ادامه داستان
🕛 ساعت ۰۰:۱۸
آیدا ناپدید شده.
گوشیاش هنوز روی زمین روشنه.
خانوم گوشی رو برمیداره.
آخرین پیام روی صفحه:
«بهش اعتماد نکن.»
خانوم چند ثانیه به صفحه خیره میشه.
بعد آرام میگه:
«دیر شده...»
میپرسی:
«چی دیر شده؟»
خانوم جواب نمیده.
گوشی آیدا ناگهان زنگ میخوره.
تماس از طرف:
«آیدا»
خانوم تماس رو جواب میده.
چند ثانیه سکوت...
بعد صدای آیدا میاد:
«خانوم .. من هنوز اینجام.»
بانو با تعجب میگه:
«کجایی؟»
آیدا آرام جواب میده:
«خانهی شماره ۱۳.»
تماس قطع میشه.
روی صفحه گوشی، یک پیام جدید ظاهر میشه:
«اگر میخواهید آیدا برگردد،
یکی از شما باید وارد منطقه صفر شود.»
خانوم به تو نگاه میکنه.
بعد کلید شماره ۱۳ رو از جیبش درمیاره.
و میگه:
«فکر کنم وقتشه حقیقت رو بدونی.»
ادامه دارد...
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dyzlepk&btn=
داستان رو دوست دارین ؟؟
۰۰:۰۰
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dyzlepk&btn= داستان رو دوست دارین ؟؟
عالیههههههههههههههههه هرچی بگم واقعا کمه(:
خیلی لطف دارین