eitaa logo
اشعار آیینی محمد عابدی
518 دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
216 ویدیو
41 فایل
به نیت سلامتی و تعجیل در فرج مولا صاحب‌الزمان (عج)، برخی از اشعار آیینی اینجانب محمد عابدی در کانال زیر قرار گرفت تا مورد استفاده هنردوستان، عاشقان شعر و ادبیات و ذاکران اهل‌بیت علیهم‌السلام، قرار گیرد. 🔰ارتباط با ادمین @Kara_holding
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
@Eltejatales | کانال قصّه‌های مهدوی4_5924818431764336693.mp3
زمان: حجم: 4.6M
🔸ماجرای امام سجاد علیه‌السلام و یک شاعر درباری 📚 المناقب ابن‌شهرآشوب، ج۴، ص۱۶۹. 🆔 @Abedi_Aaeini
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
▫️هر نخ از سجادّه‌ی سجّاد گوید العجل ... الهی به یعقوب آل‌محمد صلوات‌الله علیهم اجمعین قسم، یوسف آل‌محمد را از چاه غیبت نجات عنایت فرما... 🤲🏻 میلاد زینت عبادت‌کنندگان عالَم، حضرت سیدالساجدین بر همه عاشقان اهل‌بیت علیهم‌السلام تهنیت باد.💐✨ 🆔 @Abedi_Aaeini
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
😭🌷 به پیشگاه و (عج) .......................... ای که هستی در پی حیّ علی خیر‌العمل می‌رسد روزی که می‌گیری حرم را در بغل «هر که بامش بیش برفش بیشتر»، نَقلِ دل است می‌روی تا که محقق گردد این ضرب‌المثل روبرویت گنبد پیغمبر است و کوچه‌ای - کوچه‌ای که از دلش می‌آید «الغوث»، «العجل» سر که می‌چرخانی از شوقت می‌افتی بر زمین هشت گلدسته به پایت ایستاده؛ بی‌بدل باب علم و فقه، باب باقر است و صادق است باب ایمان، سهم سجاد است از روز ازل ذوالفقاری هست آویزان از ایوان حسن تا نمادی باشد از شیر خدا، شیر جمل فکر کن از «باب قاسم» وارد صحنش شوی آن زیارت می‌شود شیرین‌تر از شهد و عسل فکر کن زانو زدی در محضر بابُ‌الکرَم آن عبادت که عبادت نیست، شعر است و غزل در قنوت خالی‌ات، پُر می‌شوی از انتظار دل به دریا می‌زنی و می‌شوی در اشک، حل در خودت حس می‌کنی او را... همانکه می‌رسد تا جهان خالی شود از قاب‌های مبتذل سبز خواهد شد تمام کوچه‌های شهرمان می‌رسد روزی... چراغان می‌شود کل محل قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
✊🏻😡پیشکش به و در اعتراض به توهین به مقدسات و کشتار مردم ایران بی‌خبر ............... از عشقِ یوسف، از زلیخا بی‌خبر بودند از قصه مجنون و لیلا بی‌خبر بودند آتش به جان جنگلی انداختند اما از قدرت باران و دریا بی‌خبر بودند آنها که پشت درب مسجد هیزم آوردند از آه محسن‌های زهرا بی‌خبر بودند آنها که بی‌پروا رجز خواندند در کوچه از ذوالفقار صبرِ مولا بی‌خبر بودند آن سایه‌های در شبیخونِ نفاق آن شب از جلوه خورشیدِ فردا بی‌خبر بودند رزهای قرمز از تن هر مرد و زن رویید در آن خیابانی که از ما بی‌خبر بودند کشتند از ما و کسی نشنید ما را، حیف از حال ایران، اهل دنیا بی‌خبر بودند در ظلمتی که ماه را خورشید می‌کردند آن نورهای قرمز و آبی، خبر بودند قم المقدسه 🆔 @Abedi_Aaeini 🆔 @Pelak15
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا