eitaa logo
ܭَߊ‌ࡅ߭ܥ‌‌ࡐ‌ࡅ࡙ܨ ܣߊ
1.7هزار دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
2.2هزار ویدیو
26 فایل
ب‍‌س‍‌م‍‌ ال‍‌ل‍‌ه‍‌ ال‍‌رح‍‌م‍‌ن‍‌ ال‍‌رح‍‌ی‍‌م❥ اینجا؟!یه چنل پر از فعالیت گاندویی 😎🍁. شروعمون←٠۳/۴/۱۱🌝✨ پایانمون←شهاادت🌚✨ کپی؟! از فیلم ها مشکلی نیسـت. کپی از رمان؟!خیر @hasti_1389_h
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم اللّٰـہ رحمان رحیم ღܝ‌ویߊ‌ܝ‌ღ پارت یازدهم رسول داشتم با دقت جزئیات پرونده رو نگاه می کردم ، ساعت یک شب بود ، اینکه چرا از رفتن به خونه اینقد بیزار بودم خودمم نمی دونستم .. چند دقیقه چشام رو بستم  که احساس کردم کسی دستش رو رو شونم گذاشته . چشام رو باز کردم به بالا نگاه کردم با دیدن آقا محمد سریع بلند شدم . با لبخند گفت : آقا رسول ، نمی خواستم بترسی .. که سریع گفتم : نه نه اقا نترسیدم ، مکث کردم : چیزی شده؟ با همون لبخند گفت: من باید از شما بپرسم ، با کسی قهر کردی که چند روزه خونه نمیری ؟! با حرفی که زد بغضم گرفت ،‌ لبخند غمگینی زدم : نه آقا ، قهر چرا ، فقط کارام یکم طول میکشه .. سری تکون داد . بعد دستاش رو که پشتش قایم کرده بود،  بیرون اورد ،و یه تراول ماگ مشکی رو میزم گذاشت ، وقتی دید دارم با تعجب نگاه می کنم  خندید : از اونجایی که شما همش سرت توی این سیستمه  ، چاییت سرد می شه ، از اینا .... چی بود اسمشون ؟؟ با ذوق گفتم : تراول ماگ .. گفت : اها .. خلاصه از اینا گرفتم که دیگه چاییت سرد نشه . با تمام وجود حس می کردم قلبم ذوق زده شده ، یکی این وسط پیدا شد که فکر منه ... خواستم محکم بغلش کنم ...که خجالت کشیدم جاش با خوشحالی شاید هم ذوق گفتم : آقا محمد چرا زحمت کشیدین ،،  این خیلی قشنگه ،، خیلی خوبه. با همون لبخند گفت: قابل استاد رسول ما رو نداره .. با شنیدن استاد رسول یاد اون روز گزارش اوفتادم ، خجالت کشیدم  با خنده سرم رو انداختم پایین.. که آروم دم گوشم گفت : ما راضی نیستیم اینقد خودتو اذیت کنی ، یکم استراحت کن .. بعد بدون منتظر موندن جواب سمت اتاقش رفت .. نشستم روی صندلی ، از اینکه حتی خانواده ای هم وجود نداره که قهر کنم باهاشون بغضم گرفت .. اما با دیدن تراول ماگ لبخند پهنی رو لبام نشست ،، برش داشتم که نگاهش کنم ، احساس کردم سنگینه ، داخلش رو که نگاه کردم،  دیدم چایی هم داخلش ریخته ،، حالم بهتر از این نمی شد .. به صندلی تکیه دادم و اروم لبم رو به چایی نزدیک کردم... ••••••••••••••••••••••••• پ ن : تراول ماگ مشکی !! پ ن : قابل استاد رسول ما رو نداره ) .. پ ن : از اینکه خانواده ای وجود نداشت حتی برای قهر ...)!
بٮـم‌‍ࢪبّ‌المَـ‌هدۍ‌‌ِفـٰآطمہ•س•
⋞ أَلاَبِذِکْـرِاللّهِتَطْمَئِـنُّالْقُلُـوبُ ⋟ - تنہابایادخـدادلهاآرامـشمییابد . . ¹²⁸ https://eitaa.com/Admin_Gando
_ وآنگاهکهراندهشدمازتمامعالمیان ، بهزیرخیمهیتوپناهآوردم❤️‍🩹. ¹²⁸ https://eitaa.com/Admin_Gando
هدایت شده از 6 ساعته ِ هیژا.
اکسسوری ارزون و با کیفیت😌✨♥️: - https://eitaa.com/joinchat/1726677863C98cd1ac902
نه‌بیمارَم‌نه‌خوشحالَم‌نه‌از‌حالَم‌خبر‌دارم؛ گهی‌با‌جان،گهی‌با‌دِل،گهی‌از‌هردو‌بیزارم(: ¹²⁸ https://eitaa.com/Admin_Gando