🕛 ساعت ۰۰:۲۱
خانوم کلید رو توی دستش میچرخونه.
میپرسی:
«تو از کجا این کلید رو داری؟»
چند لحظه سکوت میکنه.
بعد میگه:
«چون آیدا اولین نفر نیست...»
صدای گوشی آیدا دوباره بلند میشه.
این بار یک پیام:
«فقط یکی از شما حقیقت رو میدونه.»
خانوم به صفحه نگاه میکنه.
آرام میگه:
«باید بریم خانهی ۱۳.»
به خانه میرسید.
روی در، یک عدد حک شده:
۱۳
خانوم کلید رو داخل قفل میذاره.
در باز میشه.
داخل خانه کاملاً تاریکه.
چراغ رو روشن میکنید.
هیچکس نیست.
فقط روی دیوار سه عکس آویزون شده.
عکس اول: آیدا
عکس دوم: خانوم
عکس سوم...
عکس تو.
زیر هر سه عکس یک تاریخ نوشته شده.
اما تاریخ عکس تو...
فرداست.
خانوم آرام عقب میره.
گوشی تو روشن میشه.
یک پیام:
«حالا فهمیدی چرا شما سه نفر انتخاب شدید؟»
پیام دوم بلافاصله میاد:
«یکی از شما از فردا برگشته.»
حالا شما تصمیم میگیرید...
🔐 ناشناس بفرستید:
«عکسها رو بررسی کنیم»
یا
«اول آیدا رو پیدا کنیم»
انتخاب شما مشخص میکنه قسمت بعد از کجا شروع بشه...
۰۰:۰۰
https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_dyzlepk&btn=انتخاب
پس عکس هارو برسی میکنیم..
🕛 ساعت ۰۰:۲۶
تصمیم میگیرید عکسها رو بررسی کنید.
عکس آیدا رو از دیوار جدا میکنید.
پشت عکس، یک جمله نوشته شده:
«آیدا هیچوقت نباید وارد منطقه صفر میشد.»
خانوم سریع عکس خودش رو برمیداره.
پشت عکس او فقط یک تاریخ نوشته شده:
۰۰:۰۰ — ۳ سال قبل
خانوم چند ثانیه به تاریخ خیره میشه.
میپرسی:
«تو قبلاً اینجا بودی؟»
جواب نمیده.
حالا نوبت عکس سومه...
عکس تو.
پشتش چیزی نوشته نشده.
اما وقتی عکس رو جلوی نور میگیری، یک نوشتهی محو از پشتش ظاهر میشه:
«او هنوز نمیداند که انتخاب شده.»
ناگهان صدای ضربهای از اتاق کناری میاد.
تق...
تق...
تق...
خانوم آروم میگه:
«این اتاق توی نقشهی این خونه نیست.»
دستگیره رو پایین میکشه.
در باز نمیشه.
همون لحظه گوشی آیدا که روی زمین افتاده بود، روشن میشه.
یک پیام:
«اگر میخواهید آیدا برگردد،
درِ اتاق را باز کنید.»
و زیرش فقط یک سؤال:
«چه کسی باید در را باز کند؟»
🔐 ناشناس بفرستید:
(خانوم )
یا
(خودت)
انتخاب شما قسمت بعد رو مشخص میکنه...