11.06M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی را تنها گذاشتیم
سخنان تکان دهنده و اعترافات تلخ شیخ طارق یوسف المصری (عالم و دعوتگر اهل سنت) در مورد حدیث #غدیر
شیخ طارق یوسف المصری: به خداوند قسم ما امتی هستیم که علی را تنها گذاشتیم!/
برخی از صحابه پس از غدیر بر ضد حضرت علی توطئه کردند و ایشان را از خلافت کنار گذاشتند و راه بغض و کینه را نسبت به وی در پیش گرفتند!
💥💥 نماز حاجت در روز غدیر در قبل از ظهر
قَالَ مَوْلانَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ علیه السلام: مَنْ صَلَّى فِيهِ رَكْعَتَيْنِ يَغْتَسِلُ لَهُمَا. قَبْلَ الزَّوَالِ بِنِصْفِ سَاعَةٍ، ثُمَّ يُصَلِّيهِمَا مَعَ الزَّوَالِ شُكْراً لِلَّهِ تَعَالَى، يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ مِنْهُمَا فَاتِحَةَ الْكِتَابِ، وَ سُورَةَ الْإِخْلاصِ عَشْرَ مَرَّاتٍ، وَ سُورَةَ الْقَدْرِ عَشْرَ مَرَّاتٍ، وَ آيَةَ الْكُرْسِيِّ عَشْرَ مَرَّاتٍ،هِيَ تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ مِائَةَ أَلْفِ عُمْرَةٍ، وَ لَمْ يَسْأَلِ اللَّهَ تَعَالَى حَاجَةً مِنْ حَوَائِجِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ إِلاّ قَضَاهَا، فَإِنْ فَاتَتْكَ الرَّكْعَتَانِ فَاقْضِهِمَا. (بحارالأنوار،ج98، ص321-322 به نقل از العدد القويّة)
حضرت صادق علیه السلام فرمود: هرکس در روز غدیر، نیم ساعت قبل از ظهر، برای نماز روز غدیر غسل کند، و سپس در هنگام ظهر به شکرانه الهی دو رکعت نماز بخواند؛ در هر رکعت یک بار سوره حمد، 10 بار سوره توحید، 10 بار سوره قدر، و 10 بار آیۀالکرسی؛ نزد خداوند معادل صد هزار عمره محسوب می شود، و چنین فردی حاجتی از حاجت های دنیوی و اخروی را درخواست نمی کند، مگر آن که خداوند متعال برآورده می سازد. اگر این دو رکعت نماز را از دست دادی، قضای آن را به جا آور.
✅ توجّه: جمله آخر روایت، حاکی از تأکید شدید امام بر خواندن این نماز است.
✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
11.89M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🕊عَلی مَعَ الحَق و حَق مَعَ العَلی🕊
سلامم به علی و اولاد علی(ع)🌺
#عید_غدیر مبارک👏👏😍💐💐
🌱🌼🌱🌼🌱🌼🌱🌼🌱
🌼🔚باصلوات برای سلامتی #امام_زمان ❣عج همࢪاهیمون کنید•
🌍 امام موسی كاظم علیه السلام درباره كلام خداوند عزّ و جلّ:
☀️«أَن تَقُولَ نَفْسٌ یَا حَسْرَتَی علَی مَا فَرَّطتُ فِی جَنبِ اللَّهِ»☀️
فرمود: جَنب خدا امیر مؤمنان علیه السلام است و نیز اوصیا پس از او در جایگاه والایشان تا این كه به آخرین تن از ایشان پایان یابد.
📚 اصول الكافی / ج1 / ص113 / ح9
#غدیر #عید_غدیر
#داستان بسیار زیبا بخوانید و بخاطر شادی دل مولا نشر دهید
قنبر❤️❤️
جوان کافری عاشق دختر عمویش شد. عمویش پادشاه حبشه بود .
جوان نزد عمو رفت و گفت:
عمو جان من عاشق دخترت هستم. آمده ام برای خواستگاری .
پادشاه گفت: حرفی نیست ولی مهر دختر من سنگین است. گفت: هرچه باشد من میپذیرم.
شاه گفت: در شهر بدي ها (مدينه) دشمنی دارم که باید سر او را برایم بیاوری، آنوقت دختر از آن تو. جوان گفت: عمو جان این دشمن تو نامش چیست؟
گفت: بیشتر او را به نام علی بن ابیطالب می شناسند. جوان فوراً اسب را زین کرده با شمشیر و نیزه و تیر و کمان و سنان راهی شهر بدی ها شد.
به بالای تپه ی شهر که رسید دید در نخلستان جوانی عربی درحال باغبانی و بیل زدن است. نزدیک جوان رفت گفت: ای مرد عرب تو علی را میشناسی؟
گفت: تو را با علی چکار است؟
گفت: آمده ام سرش را برای عمویم که پادشاه حبشه است ببرم چون مهر دخترش کرده است.
گفت: تو حریف علی نمی شوی.
گفت: مگر علی را میشناسی؟
گفت: آری هرروز با او هستم و هرروز او را میبینم.
گفت: مگر علی چه هیبتی دارد که من نتوانم سر او را از تن جدا کنم؟
گفت: قدی دارد به اندازه ی قد من، هیکلی هم هیکل من.
گفت: اگر مثل تو باشد که مشکلی نیست.
مرد عرب گفت: اول باید بتوانی مرا شکست دهی تا علی را به تو نشان بدهم. چه برای شکست علی داری؟
گفت: شمشیر و تیر و کمان و سنان.
گفت: پس آماده باش.
جوان خنده ای بلند کرد و گفت تو با این بیل میخواهی مرا شکست دهی؟ پس آماده باش.
شمشیر را از نیام کشید. سپس گفت: نام تو چیست؟
مرد عرب جواب داد: عبداللّه. پرسید: نام تو چیست؟
گفت: فتاح. و با شمشیر به عبداللّه حمله کرد. عبداللّه در یک چشم بهم زدن کتف و بازوی جوان کافر را گرفت و به آسمان بلند کرد، به زمین زد و خنجر او را به دست گرفت و بالا بُرد. ناگاه دید از چشمهای جوان اشک می آید. گفت: چرا گریه میکنی؟ جوان گفت: من عاشق دختر عمویم بودم. آمده بودم تا سر علی را برای عمویم ببرم تا دخترش را به من بدهد، حالا دارم به دست تو کشته میشوم...
مرد عرب جوان را بلند کرد. گفت: بیا این شمشیر، سر مرا برای عمویت ببر.
پرسید: مگر تو که هستی؟ گفت: منم اسداللّه الغالب، علی بن ابیطالب. كه اگر من بتوانم دل بنده ای از بندگان خدا را شاد کنم، حاضرم سر من مهر دختر عمویت شود...
جوان بلند بلند شروع به گریه کرده به پای مولای دو عالم افتاد و گفت: من میخواهم از امروز غلام تو شوم یا علی...
بدین گونه بود که "فتاح" شد "قنبر" غلام علی بن ابیطالب.
بحارالانوار ج3 ص 211
🍃🌸🌹🍃🌸🌹🍃🌸🌹🍃