25.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عبث=بیهوده......سوره مؤمنون آیه ۱۱۵....
@ALTAFHIM
هوالحی
ماه شریف جمادی الاول ۱۴۴۷هجری در صورت فلکی حوت....انشالله حدود ۵روز مانده تا شرف قمر آبان ماه...(یا فاطمه زهرا علیهاالسلام )....
@ALTAFHIM
306.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تغییر رنگ ماه در زمان طلوع ناشی از عبور از لایه های غلیظ جو زمین
همین رنگ در زمان غروب کردن برای ماه و خورشید هم با همین شدت قابل مشاهده است.
🌔
9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 نظر داوکینز درباره ی تنظیم دقیق
🔹 از نظر داوکینز، برهانِ تنظیم ظریف برای اثباتِ وجودِ یک عامل و طراح که ثابتهای فیزیکی را به نحو بسیار دقیقی تنظیم کرده باشد، میتواند برهان خوبی باشد.
البته او تاکید می کند نهایتا این برهان شاید بتواند دئیسم ( خداباوری بدون شریعت) را اثبات نماید نه ادیان الهی را و عیسی و محمد را...
پ ن : آقای ریچارد همین مقدار برگشت شما، هم برای ما بسیار ارزشمند است و این که آتئیسم و #الحاد هیچ مبنایی ندارد.
🆔
🔺پرسش و گلایه یک پزشک و درکی که با گذشت زمان حاصل شد.
سالها پیش، پزشکی در مطب خود به من گفت: «چرا طلبهها فقط حرف خودشان را حق میدانند و حاضر نیستند سخن دیگران را بشنوند یا بپذیرند؟» آن روز، از این سخن بسیار ناراحت و آزرده خاطر شدم و آن را قضاوتی ناعادلانه و اشتباه میپنداشتم. اما گذر زمان، تجربه و تامل بیشتر، کمکم مراد و منظور او را برایم روشن کرد. امروز با عمق وجود درک میکنم که سخن آن پزشک، (هرچند کلیگویی بود)، متأسفانه چندان هم گزاف نبود و نمونههای این «آفت فکری و رفتاری » را میتوان در میان برخی از طلاب و فضای حاکم بر برخی از حوزههای علمیه مشاهده کرد.
نکته کلیدی اینجاست که ریشه این رفتار را عمدتاً نباید در «ذات» یا «شخصیت» طلاب جستجو کرد، بلکه این یک مسئله «ساختاری» است که از عوامل آموزشی، فرهنگی و روانشناختی سرچشمه میگیرد.
در ادامه، به تفصیل به این عوامل میپردازم:
⁉️ریشهیابی مسئله:
۱. نظام آموزشی مبتنی بر حفظمحوری و عدم پرورش «تفکر نقادانه»:
در بسیاری از محیطهای حوزوی، محور آموزش بر انتقال متون کلاسیک و تقلید از آرای پیشینیان استوار است. در چنین نظامی، فضای کمی برای پرسشگری، تحلیل مستقل و نقد منطقی فراهم میشود. نتیجه این میشود که طلبه، بیشتر بهعنوان «راوی» و «مقلد» تربیت میشود تا «محقق» و «نوآور». وقتی ذهن با روشهای نقادانه آشنا نباشد، طبیعی است که در مواجهه با ایدههای جدید و متفاوت، به جای تحلیل، به انکار یا بیاعتنایی روی میآورد.
۲. برداشتهای جزمگرایانه و سطحی از دین:
متأسفانه برخی از طلاب، برداشت ها و تفسیر های خود یا برخی علما از دین را، قطعی و انعطاف ناپذیر میبینند. در این نگاه، کمتر جایی برای عقلانیت، فلسفه و اخلاق به ویژه فهم آزاد دینی وجود دارد. وقتی یک قرائت از دین بهعنوان یک «ساختار مطلق و تغییرناپذیر» معرفی شود، هر اندیشه مخالف یا متفاوتی، نه به عنوان یک «دیدگاه قابل بررسی»، بلکه به عنوان یک «انحراف» یا «باطل» تلقی خواهد شد.
۳. آموزش ناقص و بستهی فکری:
وقتی نظام آموزشی،طلبه را تنها با یک مکتب فکری خاص و ادله آن آشنا کند و او را از مطالعه و فهم سایر مکاتب فقهی، کلامی و فلسفی – حتی در درون خود سنت اسلامی – محروم نماید، طبیعی است که افق فکری او محدود میماند. این کمبود اطلاعات و عدم آشنایی با گستره وسیع استدلالهای موجود، باعث میشود طلبه ناخواسته و از روی «جهل مرکب»، هر سخن مخالفی را ناپذیرفتنی بداند.
۴. عوامل روانشناختی و فشارهای اجتماعی:
از منظر روانشناسی،افرادی که در محیطهای بسته تر، اقتدارگرا تربیت میشوند، اغلب برای کاهش «ناهماهنگی شناختی»، در برابر دیدگاههای مخالف مقاومت میکنند. علاوه بر این، فضای جمعی برخی حوزهها گاهی به گونهای است که ابراز عقیده مخالف یا پذیرش دیدگاههای «غیرخودی» میتواند با هزینههای اجتماعی مانند طرد شدن، برچسبخوردن یا از دست دادن موقعیت همراه باشد. بنابراین، این رفتار میتواند یک مکانیسم دفاعی برای «بقای اجتماعی» فرد در جمع باشد.
۵. غفلت از «تهذیب نفس» به عنوان رکن اصلی تعلیم و تربیت:
متون اصیل حوزوی همواره بر همراستایی«علم» و «عمل» و ضرورت «تهذیب اخلاق» تاکید داشتهاند. گاهی در عمل، کسب مدارج علمی بر پرورش فضایل اخلاقی چون حلم، فروتنی فکری، صبر بر شنیدن سخن مخالف و انصاف در داوری، پیشی میگیرد. طلبهای که «حلم» نداشته باشد، حتی اگر عالم هم باشد، در مواجهه با مخالف، به جای استدلال، به تحکم و جزمیت روی میآورد.
۶. فقدان «هنر تحمل مخالف» و گفتوگوی سازنده:
در نهایت،این مسئله را میتوان در «نداشتن مهارت گفتوگو» خلاصه کرد. بسیاری از ما نیاموختهایم که چگونه میتوان با کسی که عقایدش را باور نداریم، محترمانه و عاقلانه گفتوگو کرد. نتیجه این میشود که مخاطب نه یک «همکلام»، که یک «حریف» یا «دشمن» تلقی میشود که باید شکست داده شود، نه اینکه فهمیده شود.
✅جمعبندی و راهکارهای پیشنهادی:
بنابراین، مسئله «جزمیت فکری» در میان برخی طلاب را نه میتوان به حساب «تعصب ذاتی» گذاشت و نه صرفاً یک «ضعف فردی» دانست. این پدیده، تا حد زیادی محصول طبیعی «ساختارهای آموزشی»، «فرهنگ حاکم» و «الگوهای روانشناختی» حاکم بر برخی محیطهای حوزوی است.
برای مقابله با این آفت، راهکارهای زیر میتواند سودمند باشد:⬇️
🔹 مطالعه نقادانه و گسترده:
مطالعه آثار متفکران مختلف، حتی آنهایی که با آنان مخالفیم، تا ذهن با استدلالهای گوناگون و نحوه نقد آنها آشنا شود.
🔹مواجهه فعال با افکار مخالف:
به جای پرهیز از نظرات مخالف، عمداً خود را در معرض آنها قرار دهیم و تمرین کنیم که هسته منطقی و حقیقت ممکن درون آن را بیابیم.
ادامه در صفحه بعد ⬇️⬇️
ادامه از صفحه قبل ⬇️⬇️⬇️
🔹پرورش عادت به «تفکر آزاد»:
ایجاد فضای امن برای پرسشگری و اندیشیدن بدون دغدغه «خطا» در میان طلاب. به یاد داشته باشیم که بزرگان نیز همواره در معرض خطا بودهاند.
