آگاهانه...
🔽 اسلام سیاسی، جمهوری اسلامی، و مشکلات امروز ما / بخش چهاردهم: اقتصاد امروز 🔺 علوم انسانی غربی - از
مناظرۀ غنینژاد و علیزاده در برنامۀ شیوه را در این بستر تحلیلکنید. تحلیل خود را بنویسید تا منتشر کنیم ان شاء الله.
______________
@Aagahaneh
🔽 اسلام سیاسی، جمهوری اسلامی، و مشکلات امروز ما / بخش پانزدهم: توسعه 1
🔺 در قسمت قبل، از مبانی علوم انسانی گفتیم و به این تعبیر از رهبری معظم اشارهکردیم که این علوم ذاتا مسموم هستند. معنای مسمومیت آن را نیز بیانکردیم.
⁉️ اما اکنون سوالی پیش میآید که اگر این علوم، مسموم هستند، چرا اینقدر پیشرفت و توسعه برای بشریت به ارمغان آوردهاند؟ صرفا یکی از شهرهای نیویورک، سانفرانسیسکو، پاریس، بارسلونا و مشابه آن، میارزد به تمام حرفهایی که شما میزنید! اگر این علومی که شما میگویید، مسموم هستند، پس چرا این رشد سرسامآور در اقتصاد، فناوری، شهرسازی و غیره را در جهان غرب شاهد هستیم؟
ناگفته پیداست که این پرسش، نگاهی پسینی به مسئله دارد و البته ما نیز در تفاوتهای میام نگاه پسینی و پیشینی بهقدر کافی در قسمتهای گذشته سخنراندیم. لذا سعی میکنیم از نگرشی پیشینی به این سوال پاسخدهیم. البته همانگونه که قبلا هم ذکر شد، میتوان نگاههای کارکردمحور را برای ارزیابی سیر پیشینی بهکار بست، اما قضاوت بر اساس نگاه پسینی، بههیچوجه پسندیده نیست؛ دلایل این مطلب نیز بهطور وافی در قسمتهای قبل ذکر شد.
✅ در پاسخ به این پرسش باید ابتدا مفهوم «توسعه» را شناخت؛ اصلا توسعه یعنی چه؟ چرا این کشورها توسعهیافته هستند؟ بالاخره چیزی که برای ما وضعیت این کشورها را مطلوب میکند و موجب میشود خود را با آنها مقایسه کنیم و بر اساس همین مقایسه به خودمان نمره بدهیم و خودمان را ارزیابی کنیم، همین مواردی است که از مجموع آنان به «توسعهیافتگی» تعبیر میکنیم؛ مواردی همچون ساختمانها، شهرهای بزرگ و زیبا، خودروهای لوکس، لوازم مصرفی باکیفیت، قدرت نظامی، توانایی تاثرگذاری بر مناسبات جهانی، رفاه عمومی، و ... .
♦️ واقعیت این است که بشر از دیرباز بهدنبال توسعه بودهاست. توسعه یعنی وسعتبخشی؛ یعنی بدستآوردن آنچه که نداریمش. همین روحیۀ توسعهطلبی بوده که انسان را در حیطۀ مادی به تولید ابزارها، شکلگیری حکومتها، کشورگشایی و مواردی از این دست کشانده است. در حیطۀ معنوی نیز توسعهطلبی انسانها به شکلگیری ادیان الهی و غیر الهی، و معنویتهای صادق و کاذب منجر شدهاست.
انسان چون عاقل است و میاندیشد، همواره بهدنبال بدست آوردن چیزهایی است که ندارد؛ اندیشۀ او وی را به این سمت سوق میدهد که دانستهها و داشتههای فعلی خود را توسعه دهد و قدم در حیطههایی بگذارد که تاکنون آن را نداشته و اکنون میتواند آن را دارا شود؛ چه این حیطۀ جدید، حیطهای دانستنی باشد (همچون علوم) و چه حیطهای داشتنی (همچون لوازم و وسایل). حتی ادیان نیز از جانب خداوند برای ارضای توسعهطلبی انسان آمدهاند تا وی را به جایی برسانند که شان واقعی او است.
🔐 اما مشکل از جایی آغاز شد که توسعه را منحصر در موارد مادی دیدند و نه اینکه صرفا به مسائل معنوی بیتوجه بودهباشند، بلکه حتی به توسعه را بر پایۀ «واقعیت» نیز طرحریزی نکردند و در هر دو جنبۀ توسعه (دانشی و داشتنی) واقعیت را محور توسعه قرارندادند. لذا نتیجه این شد که هم علومی تولید کردند که با واقعیت بیگانه بود، و هم در حیطۀ بدستآوردنیها، بهنحوی بهدنبال چیزهای جدید رفتند که مفاهیمی واقعنما همچون عدالت اجتماعی، رفع تبعیض، اقتضائات روح غیر مادی انسان و بسیاری از مفاهیم دیگر را مورد توجه قرارنمیداد. مثلا شهرسازی را برای صرفۀ اقتصادی، عمودی و آپارتمانی کردند، و آنگاه خودکفایی خانوارها در تولید مواد غذایی، فدای تمرکز تولید در دست سرمایهداران شد؛ یا برای تامین مالی و رشد مادی و صنعتی و شهرسازی بیشتر، بانک را ایجادکردند و رفتارهای ربوی را بنمایۀ آن قراردادند تا بتوانند با کنترل پول و توزیع فقر بهجای توزیع ثروت، سرمایهداران را کمککنند که بیشتر بسازند، حتی بهقیمت اختلاف طبقاتی و محرومیت اکثریت مردم از ثروتهای خدادادی.
🔆 مثال برای این مسئله در حیطههای علمی و فنی بسیار است و میتوان بهصورت مستقل به مصادیق آن پرداخت؛ ان شاء الله در آینده به آن میپردازیم. اما آنچه اکنون مهم مینماید این است که آنچه از توسعه در ذهن ما نقش بسته را میتوان «توسعۀ زرقوبرقی» نامید؛ توسعهای که چشمها را پر میکند، اما از درون تهی است. تغییر این نگاه میتواند اثری بسیار شگرف در نگاه ما به دنیای مدرن ایجاد نماید.
👈 اما صبر کنید! مسئلۀ توسعه به همینجا ختم نمیشود! بلکه به اسم توسعه کلاه گشادی هم بر سر کل مردم دنیا حتی مرفهترین کشورها گذاشتهاند! آنهایی که در قرون اخیر در اروپا و آمریکا توسعه را اینچنین تئوریزه میکردند، کلاه گشادی هم بر سر مردم خودشان و سایر ملل گذاشتهاند که ان شاء الله در قسمت بعد به آن خواهیمپرداخت. پس با ما همراه باشید.
______________
@Aagahaneh
هدایت شده از اقتصاد فرهنگی
امروز ورای نام دانشگاهها و مراکز علمی و حوزههای علمیه ما با یک تفکر روبهرو هستیم. تفکری که هیچ نسبتی نه با امام صادق علیهالسلام دارد نه با شهید شریف واقفی و نه با هیچ ارزش اسلامی و انقلابی دیگر.
لیبرالهای شریف در دانشگاه امام صادق تدریس میکنند و برخی امام صادقیها در اندیشکدههای آنان عضو هستند...
همانطور که در سیاست و فرهنگ برخی از مذهبیها و آخوندها لیبرال بودند در اقتصاد هم دقیقا همینطور است.
خطکش انقلابی بودن روز به روز جدیتر و دقیقتر شده است
خطکش انقلابی بودن یک زمانی ریش بود
یک زمانی رای دادن به ناطق نوری
یک زمانی احمدینژاد
یک زمانی فریب برجام را نخوردن
و امروز بسیار دقیقتر شده است
شاخص انقلابی بودن تقابل با لیبرالیسم اقتصادی است.
♨️ اقْتِصادِفَرهَنگی: 🇮🇷
💠 @h_abasifar
👆مطالب این کانال رو مطالعه کنید. بسیار در تشخیص مصادیق مسمومیت در اقتصاد امروز کمکتون میکنه.
هدایت شده از حسین زمانی میقان
6.66M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رحیمپور ازغدی : با تهریش که اقتصاد، اسلامی نمیشود
دروس علوم انسانی در دانشگاه تدریس میشود که به نگاه انقلابی و اسلامی میگوید بیسوادی! شعار اقتصاداسلامی میدهیم ولی در دانشگاهها سکولاریسم و لیبرالیسم تدریس میکنیم! اسم جمهوری اسلامی داریم اما ذات جمهوری اسلامی را جاری نکردیم...
