‹اغمــٔـا›
جانم گرفت حسرت ديدار دیگرش! با ما هر آنچه یار نکرد، انتظار کرد . .
حرف دلم آن بود که با خلق نگفتم
بغضیست در این ابر، که بارانشدنی نیست . .
این روزها زندگی کردن بسیار دشوار شده است.
مردم میگویند میگذرد میگذرد ..
فقط نمیدانم چرا
برای همه میگذرد و برای من نه؛
" عیبی نداره اگه حالت خوش نیست "
بعضی دردها و رنجهارو نمیشه حل کرد ، باید به دوش کشید ، باید تحمل کرد ..