🔹نهادینه کردن «فروتنی فکری»:
به خود و دیگران این حق را بدهیم که همواره احتمال خطا در باورها و تحلیلهایمان وجود دارد. این اصل ساده، بزرگترین سد در برابر جزمیت و خودرأیی است.
🔹اخلاق ، اخلاق ، اخلاق‼️
💢بازار عجیب جادو و جنبل در اینستاگرام؛ طلسم مرگ ۱۲ میلیون، پنجه جغد ۶ میلیون و پوست کفتار ۱۵ میلیون تومان!
💢افراد سودجو با ادعاهای غیرواقعی مثل بازگشت معشوق، افزایش ثروت و طلسم مرگ (که ۷ تا ۱۲ میلیون تومان قیمت دارد)، مردم را فریب میدهند.
💢این افراد اجزای حیوانات مانند پنجه جغد را ۲ تا ۶ میلیون، قلب مار کبری ۵ تا ۱۰ میلیون و پوست کفتار را ۷ تا ۱۵ میلیون برای طلسمسازی و بختگشایی به فروش میرسانند.
یکی از نمونههای برجسته از *منطق و استدلال امام صادق علیهالسلام*، مناظرات ایشان با دانشمندان و متکلمان زمان خود است. در این مناظرات، امام با آرامش، دقت و استدلالهای عقلی و نقلی، حقانیت اسلام و مکتب اهلبیت را اثبات میکردند.
### 🌟 نمونهای از منطق امام صادق (ع):
در یکی از مناظرات معروف، ابنابیالعوجاء که از منکران خدا بود، از امام پرسید:
> «چگونه به وجود خدا یقین دارید؟»
امام صادق (ع) پاسخ دادند:
> «آیا تا به حال در دریا سوار کشتی شدهای؟»
ابنابیالعوجاء گفت: «بله.»
امام فرمودند: «آیا شده که کشتیات بشکند و تو در خطر غرق شدن باشی؟»
او گفت: «بله، چنین شده.»
امام پرسیدند: «آیا در آن لحظه به چیزی پناه بردی؟»
او گفت: «بله، به نیرویی که نمیدیدم ولی امیدوار بودم نجاتم دهد.»
امام فرمودند: «آن نیرو همان خداست.»
این پاسخ، نمونهای از *استدلال فطری و عقلی* امام است که با زبانی ساده، اما عمیق، مخاطب را به تأمل و پذیرش حقیقت دعوت میکند
۳
┏━ ⚖️ 📙📕 ━━━━
🆔
┗━━━━━━━ 📖🔑
اگر بخواهیم این مناظره امام صادق (ع) باابنابیالعوجاء رو دقیقتر بررسی بکنیم باید خدمتتون بگم:
### 🧠 نوع استدلال امام صادق (ع) در آن مناظره:
وقتی امام از او درباره تجربهاش در دریا پرسید و او را به نیرویی نادیدنی که در لحظه خطر به آن پناه برده بود ارجاع داد، این استدلال از نوع برهانی نیست، چون برهان مبتنی بر مقدمات یقینی و نتیجهی قطعی است.
اما این استدلال را میتوان استدلال جدلی (دیالکتیکی) دانست، چون:
- امام از باورها و تجربههای شخصی مخاطب استفاده کرد.
- از مقدماتی بهره برد که برای خود مخاطب پذیرفتهشده بود (نه لزوماً یقینی).
- هدف، اقناع مخاطب در چارچوب ذهنی خودش بود، نه اثبات حقیقت برای همگان.
در عین حال، رنگ و بوی استدلال خطابی هم دارد، چون:
- به احساسات و فطرت مخاطب رجوع میکند.
- زبان ساده و قابلفهم برای عموم دارد.
- بیشتر برای تأثیرگذاری و بیدار کردن حس درونی مخاطب طراحی شده.
📌 پس میتونیم بگیم این استدلال، ترکیبی از جدلی و خطابی بود، نه برهانی.
🫵 اگر یه استدلال برهانی از طرف امام میخوای به آیدی زیر این ایموجی ✅ رو بفرست👇
۴
┏━ ⚖️ 📙📕 ━━━━
🆔 @
┗━━━━━━━ 📖🔑