#قیام_علیه_لیبرالیسم
@hzamanim
🔽 اسلام سیاسی، جمهوری اسلامی، و مشکلات امروز ما / بخش شانزدهم: توسعه 2
🔺 رسیدیم به کلاه گشادی بهنام «توسعه» بر سر جوامع غربیِ بهاصطلاح «توسعهیافته» و دیگر جوامع.
⭕️ هنگامی که فیلسوفان اروپایی مشغول تئوریزهکردن توسعه و نحوۀ دستیابی به آن بودند، تلقی خاصی از مفهوم «آزادی» ارائه دادند. برخی از ایشان آزادی را بهنحوی تبیینکردند که فرصتهای برابر را برای همۀ انسانهای جامعه فرهمآورد. درنتیجه اگر جامعهای با چنین تعریفی از آزادی، مهندسی میشد، ظرفیتهای مختلف افراد بهرسمیت شناخته میشد و در نتیجه هر کسی میتوانست هرگونه که میخواست و البته میتوانست، زندگی کند و به اهداف خود بپردازد، آن هم بر اساس تواناییهایی که داشتهاست.
مثلا کسی که از هوش مالی خوبی برخوردار بود، میتوانست بسیار بسیار ثروتمند شود، اما کسی که از چنین هوشی برخوردار نبود و منبع مالی خاصی هم نداشت باید در فقر زندگی میکرد. یا اگر کسی نفوذ خاصی در میان بخشی از مردم میداشت، میتوانست شرایط اجتماعی را بهنفع طبقهای خاص رقمبزند و بخشی دیگر را از برخی مواهب محرومسازد، تا منافع خود را به حداکثر برساند. مثالهای اینچنینی فراوان است.
از همینجاست که آمریکا خود را سرزمین فرصتها میداند و همواره کسانی همچون ایلانماسک و استیوجابز را بهعنوان افرادی موفق مطرح میکند و میگوید که همه در این کشور میتوانند ایلانماسک و استیوجابز شوند. این شعار را در انیمیشن Zootopia هم میبینیم که کاراکتر خرگوش پلیس، وقتی به شهر زوتوپیا میرود، امیدش شعار آن شهر است؛ Anyone can be anything؛ هرکسی میتواند هرچیزی باشد. زوتوپیا نماد شهر نیویورک در ایالات متحده است.
⁉️ اما کجای این آزادی، کلاهگذاری! است؟! این که خیلی خوب است که هر کسی بتواند بهتناسب ظرفیتهای خود، هرچه میخواهد باشد.
🔆 پاسخ ما این است که بله؛ خیلی خوب است که هر کسی بتواند بر اساس ظرفیتهای خود رفتارکند و نتیجه بگیرد، لیکن این در صورتی خوب است که در همین حد بماند و اجازهندهد که بالفعلشدن ظرفیت برخی از افراد، موجب سلب حق حیات از دیگران شود! نباید پشت جملات و کلمات زیبا پنهان شد؛ آزادی بهمعنای امکان استفادۀ حداکثری از ظرفیتها، بسیار زیباست، اما مشکل از جایی آغاز میشود که برخی از تئوریسینهای آزادی، خود از متمولان و صاحبان کمپانیهای بردهداری بودند و سعیکردند با بیان این مطالب زیبا به سایر مردم چنین القا کنند که اینکه ما به ثروت و تمول رسیدهایم، بهخاطر استعدادهای خودمان بوده و شما نیز میتوانید با پرداختن به توناییهای بالقوۀ خود، همانی را بیابید که ما یافتهایم. آنگاه اگر کسی بهطور ذاتی توانایی بالایی نداشتهباشد، بهجای اینکه جامعه به محدودیتهای ذاتی او احترام بگذارد، او را بیعرضه خطاب میکنند و بدین نحو او را ساکت میکنند؛ چرا؟ چون سرمایهدارانی که بهرهای از دانشهای انسانی داشتند، چنین به جامعه القا کردهاند که فرصتها واقعا برای همه برابر است!
〽️ این هم کلاه گشاد دیگری است که گذاشتند؛ آیا واقعا فرصتها برابر است؟! بهراستی در کل نظام اقتصادی ایالات متحده چند جایگاه برای امثال ایلانماسک وجود دارد؟! در زمان واحد مگر چند صنعت نوین هست که کسانی همچون ایلانماسک باشند و بتوانند مدیریت آن را برعهده بگیرند؟! استیوجابز چطور؟ بیلگیتس چطور؟ وارنبافت؟ یا سایر افراد بهظاهر موفق؟! حتی اگر هزار نفر با روحیاتی مشابه این افراد باشند، آیا واقعا موقعیتهایی بهاندازۀ این افراد وجود دارد؟ در جامعۀ چندده و چندصد میلیونی، چند موقعیت شغلی برای موفقیتهای آنچنانی وجود دارد؟!
این است آن کلاه گشاد! ثروتمندانی که تنها عدۀ محدودی از آنها میتوانند در یک نظام اقتصادی وجود داشتهباشند، با القاء این مسئله که همه میتوانند مثل ما باشند، سایر مردم را فریب میدهند و حتی حقوق آنها را نیز نادیده میگیرند. مسمومیت علوم انسانی غربی را میبینید؟! علومی در راستای چپاول ضعفا بهنفع اغنیاء.
🔍 حال ببینید که چهکسانی مدافع همین تئوریها هستند...
👈 منتظر قسمت بعد باشید تا ان شاء الله به ارتباط این علوم با جوامع علمی درون کشورمان بپردازیم.
_______________
@Aagahaneh
هدایت شده از اقتصاد کاربردی - رضا غلامی
چند وقتی است که انصاف در #بازار کم رنگ شده و دیانت در حال رخت بر بستن.
در گذشته، بازار محل کسب افراد خوش نام، چشم پاک و معتمد بود. ولی امروز بازار در حال تبدیل به جولانگاه افراد چشم چران، بی انصاف و کم فروش است.
بازار را دریابید چون فقط محل فروش کالا نیست بلکه کانال انتقال فرهنگ هم هست.
به کانال اقتصاد کاربردی بپیوندید 👇
https://eitaa.com/DrRezaGholami
هدایت شده از محمدجواد توکلی- یادداشتهای اقتصادی
♦️لیبرالیسم دینزدایی، ارزش زدایی و دولت زدایی
♦️غرب در عصر روشنگری با پذیرش طبیعت گرایی، ابتدا دین (دینزدایی) سپس اخلاق (ارزش زدایی)و در انتها دولت (دولت زدایی) را کنار گذاشت.
♦️دین ابتدا جایش را به عقل خود بنیاد (عقلگرایی) داد و سپس شهوت و منطق لذت و الم جایش را گرفت(مطلوبیت گرایی)
♦️و آنگاه اقتصاد شد دانش مدیریت خلق ثروت بر اساس حرص و طمع بشر نه خیرخواهی او، دانشی برای ایجاد نظم خودجوش بازار در چارچوبی فردگرایانه (یعنی ترکیب دینزدایی، ارزش زدایی و دولت زدایی)
✍️ توکلی https://eitaa.com/eqmoq2
گاها نداشتن برخی نعمتها خودش یه نعمت بزرگه!
یکی علم میخواد، اما هنوز مأمون درونش رو نکشته.
یکی مدیریت میخواد، اما فرعون درونش زنده هست.
یکی ثروت میخواد، اما قارون درونش مشغول کاره!
https://virasty.com/abizaki/1685923521194527245
______________
@Aagahaneh
♦️ دخالت حوزویان در برنامهریزی و طرحهای اقتصادی، آری یا خیر؟
به ادلۀ موافقان و مخالفان میپردازیم.
🚫 چرا خیر؟ دلایلی دارد ازجمله:
1️⃣ اقتصاد، علم است و هر علمی تخصص خود را میخوهد. حوزویان متخصص علم اقتصاد نیستند، و لذا باید به همان حیطۀ تخصصی خود بپردازند.
2️⃣ دین محدودۀ محدودی دارد و صرفا عبادات و امور فردی است و اقتصاد را خود دین به اهلش سپرده و خود دین دربارۀ نظامات اقتصادی ساکت است؛ نهایتش چند دستور فردی است مثل اینکه ربا نگیرید و ندهید، ولی این دستورات ربطی به اجتماع ندارد و صرفا بیانگر حرام و حلال افراد است.
