چه روزهایی ست
گاهی آدم دلش میخواهد
خودش را بردارد بریزد دور
میان این زندگی و زنده ماندنها
ساعاتی تعطیل باشد
کمی بمیرد
اصلا نباشد که نباشد .
زحمت دارد
آدم بودن را میگویم
این را میشود،
از مترسکها آموخت
آنها تمام عمر میایستند
تا آدم حسابشان کنند...
شازده کوچولو از روباه پرسید:
+ کِی میفهمم که وقت رفتنه؟
- روباه گفت: وقتی میخوای بمونی ولی دلیلی برای موندن نداری..!
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
مردم صدمه می بینن، چون برای چیزایی ارزش قائل میشن که واقعاً هیچ معنی و مفهومی نداره:))!
ماها تو زندگیِ تنگمون هی پاهامون به هم میپیچه و رو سر و کول هم زمین میخوریم و خیال میکنیم تقصیر اون یکیه، غافل از اینکه این زندگیمونه که تنگه!
و ماهارو به جون هم میندازه.!