل زیادت است، و افراد آن هر چه زیاد شوند پیوسته محدود و متناهی خواهند بود _ مانند عمر جاویدان اهل بهشت _، "نامتناهی لایقفى" (= غیر ایستا)، مى‌نامند، (گر چه صحیح این است که آن را "متناهی لایقفى" بنامیم). 1.1.1. متفرع بر اصل سوم: موجود دارای مقدار و اجزا (= ممكن)، حادث حقيقی (= دارای ابتدای وجود) است. موجود دارای مقدار و اجزا و عدد از هر جهت محدود بوده، و از حیث زمان و مکان لزوما متناهی است. علاوه بر اینکه حقیقت متجزی و قابل وجود و عدم، نیازمند به این است که دیگری آن را ایجاد کند، و هرگز نمى‌توان موجودی را که ازلی بوده و عدم نداشته باشد ایجاد کرد، و گرنه تحصیل حاصل لازم مى‌آید. امام رضا علیه السلام مى‌فرمایند: إنّ ما لم يزل لا يكون مفعولاً... إنّ الفعل كلّه محدث. آنچه ازلی باشد مفعول و مخلوق نخواهد بود... همانا هر فعلی حادث و مخلوق است . امام صادق علیه السلام مى‌فرمایند: إنّه لو كان معه شيء في بقائه لم يجز أن يكون خالقاً له، لانّه لم يزل معه فكيف يكون خالقاً لمن لم يزل معه؟ امام صادق علیه السلام مى‌فرمایند: ... فإن كنت صنعتها وكانت موجودة فقد استغنيت بوجودها عن صنعتها. 1.1.2. متفرع بر اصل سوم: زمان و مكان، متجزّی و حادث حقيقی مى‌باشد. زمان و مکان، (چه دارای وجودی اصیل فرض شوند و چه انتزاعى) مقداری و عددی و دارای اجزا مى‌باشند و محال است که وجودی نامتناهی و ازلی داشته باشند.
نعمات بهشتی.mp3
زمان: حجم: 897.7K
سلام روز بخیر خوبین ؟ پاسخ روان. به. سخن ایشان ممکنه. بدهید تا. در گروه. بگذارم. ؟؟؟
ایشان انسانی مریضی هست که هیچ وقت احساس عشق ومحبت را تجربه نکرده است، ولذا اگر از او در مورد ازدواج هم سوال کنند قهرا اینطور پاسخ خواهد داد که شما میخواهی ازدواج کنی که فقط سکس کنی وشخصی برایت آب وغذا بیاورد؟! ولی پاسخ خواهد شنید که آنچه ازدواج را مطلوب میسازد آرام شدن دو انسان در یکدیگر وچشیدن تجربه شیرین محبت به یکدیگر، همراه با تجربه شیرین فرزند آوری وشنیدن صدای خنده کودکان، واز همه بالاتر تحصیل رضایت خدای متعال ونشاندن لبخند بر امام زمان علیه السلام است. وآنچه رابطه جنسی دو زوج را لذت بخش میکند همین مطالبی است که در نگاه ایشان اصلا دیده نمیشود، زیرا گویا هر چه تجربه کرده است صرفا تن فروشی بوده است، که در مقابل اندکی پول خود را به دیگران واگذار کرده است، وهیچگاه در کنار مردی که به او عشق بورزد وبرای او زیباترین جملات عاشقانه را بگوید، قرار نداشته است، هیچگاه در کنار خود فرزندی نداشته است که از صدای او به وجد آید وبرای دیدن خنده کودکانه او دست به هر کار بزند، به خدایی باور نداشته است که کسب رضایت او تمام لحظات زندگی اش را سرشار از انگیزه ونشاط پر کرده باشد، وبرای تحصیل رضای او ازدواج کند تا بتواند با تحمل برخی سختیها خدمتی به دین او بکند، و لذا حیوانی زندگی کرده وحیوانی فکر میکند. آنچه لذائذ بهشتی را، لذت میکند دیدن رضایت در اعطاء کننده این لذائذ است، مثلا اگر کسی به میهمانی برود که صرفا جلوی او غذا بگذارند ومیزبانی نبینید ویا میزبانی باشد که مثل آدم آهنی صرفا برای او امکانات فراهم کند، این صرفا لذت حیوانی خواهد بود، ولی اگر در آن میهمان میزبانی باشد که همه هستی شما متعلق به او باشد، واو برایتان زندگی دنیوی را فراهم کرده است که با اندکی سختی در مدت محدودی، به لذائذ بی پایان برسید، وعشق ومحبت به این میزبان سراسر وجود شما را پر کرده باشد، و با لبخندی شیرین به استقبال بیاید وغذاهای که برایتان میاورد همه حکایت از رضایت او از شما باشد، ودر کنار شما افرادی باشند که تمام وجود شما عشق وعلاقه به دیدن آنها باشد، زیرا آنها مجسمه خودگذشتگی وعدالت بودند، وبرای رفاه انسانهای دیگر همه هستی خود را در راه خدا عطا کرده اند، دیگر هیچگاه نگاه شما به این لذائذ، لذائذ حیوانی وپست نخواهد بود، وبلکه تک تک این لذائذ برای شما دارای خاطره ماندگاری خواهد بود که هیچگاه فراموش نخواهند شد، زیرا یادآور رضایت خالق هستی، خالق هر محبت وآرامش، خالق همه انسانهای عادل ومهربان، خالق محبت مادر وزیبائیهای هستی است، یادآور همراهی وهمنشینی با انسانهایی که در همه عمرت منتظر یک نگاه به آنان بودی...