3️⃣ چون دخالت روحانیون در این امور و عدم موفقیتشان در پیشبرد اهداف دینی، ضربه به وجهۀ دین میزند. مگر نه این است که 44 سال حکومت کردهاند و نتیجهای نگرفتند؟!
✅ چرا آری؟ ادلۀ مختلفی وجود دارد. ازجمله:
1️⃣ اقتصاد علمی همانند علوم ریاضی محض نیست که پیشفرضهای غیر ریاضیاتی نداشتهباشد، اتفاقا بسیار هم ایدئولوژیک است؛ برنامهریزیهای اقتصادی شدیدا متاثر از تئوریهای فلسفی و اقتصاد سیاسی است؛ باری «برابری» اصل میشود و از دل آن اقتصاد کمونیستی بیرون میآید، و باری «آزادی» و از دل آن اقتصاد لیبرالیستی و درنتیجه کاپیتالیستی بیرون میآید. دانش اقتصاد امروز شدیدا متاثر از نظریات مختلف پیرامون میزان و نحوۀ دخالت دولت است و حتی در اقتصاد لیبرال نیز در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد بین کسانی همچون فریدمن و کینز و سایرین. در نتیجه کسانی که در زمینۀ مبانی علم اقتصاد دارای تخصص هستند (ازجمله حوزویان که مبانی اقتصاد را از اسلام میخوانند)، میتوانند و باید به اشکالات تئوریهای موجود از همین منظر بپردازند؛ چهبسا در علم اقتصاد موجود، خشت اولی کجنهاده شده، و دیوار نیز تا ثریا کج رفته باشد! کتاب «فریب بزرگ» پروفسور درخشان را ببینید؛ بهزیبایی نشان میدهد که چگونه رنگ ریاضی که به دانش اقتصاد خورده و آن را فرمولیزه کرده، مبانی ایدئولوژیک آن را پشت این فرمولهای در ظاهر خشک ریاضیاتی پنهان کردهاست.
2️⃣ دین، هم در حیطههای فردی و هم در حیطههای اجتماعی، نظریات اقتصادی دارد؛ هم در حیطههای فردی دستوراتی برای رفتارهای انسانی دارد (مانند اینکه ربا نده و ربا نگیر)، و هم در حیطۀ اجتماعی، جامعهای آرمانی را بهنحوی تصویر میکند که ربایی در آن نیست؛ حدود و تعزیراتی که برای مسائل اقتصادی وجود دارد و آن را حاکم اسلامی اجرا میکند، گویای این مطلب است (همچون حد برای تنفروشی، و تعزیر برای گرانفروشی). همچنین بر متخصصان امر واضح است که اگر کسی کمترین تتبعی در دین داشتهباشد، هدفگیری اجتماعی معارف و دستورات دینی را بهوضوح خواهدیافت.
3️⃣ عدم دخالت دین در اقتصاد، تلازم دارد با عدم دخالت دین در سیاست. کسی که معتقد است دین نباید در اقتصاد دخالت کند، خواسته یا ناخواسته معتقد میشود به اینکه دین نباید در سیاست دخالت کند و این همان سکولاریسم است که افسار انسان را در امور کلان اجتماعی واگزار به نفس آدمی میکند، و این مخالف صددرصدی معارف دینی است؛ «الهی لا تکلنی الی نفسی طرفة عین أبدا»؛ خداوندا، مرا بهاندازۀ پلکزدنی به دست خودم نسپار.
4️⃣ دین، بر اساس واقعیات نظام هستی سخن میگوید و عدم توجه به دین، ملازمت دارد با نوشتن مطالبی واهی که واقعیت در آنها نمود کاملی ندارد. توضیح این مطلب را در نوشتارهای «اقتصاد سیاسی» ببینید.
______________
@Aagahaneh
هدایت شده از حسین زمانی میقان
26.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آقایان چرا باز هم میگویید نقدینگی عامل تورم است؟!
📢 افشاگریهای جذاب سید یاسر جبرائیلی از پشتپرده تورم و وابستگی فروش دلاری مواداولیه داخلی به ایرانیان...
@hzamanim