✔️رکن محمدی و رکن فاطمی، دو رکن امیرالمؤمنین (علیهمالسلام)
🔹[قال رسول الله صلی الله علیه و آله لعلي علیهالسلام: ...] عن قلیل ینهدّ رکناک [...]. فلما قُبض رسول الله صلی الله علیه و آله قال علي علیه السلام: هذا أحد رکنيّ الذی قال لي رسول الله صلی الله علیه و آله. فلمّا ماتت فاطمة علیها السلام قال علي: هذا الرکن الثاني الذي قال رسول الله صلی الله علیه و آله (بحار الأنوار، ج۴٣، ص١٧٣).
🔹رسولالله صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: بهزودی دو رکن تو درهم خواهد شکست. پس وقتی حضرت رسول ازدنیا رحلت فرمودند، امیرالمؤمنین فرمودند: این یکی از دو رکن من بود که رسولخدا به من خبر دادند. وقتی که فاطمه زهراء ازدنیا رحلت فرمودند، حضرت علی فرمودند: این هم رکن دوم بود که رسولالله فرمودند.
🔸رسولخدا یک رکن و فاطمه زهراء یک رکن دیگر است. ازنظر مرتبه هم معلوم است که رکنیت رسولخدا مرتبه اول و رکنیت فاطمه زهراء رکنیت دوم است. نسبت هر دو مقام به مقام ولایت علوی صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهم السلام مقام رکنیت است.
🔸کلمه رکن و اطلاق دو رکن بیان این مطلب است که هردو برای آن حقیقت کلیه و طیبۀ محمدیه صلی الله علیه و آله، دو مظهر کلیاند اما در اختلاف تعین: تعین محمدی و تعین فاطمی. و تعین محمدی ابتدای آن تعینات است و تعین فاطمی انتهای آن تعینات.
🔸و ابتدا و انتها برای هر شیء دو حدّی است که شیء به آن حد محدود می شود: ابتدای وجود و انتهای وجود شیء. در رکن بودن، فاطمه و رسولخدا یکساناند. اما مرتبه به اینطور است که آن بزرگوار رکن اول و ایشان رکن دوم است.
🔸رسولخدا در این عالم برای حقیقت محمدیه مظهر کلی هستند، اما در عنوان و تعین محمدی. و فاطمه زهراء هم از مظاهر کلیه حقیقت محمدیه هستند، اما در تعین فاطمی. تعین محمدی ابتدای آن تعینات است و تعین فاطمی انتهای آن تعینات است.
🔸رکن «ما بِهٖ قِوام الشیء» است؛ آنچه برای وجود هر چیزی پایه است و قوام آن شیء به آن بستگی دارد. مقام ولایت به ابتدا و انتها بستگی دارد، یعنی رکن محمدی و رکن فاطمی سلام الله علیهم اجمعین.
مقام ولایت کلیه و مقام اسماء و صفات خدا دو رکن اساسی دارد: یک رکن ابتدا و یک رکن انتها. رکن ابتدا را تعین محمدی مینامند و رکن انتها را تعین فاطمی.
ازاینرو این فرمایش رسولخدا به امیرالمؤمنین به این نظر است که تو چون حامل ولایت کلیه هستی، من یک رکنم و فاطمه هم یک رکن است، به تفسیر خود امیرالمؤمنین علیهالسلام.
🔸در بیان امیرالمؤمنین و در این تعبیر، مقام و منزلت فاطمه زهراء سلام الله علیها روشن شد و بهخصوص در این فضائل ظاهریه و در این مقامات ظاهریه هم امیرالمؤمنین نشان دادند که فاطمه زهراء حامل آن رکن است، به تفسیری که فرمودند.
@AghayedNet
🔺مطابقت دیدگاههای عالم ربانی، مرحوم شیخ احمد اَحسائی، أشاد الله شأنه، با مذهب اهلالبیت صلوات الله علیهم
ایشان در یکیاز رسائل خود میفرماید:
«اعلم ایها الناظر فی کتبی و رسائلی انی بعون الله و توفیقه ماکتبت فیها الّا ما فهمته علی نحو الیقین انه مذهب اهل العصمة علیهمالسلام. و ما تتوهمه مخالفاً من کلامی فلیس منافیاً لدلیل العقل و النقل معاً ولکنه علی اصطلاح غیر مأنوس عندک» (چاپشده در جوامع الکلم، ج۵، «رسالة فی بیان اصطلاح المصنف (اع) فی الجسم و الجسد»، ص۵۶۰).
بدان، ای کسی که در کتابها و نوشتههایم مینگری، من به یاری و توفیق خدا در آنها چیزی ننوشتهام مگر آنچه را که با یقین فهمیدهام که مذهب اهل عصمت علیهمالسلام است. هرجا از سخنم چیزی به نظرت ناهماهنگ آمد، آن سخن نه با برهان عقلی ناسازگار است و نه با دلیل نقلی؛ بلکه تنها با اصطلاحی بیان شده که تو با آن مأنوس نیستی.
@AghayedNet
✔️🔻توضیح دیگران دربارۀ معاد اَحسائی
یکیاز مجتهدان و مدرسان معروف در حوزهٔ علمیهٔ اصفهان که سه سال پیش از دنیا رفتهاند، در یکیاز سخنرانیها درباره معاد، از تعبیر «بدن هورقلیایی» برای میّت استفاده کرده بودند. پا را از این هم فراتر گذاشته و حتی مثالی را که بزرگان مکتب استبصار درباره تلطیف بدن آخرتی فرمودهاند بازگو کرده بودند: پوستۀ بادام و مغز بادام و روغن بادام، که مثالی تقریبی برای مراحل تلطیف بدن در دنیا و برزخ و آخرت است.
بهپیوست، صوت این بخش از سخنرانی ارائه میگردد. اندکی از آن چنین است:
«[...] این [بدن] قفس گوشتی است. روح ملکوتی توی این قفس است. این آزاد میشود. میرود توی بدن ملکوتی. این بدن ملکوتی از کجا پیدا شد؟ مال همین بدن است. از همین بدن گرفتهاند. بدن ملکوتی را از همین بدن گرفتهاند. روح را میبرند توی آن. آن شفاف است. میدانید مِثل چه؟ مَثلش را برایتان بزنم. بادام را [در دست] گرفتهاید؛ هرچه دست میزنید، چرب نیست[...] اما موقعی که تحت فشار قرارش بدهید، روغن چکچک از آن میچکد. بدن هم همینطور است. آن بدن ملکوتی را از این میگیرند. آن شفاف است. به آن ”هورقلیایی“ هم میگویند [...].»
به برخی عبارات بزرگان درباره مثال بادام اشاره میکنیم.
آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه میفرمایند:
«اما اعراض این بدن که سبب موت بود، [در قبر] زنده نمیشود و آن بدنی که مانند روغن بادام است در مغز بادام، آن زنده میشود» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۱۱، «جواب سؤالات ملا اسماعیل تودشکی»، ص۱۹۰).
مرحوم آقای کرمانی نفعنا الله بعلومه نیز میفرمایند:
«و این تنزلها مثل پوستی است که بر روی مغز کشیده میشود. مثل آنکه روغن بادام تنزل کرد و مغز بادام شد و آن مغز تنزل کرد و پوست نازک مغز شد و آن تنزل کرد پوست کلفت درشت بادام شد. همچنین عقل مغز همۀ این پوستها است و این پوستها هریک بر روی دیگری کشیده شده است و هر پوستی را که نازک کنی یا برداری، زیرش پیدا میشود» (مکارم الابرار (فارسی)، ج۲، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد اول»، ص۲۱۳).
همچنین مرحوم شیخ احمد احسائی قدّس الله روحه میفرمایند:
«و هذه الخزائن خزائن الامکان الراجح لحقته عوارض المراتب مراتبِ تنزّله فکان منه جامد و هی الاجسام و منه ذائب و هی النفوس و الارواح و العقول. و الجامد و الذائب شیء واحد من حقیقة واحدة الّا ان الذائب اقوی تحققاً و اشدّ لطفاً لانه صفوة الفائض و الجامد ثفله کلُبّ اللوز فان الدهن منه الطف من ثفله و اقوی ولکن الدهنیة من الثفل لاتفنی حتی یفنی الثفل. و الوجود ذائبه و جامده شیء واحد من حقیقة واحدة الّا ان ادراک الذائب منه و شعوره و احساسه و عقله و اختیاره اقوی من ادراک الجامد و شعوره و احساسه و عقله و اختیاره. و الحشر یوم القیامة و الاعادة انما هی لیدان کل شیء بما عمل و کما ان العقول و الارواح و النفوس انما تعاد للجزاء لانها کلفت و اطاعت او عصت کذلک الاجسام هی مکلفة فاطاعت او عصت فیجب حشرها [...].» (جوامع الکلم، ج۸، «جواب الشیخ احمد بن صالح بن طوق»، ص۱۱).
شایان ذکر است که میان این تقریر از معاد و تقریر معاد صدرایی تفاوت وجود دارد. صدرا اگرچه تناسخ مُلکی را رد کرده است، اما به مقولۀ تناسخ ملکوتی قائل است و آن را چنین توضیح میدهد:
«انتقال النفس من هذا البدن الی بدن اخروی مناسب لصفاتها و اخلاقها المکتسبة فی الدنیا فیظهر فی الآخرة بصورة ما غلبت علیها صفاته» (الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة، ص۲۳۲).
در معاد احسائی پاسخ داده میشود: چطور تناسخ در این نشئه محال است و در نشئۀ دیگر محال نباشد؟! بلکه در نشئۀ دیگر هم تناسخ نیست و قالَبِ آن دنیا تصفیۀ همین قالب است. این دقتی است که در تقریر معاد باید به آن توجه کرد.
شیخ مرحوم اعلی الله مقامه میفرمایند:
«و اما نحن فنقول بان الابدان التی تنتقل الیها النفوس یوم القیامة هی بعینها ابدانها التی خرجت منها فی الدنیا فلا یلزمنا القول بالتناسخ» (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۵۲۴).
و در جایی دیگر میفرمایند:
«و اما اذا قلنا بان اجساد الآخرة هی اجساد الدنیا و ان الارواح تعود الی اجسادها التی خرجت منها فی الدنیا فهو قول المسلمین و هو الدین القویم» (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۵۲۲).
@AghayedNet
🔺رسالهای از عالم ربانی، مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، رفع الله شأنه
این رساله تکنسخهای را که بهتازگی یافتهایم، بهخط مرحوم محمود بن محمدعلی طباطبائی نائینی کتابت شده و تاریخ نگارش ندارد. سائل خود را «محمدابراهیم» معرفی کرده و شاید آقا محمدابراهیم همدانی باشد که رساله دیگری را هم در پاسخ او نگاشتهاند.
در این رساله از شش مطلب سؤال شده:
سؤال از فقرهای از رساله امانیه؛
سؤال از حدیث «اکثر اهل الجنة البلهاء»؛
سؤال از حدیث «من ضیّع عیاله»؛
سؤال از نگاه کردن به کتاب مثنوی مولوی؛
سؤال از ملاقات شیء با کافر یا نجاسات دیگر؛
سؤال از برای زیادتی حافظه.
رساله ترقیمه ندارد. کاتب در پایان نگاشته است:
«تمت الرسالة بعون الله تعالی وفقنا الله بتلاوته [ظ] و اطاعة اولیائه و الصلاة و السلام علی محمد و آله.»
ایشان در جواب پرسش چهارم که پرسیده است: «نگاه کردن به کتاب مثنوی ملا از باب تفنن جایز است یا حرام است؟» مرقوم فرمودهاند:
«نگاه کردن به هر کتابی جایز است با حفظ ایمان.»
@AghayedNet
AghayedNet
⏳بهزودی... @AghayedNet
@AghayedNetنمونهای از انصاف در پژوهش.mp3
زمان:
حجم:
52.4M
🔺🎙فایل صوتی نشست
با موضوع:
🔹نمونهای از انصاف در پژوهش
نگاهی تحلیلی به داوریهای تازه درباره #شیخیه
🔸کاظمین مقدسه
🗓۴ جمادی الثانیة ۱۴۴۷
Instagram.com/aghayednet
#مکتب_استبصار
@AghayedNet
🔺از فواید درسی عالم ربانی، مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی، رفع الله شأنه،
به قلم یکیاز تلامیذ ایشان
@AghayedNet
🔺دستخط عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در پشت نسخه اصلی رساله دقایق العلاج.
ایشان برای نگارش کتاب دقایقالعلاج علاوهبر قرآن و سنت و روایات اهلبیت علیهمالسلام و تجربیات و نظریات شخصی، از بعضی کتب استفاده فرمودهاند که دراین یادداشت به آن منابع اشاره کردهاند.
کتاب طب الائمة و طب الرضا علیهمالسلام و کتاب کامل الصناعة الملکی نیز از جمله منابع ایشان بوده است.
@AghayedNet