1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
داوود نه خیر آقا مجتبی😂
تازه دوماه یه بارم میاد سرکار😌
#عاشق_حسینــ¹²⁸
https://eitaa.com/Admin_Gando
بسم اللّٰـہ رحمان رحیم
ღܝویߊܝღ
#رویار۱
پارت نهم
داوود
سوار ماشین بودیم و داشتیم می رفتیم سمت سایت من و یکی از نیرو های سایت ، آقای فرامرزی و دوتا از نیروی های خانم که عقب نشسته بودن.
تلفنم زنگ خورد ،وقتی نگاهش کردم شماره سایت بود ، وصلش کردم ، رسول بود که ازم موقعیت خواست ، بهش گفتم که تا نیم ساعت دیگه میرسیم سایت ...
وارد پارکینگ سایت شدیم قبل از پیاده شدن به همشون خسته نباشید گفتم و به سمت سایت حرکت کردم ، وقتی رسیدم ، رسول با دیدنم سمتم اومد .
بهم دست داد و بعد یه بغل کوتاه قبل از اینکه حرفی بزنم گفت : آقا محمد گفت وقتی اومدی بری اتاقش .
گفتم : باشه میرم الان ، تو گزارش رو تحویل دادی ؟!
به میزش اشاره کرد بعد گفت : نه ، می نویسم میارمش،
سری تکون دادم و رفتم سمت اتاق آقا محمد در زدم چشماش بسته بود که با دیدنم اشاره کرد برم تو .
رفتم داخل سلام کردم ، جوابم رو داد پرسید : خب داوود چی شد چیکار کردی ؟
صدام رو صاف کردم گفتم : آقا مسئول چک کردنش خانم رستگار بود ، بهم گفت که دختر اصلا اهل تهران نبوده و اهل سیستان و بلوچستان بوده ، بیست و هفت سالش بوده مجرد بوده و سابقه طلاق داشته ،
تکیه اش رو از صندلی برداشت : اونوقت علت قتل ؟
سریع گفتم: آقا هنوز مشخص نیست ولی به احتمال زیاد سم بوده..
سری تکون داد: باشه یه گزارش ازش برام بنویس ..
چشمی گفتم و از اتاق بیرون اومدم و رفتم سمت میزم ..
محمد
بعد از بیرون رفتن داوود به سیستم نگاه کردم، پرینتی که به رسول گفته بودم رو به سیستمم فرستاده بود ..
مشغول چک کردنش شدم ،،،، که از یه ایمیل ناشناس یه پیامک روی سیستم بالا اومد ، آروم بازش کردم که نوشته بود "" داری پاتو جلو تر از حدت می زاری می خوای نیرو هات جلوت یکی یکی جون بدن "" با خوندنش ابروهام توی هم گره خوردن، ، نمی تونستیم ردش رو بزنیم چون مطمئن بوده که فرستاده ،، هر کی هم هست میدونه من فرمانده تیمم..
تلفن رو برداشتم که به رسول زنگ بزنم اما پشیمون شدم و به علی زنگ زدم ..
وقتی اومد توی اتاقم
جدی گفتم : یه ایمیل فرستادم رو سیستمت، می خوام تمام سیعت رو کنی ردش رو بزنی یا حداقل یه چیزی ازش دراری..
سری تکون داد خواست بره بیرون که گفتم : علی ، نمی خوام کسی از بچه های تیم فعلا چیزی بدونه اگه می خواستم که به رسول می سپردم ، متوجه ای که؟
آروم گفت : چشم آقا محمد خیالتون راحت .
سری تکون دادم ، از اتاق بیرون رفت ،،
عصبی بودم شاید هم نگران .
به صندلی تکیه دادم چشمام رو بستم و دستم رو به پیشونیم زدم ....
•••••••••••••••••••••••••
پ ن : دختر اهل سیستان و بلوچستان بوده ..
پ ن : داری پا تو جلو تر از حدت میزاری ....
پ ن : می خوای نیروهات جلوت جون بدن ؟)..
ܭَߊࡅ߭ܥࡐࡅ࡙ܨ ܣߊ
- https://eitaa.com/Admin_Gando
🏷 روز¹ ؛
از³⁶⁵روزشکرگذاریباخدا 🌚 ; ) )
#عاشق_حسینــ¹²⁸
https://eitaa.com/Admin_Gando
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
_
دراین دنیا و در برزخ و در آخرت . .
دم به دم ذکر لبم جز یاعـلی چیزی نیست❤️🔥!:)
#عاشق_حسینــ¹²⁸
https://eitaa.com/Admin_Gando
ܭَߊࡅ߭ܥࡐࡅ࡙ܨ ܣߊ
_ درایندنیاودربرزخودرآخرت . . دمبهدمذکرلبمجزیاعـلیچیزینیست❤️🔥!:) #عاشق_حسینــ¹²⁸ htt
گر بخواهی که مرا مجنون و حیران بینی . .
تو بخوان مدح عـلی ،من خود جان می دهم!؛)
#عاشق_حسینــ¹²⁸
https://eitaa.com/Admin_Gando
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما روی طناب ایستادیم...
#اد_استاد
https://eitaa.com/Admin_Gando
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سعید❌
متخصص عوض کردن جو✅
#اد_استاد
https://eitaa.com/Admin_Gando
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نصیحت آقای عبدی به آقا محمد:
هیچ وقت از هیچی انقدر مطمئن نباش!
#اد_استاد
https://eitaa.com/Admin_Gando
کی از شارلوت و شریف رو مخ تره؟
آفرین ایشون...
#غلامرضا_رحمانی
#اد_استاد
https://eitaa.com/Admin_Gando
میخواستم یه کلیپ یزیدی از شهادت آقا محمد بزارم...
خدا گفت بشین سر جات، این ممبرا گناه دارن!
داغ دلشون رو تازه نکن..
پ ن: کلیپه نمیاد😭😂