🔻 اصالت اصلین
آنچه در تقریر بحث #اصالت_وجود اهمیت بسزایی دارد این است که خارجیت، تشخص و جزئیت از ذاتیات وجود میباشد، به عبارتی وجود ضرورتا طارد عدم است که تحقق و فردیت ومنشائیت آثار عین حقیقت اوست. اما #ماهیت در نقطه مقابل قرار دارد، کلیت، ذهنیت وابهام از ذاتیاتش میباشد، ماهیت هیچ ضرورتی بر طرد عدم ندارد، و چون اِبای از صدق بر کثیرین ندارد همیشه کلی است و کلیت ویژگی امر ذهنی است. باید در نظر داشت که چگونه ماهیت با این اوصاف میتواند تحقق خارجی داشته باشد؟؟ قطعا نمیتواند در خارج از ذهن موجود شود. عالم خارج از ذهن، وعاءِ امور فردی وجزئی است که هردو در تقابل با امر کلی (ذاتی ماهیت) میباشند، با این حساب چنانچه امر کلی در خارج از ذهن محقق شود دیگر کلی نیست بلکه جزئی است، لذا ماهیت با حفظ کلیت و ذهنیت نمیتواند در خارج از ذهن محقق شود و زیرا انقلاب در ذاتیات رخ میدهد و این امر محال است. پس آنچه عالم و جهان را فرا گرفته از سنخ وجود میباشد، چه اینکه ماهیت تصویر ذهنی وجود است و نه خود حقیقت زیرا مفهوم نمیتواند به عنوان حقیقت موجودات لحاظ شود.
اما جناب #استاد_فیاضی در تقریرشان بر اصالت وجود، ماهیت را در خارج از ذهن موجود میدانند، ایشان موجود خارجی را امری بسیط ولی متشکل از ماهیت و وجود میدانند، نکته اصلی اینجاست که ماهیت تحت هیچ شرایطی امکان تحقق در خارج را ندارد، البته جناب #فیاضی تحقق ماهیت را بالذات نمیداند یعنی قائل است که گرچه ماهیت در خارج موجود است اما معلول علتی به نام وجود میباشد و تحققش برای خودش نیست، لذا ماهیت بالعرض وجود، موجود است. اما این سخن ایشان را از محذور #اصالت_ماهیت خارج نمیکند زیرا #صدرا ماهیت را به حیث تقییدیه وجود و مجازا موجود میداند، اما استاد فیاضی ماهیت را به حیث تعلیلیه وجود و حقیقتا موجود میداند واین یعنی ماهیت در خارج موجود است، با این توضیح باید از ایشان پرسید که چگونه امری که ذاتش عین ذهنیت وکلیت است وهیچ ضرورتی بر طرد عدم و وجود ندارد میتواند در خارج محقق شود و باز همان ذاتیات را داشته باشد؟؟ مگر میتوان ماهیت که امر کلی است را به خارج از ذهن که موطن جزئیات است آورد و در عین حال آنرا کلی دانست؟؟؟ البته نمیتوان قول ایشان را اصالت الوجود واعتباریت ماهیت دانست، بلکه باید ایشان را قائل به تحقق اصلین یعنی اصالت الوجود واصالت الماهیت دانست چنانچه خود ایشان نیز در مقاله "طالع ماهیت در آسمان هستی" در توضیح قول خودشان و وجه تسمیه آن میگویند:
"الماهیتُ و الوجود کِلِیهِما اصیلُُ"
╰๛---๛---๛-------------
🔻از جمله امور محال در فلسفه صدرایی تحقق توامان وجود و ماهیت در خارج از ذهن است که آنرا اصطلاحا قاعده، تحقق الاصلین محال است مینامند.
جالب اینجاست که استاد فیاضی در تعلیقاتشان بر کتاب شریف نهایة الحکمة در مقام توضیح ودفاع از اصالت الوجود که نافی تحقق واصالت الماهیت است برمیآیند، حال آنکه سالها قبل در مقاله "طالع ماهیت در آسمان هستی" که خودشان قلمی فرمودند در توضیح نظریه خود میگویند:
"الماهیتُ و الوجود کِلِیهِما اصیلُُ" واین همان تکرار تحقق الاصلین میباشد، که حکمای صدرایی همگی بر محال بودن آن تاکید کردهاند.
🔻 در نزاع با ماهیت
موجود ، در نگاه #ملاصدرا دو معنا دارد:
۱) صدق حمل: در نگاه نخست موجود عبارت است از صادق بودن حمل مفهومی بر عالم خارج، چنانچه بگوییم هذه الشجر و تلک القمر...این درخت است و آن ماه میباشد، صدق همه این مفاهیم بر خارج صحیح وصادق است. در این حالت میگوییم، شجر وقمر موجود میباشند. موجودیت در این موقف یعنی آنکه این مفاهیم واقعا از حقیقتی خارجی حکایت میکنند وحکایتشان هم صحیح است. به عبارتی صدقشان بر خارج به حمل ذوهو صادق است.
۲) تحقق هویت: در معنای دوم، موجودیت یعنی چیزی که وعاء عالم خارج را پُر کرده. عالم خارج چیزی جز او نیست. در اینحالت موجودیت یعنی تحقق در خارج. به عبارتی صدق مفهوم بر خارج هوهو است یعنی تمام موجودات خارجی فرد حقیقی او میباشند به نحوی که میتوانیم به تک تک موجودات خارجی اشاره کنیم وبگوییم، این موجود فرد خارجی و واقعی آن امر است.
ملاصدرا بارها برای ماهیت موجودیت(در معنای اول) قائل شده اما موجودیت در این معنا همان صدق حمل است، یعنی صدرا قبول دارد که ماهیت تصویر و مفهومی ذهنی از وجود است که حکایتش از خارج حقیقی است. در بحث اصالت وجود موقف بحث اساسا معنای اول از موجودیت نیست بلکه منظور از اصالت داشتن، موجودیت در معنای دوم است، یعنی سوال اینجاست که چه چیزی عالم خارج را پُر کرده و فرا گرفته؟ آیا وجود عالم را پُر کرده؟ یا ماهیت؟ آیا وجود به حمل هوهو بر خارج صادق است وهمه چیز از سنخ وجنس وجود است؟؟ یا افراد وعساکر ماهیت خارج را تصرف کرده اند؟؟
بنابر اصالت الوجود، همه چیز فرد وجود است و وجود عالم خارج را پُر کرده، گرچه ماهیت در معنای دوم موجود است یعنی ماهیت یک مفهوم ذهنی است که بر مصادیق خارج صادق است واز وجود حکایت میکند، اما هرگز پای در خارج نگذاشته و موطن ایشان فقط ذهن میباشد. پس وجود در هر دو معنا موجود است وبر هر دو حمل ذوهو _هوهو بر خارج صادق است، اما ماهیت فقط در معنای اول موجود است و صرفا امر ذهنی است که حاکی عن الخارج است، وبه حمل ذوهو بر موجودات صادق است وهرگز در معنای دوم موجود نیست.
به اعتقاد مرحوم #علامه_مصباح_یزدی ماهیت به هیچ یک از دومعنای موجودیت هیچگونه وجودی ندارد. به باور ایشان اگر باعلم حضوری به خارج برویم، خبری از ماهیات نیست وتنها وجود مشکک را پیدا میکنیم ولی اگر به ذهن و عالم تصاویر برگردیم ماهیت را پیدا نمیکنیم. پس ماهیت نه واقعیت خارجی است ونه حتی تصویر واقعیت خارجی. ماهیت صرفا تصویری از حد و مرز و نفاد واقعیت خارجی است، ماهیت حتی حدونفاد وجود هم نیست، چون در اینحالت برای ماهیت شان خارجی قائل شدیم ومیگوییم حد خارجی وجود است...بلکه ماهیت تصویر ذهنی و اعتباری از حد واقعیت خارجی است. ایشان این مثال را میزنند که اگر یک تکه کاغذ را برداریم وبا قیچی یک سه گوش را برش بزنیم، مفهوم مثلث به ذهن میآید ایشان میگوید تا موقعی که کاغذ را نبریده بودید مفهوم مثلث به ذهن نمیآمد بعد که بریدیم واز کاغذ کم کردیم مفهوم مثلث به ذهن آمد، پس معلوم است که مفهوم مثلث از نبودن کاغذها به ذهن متبادر میشود. براین اساس ماهیت تصویر نفاد وجود است...به عبارتی ماهیت تصویرِ "نبودن وجود" است.
╰๛---๛---๛---------------
🔻 قول استاد فیاضی، تفریط از سخن ملاصدرا در تقریر اصالت الوجود است، ایشان هم وجود وهم ماهیت را اصیل میداند.
همچنین قول مرحوم علامه مصباح، افراط از کلام صدرا میباشد، ایشان حتی شان حاکوی و ذهنی هم برای ماهیت قائل نیست، ملاصدرا ماهیت را فقط در ذهن موجود میدانست و بهرهای برای آن در خارج قائل نبود، اما مرحوم مصباح نه در خارج ونه حتی در ذهن هیچگونه تحققی برای ماهیت قائل نیست.