بعد از هَمه ؛
از واحد ذوق و هیجان خبر دادن که جمعمون یه درجه قشنگتر شده😭✨ .
بهقشنگترین آدمایی که با قلبهای طلاییشون اومدن تو جمعمون ؛ خیلی خوشآمدمیگم :)))))))
نمیدونید که بودنتون چقدر دلمرو گرم میکنه ، چقدر لبخندمیاره رو لبم ،و چقدر حالمرو خوب میکنه ؛
اصلا هر کدومتون یه تیکه نورید ، یه ذره امید ، یه عالمه حسِخوب^^
واقعاً هرچی فکر میکنم ببینم چجوری ذوقمو بگم،میبینم هیچجملهای حق مطلبو ادا نمیکنه ،فقط بدونید بودنتون برام خیلی خیلی ارزشمنده ✨ .
واگهچه که نمیتونم بغلتون کنم و بگم مرسیکههستید ، یا یه چاییوکیک مهمونتون کنم؛ ولی اینجا از ته دلم میگم که : بودنتون برام یه نعمتِ قشنگه🧚🏻♀️.
و مواظبِ دلهای لطیفتون باشید ، دنیا به آدمایی مثل شما خیلی نیاز داره :)*
*با احترام فراوون و یه ذره خجالت از اینهمه مهربونیتون😌💗 .
بعد از هَمه ؛
*
و منامشببیشترازهمیشهخونه ننهجون،فهمیدمخانوادهیعنیچی؛یعنیهمپناهِامنِدلت،هماعصابخُردکنِدرجهیکت،
درستامشبیکهمنیهگوشهغرقِفکرامبودم، و ساکتبودنیکهخودممنمیدونستمچرا ، یکی از همونفرشتههایشیطونِخانواده ، بایهلبخند اومدسمتموگفت : آجیچیزیشدی؟دنیاباهاتقهرکرده؟یافقطباماقهری؟
وبعدشباهزارتادلقکبازی و ادا و اطوار ، کاریکردکهیهخندهیواشکی کاشتگوشهیلبم،خندهایکهخودشهمنمیدونستچقدروچطورنجاتمداد ،
کنارِاونخندهها، نگاهمافتادبهعمهاولینرفیقزندگیم و شایدتنهارفیقیکههیچوقتازدستشندادم؛همیشهقوی،همیشهحامی . ولیامشبوقتیچشمهایقرمزشرودیدم،دلملرزید،
و فهمیدمحتی قویترینآدماهم دلشونگاهیاز زمینوزمان خستهمیشه و همهرویکجامیبارن ؛ و درستوسطهمینحسوحالبودکه ، طبقروالهمیشگی ، بحثداشتمیرفتسمتازدواجواینا ، کهیکدفعه باباینازم مثلقهرمانای فیلمها واردصحنهشد و بحثروبهصورتجدیعوضکرد ، الهیقربونشبرمهمیشهناجیِآبرو و آرامش روانِدخترشِ :))))))))
خلاصهلُپمطلباینکه امشبخونهننهجون ، بینخندهها ، نگاههایمهربون ، و حمایتهایبیسروصدا فهمیدمخانوادهیعنیهمین ؛
یعنیجاییکهتوشباهمهیحالبدیات ، بازمیکیهستکهخریدارحالتباشهودلتیهگوشهامنداشتهباشه :)*
_بیستوسومبهمنماه/چکیدهایازخاطراتِموندگار_
مهمنیست که توی خونه ما دعوا سر چیه ، تهش میرسه به من که سرم تو گوشیه و این هر بار تکرار میشه ..
خستهمخیلیخسته ، ولیاینوسطیکینیستبگهچراچهار روز سَرسَری گرفتی و رد شدی ، اگه یکم جدیگرفتهبودمالانمثلچی وسطِاینهمهبدبختیودرس گیر نکرده بودم ..