✔️🔻توضیح دیگران دربارۀ معاد اَحسائی
یکیاز مجتهدان و مدرسان معروف در حوزهٔ علمیهٔ اصفهان که سه سال پیش از دنیا رفتهاند، در یکیاز سخنرانیها درباره معاد، از تعبیر «بدن هورقلیایی» برای میّت استفاده کرده بودند. پا را از این هم فراتر گذاشته و حتی مثالی را که بزرگان مکتب استبصار درباره تلطیف بدن آخرتی فرمودهاند بازگو کرده بودند: پوستۀ بادام و مغز بادام و روغن بادام، که مثالی تقریبی برای مراحل تلطیف بدن در دنیا و برزخ و آخرت است.
بهپیوست، صوت این بخش از سخنرانی ارائه میگردد. اندکی از آن چنین است:
«[...] این [بدن] قفس گوشتی است. روح ملکوتی توی این قفس است. این آزاد میشود. میرود توی بدن ملکوتی. این بدن ملکوتی از کجا پیدا شد؟ مال همین بدن است. از همین بدن گرفتهاند. بدن ملکوتی را از همین بدن گرفتهاند. روح را میبرند توی آن. آن شفاف است. میدانید مِثل چه؟ مَثلش را برایتان بزنم. بادام را [در دست] گرفتهاید؛ هرچه دست میزنید، چرب نیست[...] اما موقعی که تحت فشار قرارش بدهید، روغن چکچک از آن میچکد. بدن هم همینطور است. آن بدن ملکوتی را از این میگیرند. آن شفاف است. به آن ”هورقلیایی“ هم میگویند [...].»
به برخی عبارات بزرگان درباره مثال بادام اشاره میکنیم.
آقای شریف طباطبائی رفع الله شأنه میفرمایند:
«اما اعراض این بدن که سبب موت بود، [در قبر] زنده نمیشود و آن بدنی که مانند روغن بادام است در مغز بادام، آن زنده میشود» (دعائم الحکمة (فارسی)، ج۱۱، «جواب سؤالات ملا اسماعیل تودشکی»، ص۱۹۰).
مرحوم آقای کرمانی نفعنا الله بعلومه نیز میفرمایند:
«و این تنزلها مثل پوستی است که بر روی مغز کشیده میشود. مثل آنکه روغن بادام تنزل کرد و مغز بادام شد و آن مغز تنزل کرد و پوست نازک مغز شد و آن تنزل کرد پوست کلفت درشت بادام شد. همچنین عقل مغز همۀ این پوستها است و این پوستها هریک بر روی دیگری کشیده شده است و هر پوستی را که نازک کنی یا برداری، زیرش پیدا میشود» (مکارم الابرار (فارسی)، ج۲، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد اول»، ص۲۱۳).
همچنین مرحوم شیخ احمد احسائی قدّس الله روحه میفرمایند:
«و هذه الخزائن خزائن الامکان الراجح لحقته عوارض المراتب مراتبِ تنزّله فکان منه جامد و هی الاجسام و منه ذائب و هی النفوس و الارواح و العقول. و الجامد و الذائب شیء واحد من حقیقة واحدة الّا ان الذائب اقوی تحققاً و اشدّ لطفاً لانه صفوة الفائض و الجامد ثفله کلُبّ اللوز فان الدهن منه الطف من ثفله و اقوی ولکن الدهنیة من الثفل لاتفنی حتی یفنی الثفل. و الوجود ذائبه و جامده شیء واحد من حقیقة واحدة الّا ان ادراک الذائب منه و شعوره و احساسه و عقله و اختیاره اقوی من ادراک الجامد و شعوره و احساسه و عقله و اختیاره. و الحشر یوم القیامة و الاعادة انما هی لیدان کل شیء بما عمل و کما ان العقول و الارواح و النفوس انما تعاد للجزاء لانها کلفت و اطاعت او عصت کذلک الاجسام هی مکلفة فاطاعت او عصت فیجب حشرها [...].» (جوامع الکلم، ج۸، «جواب الشیخ احمد بن صالح بن طوق»، ص۱۱).
شایان ذکر است که میان این تقریر از معاد و تقریر معاد صدرایی تفاوت وجود دارد. صدرا اگرچه تناسخ مُلکی را رد کرده است، اما به مقولۀ تناسخ ملکوتی قائل است و آن را چنین توضیح میدهد:
«انتقال النفس من هذا البدن الی بدن اخروی مناسب لصفاتها و اخلاقها المکتسبة فی الدنیا فیظهر فی الآخرة بصورة ما غلبت علیها صفاته» (الشواهد الربوبیة فی المناهج السلوکیة، ص۲۳۲).
در معاد احسائی پاسخ داده میشود: چطور تناسخ در این نشئه محال است و در نشئۀ دیگر محال نباشد؟! بلکه در نشئۀ دیگر هم تناسخ نیست و قالَبِ آن دنیا تصفیۀ همین قالب است. این دقتی است که در تقریر معاد باید به آن توجه کرد.
شیخ مرحوم اعلی الله مقامه میفرمایند:
«و اما نحن فنقول بان الابدان التی تنتقل الیها النفوس یوم القیامة هی بعینها ابدانها التی خرجت منها فی الدنیا فلا یلزمنا القول بالتناسخ» (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۵۲۴).
و در جایی دیگر میفرمایند:
«و اما اذا قلنا بان اجساد الآخرة هی اجساد الدنیا و ان الارواح تعود الی اجسادها التی خرجت منها فی الدنیا فهو قول المسلمین و هو الدین القویم» (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۵۲۲).
@AghayedNet
🔺رسالهای از عالم ربانی، مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی، رفع الله شأنه
این رساله تکنسخهای را که بهتازگی یافتهایم، بهخط مرحوم محمود بن محمدعلی طباطبائی نائینی کتابت شده و تاریخ نگارش ندارد. سائل خود را «محمدابراهیم» معرفی کرده و شاید آقا محمدابراهیم همدانی باشد که رساله دیگری را هم در پاسخ او نگاشتهاند.
در این رساله از شش مطلب سؤال شده:
سؤال از فقرهای از رساله امانیه؛
سؤال از حدیث «اکثر اهل الجنة البلهاء»؛
سؤال از حدیث «من ضیّع عیاله»؛
سؤال از نگاه کردن به کتاب مثنوی مولوی؛
سؤال از ملاقات شیء با کافر یا نجاسات دیگر؛
سؤال از برای زیادتی حافظه.
رساله ترقیمه ندارد. کاتب در پایان نگاشته است:
«تمت الرسالة بعون الله تعالی وفقنا الله بتلاوته [ظ] و اطاعة اولیائه و الصلاة و السلام علی محمد و آله.»
ایشان در جواب پرسش چهارم که پرسیده است: «نگاه کردن به کتاب مثنوی ملا از باب تفنن جایز است یا حرام است؟» مرقوم فرمودهاند:
«نگاه کردن به هر کتابی جایز است با حفظ ایمان.»
@AghayedNet
AghayedNet
⏳بهزودی... @AghayedNet
@AghayedNetنمونهای از انصاف در پژوهش.mp3
زمان:
حجم:
52.4M
🔺🎙فایل صوتی نشست
با موضوع:
🔹نمونهای از انصاف در پژوهش
نگاهی تحلیلی به داوریهای تازه درباره #شیخیه
🔸کاظمین مقدسه
🗓۴ جمادی الثانیة ۱۴۴۷
Instagram.com/aghayednet
#مکتب_استبصار
@AghayedNet
🔺از فواید درسی عالم ربانی، مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی، رفع الله شأنه،
به قلم یکیاز تلامیذ ایشان
@AghayedNet
🔺دستخط عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی رفع الله شأنه در پشت نسخه اصلی رساله دقایق العلاج.
ایشان برای نگارش کتاب دقایقالعلاج علاوهبر قرآن و سنت و روایات اهلبیت علیهمالسلام و تجربیات و نظریات شخصی، از بعضی کتب استفاده فرمودهاند که دراین یادداشت به آن منابع اشاره کردهاند.
کتاب طب الائمة و طب الرضا علیهمالسلام و کتاب کامل الصناعة الملکی نیز از جمله منابع ایشان بوده است.
@AghayedNet
AghayedNet
@AghayedNet
✔️🔻پرسشی پانزدهصفحهای بهمثابۀ یک رساله!
پرسشهایی که متوجه بزرگان دین اعلی الله مقامهم میشده وادیِ گستردهای دارد؛ پرسشهایی که این بزرگواران پاسخ فرمودهاند یا نفرمودهاند یا پاسخش را به شخص دیگری واگذاشتهاند. گونهشناسیِ این پرسشها تکنگاریِ دیگری میطلبد.
آنچه در این یادداشت بر آن متمرکزیم، پرسشی طولانی است که پانزده صفحه از نسخهای خطی را به خود اختصاص داده است که متأسفانه پاسخ آن موجود نیست.
پرسشکنندهها پرسشهای خود را، بهترتیب و با تفکیک از هم، یادداشت و خدمت این بزرگواران ارسال میکردند.
گاهی پیشاز پرسشها، شرححال مفصلی از خود و مطالعاتشان مینوشتند. برای نمونه، شیخ عبدعلی توبلی در نامهای به مرحوم شیخ احسائی اعلی الله مقامه، قبلاز طرح سؤالات، زندگی علمی و کیفیت تحصیل خود را مفصل در چند صفحه مرقوم کرده که ازنظر تاریخی جالبتوجه است. شیخ مرحوم بعداز نقل این اتوبیوگرافی نوشتهاند:
«هذا آخر ما قدّم أمام مسائله من کلامه، زید فی مقامه و بلغه ربه أعلی مرامه» (جوامع الکلم، ج۸، «الرسالة التوبلیة»، ص۴۹).
سپس بعضی فقرات آن متن را شرح فرمودهاند و بعد سؤالات را ذکر کرده و پاسخ دادهاند.
برخی سائلان نیز با عدد و رقم یا نظم ابجد، سؤالات را با تفکیک از هم نوشتهاند.
اما در این پرسشِ پانزدهصفحهای که درواقع از چند پرسش تشکیل شده، چنان سؤالات پیدرپی قرار گرفته و حتی شواهدی از روایات نقل شده که در بعضی فهرستهای نسخههای خطی، بهعنوان «رساله» معرفی شده است!
سؤالکننده مرحوم علیمحمد نایینی مشهور به مرحوم شهید است. ایشان کسی است که سال ۱۳۱۵ ق، در واقعۀ همدان، ازناحیۀ مخالفان شیخیه بهشدت اذیت و آزار کشید و بهشهادت رسید. جریان شهادت ایشان، در عید فطر آن سال، بسیار سهمگین و وحشتزا است. جزئیات این حادثه در کتاب عبرة لمن اعتبر نقل گردیده و چون این کتاب دردسترس است، از نقل آن در این یادداشت معذوریم.
مرحوم شهید فرزند محمدهاشم محمدی نایینی فرزند میرزا احمد فرزند میرزا محمدشرف بود و در محمدیۀ نایین متولد شد. خاندان ایشان اهل علم بودند و پدرشان از تابعان فکری مرحوم آقای حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه بود. رسالهای در پاسخ به پرسشهای این پدر در سال ۱۲۹۳ ق تصنیف شده است (چاپشده در دعائم الحکمة (فارسی)، ج۱۲، «جواب سؤالات محمدهاشم محمدی نایینی»، ص۱۶۲ تا ۱۷۶).
مرحوم نایینی با مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه سابقۀ آشنایی داشت و هم در نایین و هم در کرمان و بعد هم در همدان درمحضر این بزرگوار بود. عدهای تصور میکردند که جانشین علمی استاد است و این سبب حسادت به ایشان شده بود.
مرحوم شهید نامههای رسیده بهدست مرحوم آقای شریف طباطبائی را درصورت لزوم پاسخ میداد و محرّرِ ایشان نیز بود و در مجالس، مستقیم از ایشان سؤال میکرد. (بهعلت جایگاه مرحوم آقای شریف طباطبائی و ابّهت ایشان، برخی مستقیم نمیپرسیدند و با واسطۀ شخصی دیگر سؤال میکردند.) در نامههای متعددی از مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه، نام این مرحوم بهمیان آمده و بعضیاز نامهها نیز خطاب به این مرحوم است.
این مرحوم رسالهای با نام تشریح النسب نگاشته است، همچنین رسالهای در شرح عبارتی از ارشاد العوام. رسالهای در رد لزوم وحدت ناطق شیعی نیز به ایشان منسوب است. رسالهای هم در جواب چند سؤال در موضوعی مرتبط با اعمال مختلف انسان تألیف نموده است. شرححال تفصیلی ایشان و معرفی آثارشان تکنگاری مستقلی نیازمند است.
در این فرصت، متن این پرسش پانزدهصفحهای را تقدیم میکنیم؛ چراکه این متنِ مفصل نیز از آثار ایشان محسوب میشود و گوشهای از دغدغههای علمی و فکری ایشان را نشان میدهد. چون این اثر تاکنون تایپ و مقابله نشده بود و دردسترس نبود، با این مقدمه کوتاه ارائه مینماییم.
آیا این سؤال خدمت مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه ارائه گردیده است یا خیر؟ اگر ارائه شده، آیا پاسخ فرمودهاند و به ما نرسیده یا پاسخی مرقوم نفرمودهاند؟ اینها تاکنون مجهول مانده، و الله العالم.
همچنین در این پرسش، مرحوم نایینی تمجیدهایی از کاملان دین و مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامهم دارد که بااهمیت است و بخشیاز آن را، از دو صفحۀ آغازین اثر، نقل میکنیم:
«چون خداوند کریم از لطف عمیم خود این روسیاه را در زمانی قرار داد که زمین ازبرکت وجود کاملین رشک آسمان هفتمین و عرصۀ این خاکدان از فیض و رحمت ایشان غیرت بهشت برین بود، انوار بهاء حضرت بقیةالله عجل الله فرجه از رخسارۀ مبارکشان ساطع و اشعۀ ضیاء آن مبارکوجود علیه صلوات الله الملک الودود از جبین مبینشان لامع [...]. و علاوهبر این نعمت عظمی، از محض فضل و کرم و نعم ابتدائیۀ خود بدون استحقاقی، دیدۀ رمددیدۀ این ناچیز ناقابل را به نور لقای جهانآرای ایشان روشن و منور داشت [...].»
@AghayedNet