اونی كه شما مي بينيد
ميشينه يه گوشه و كاملاً
بی تفاوت رفت و اومدای زندگيشو
تماشا می كنه،
يه بار رفتن يكی براش
گرون تموم شده!
‹اغمــٔـا›
زیبایی کتاب:
یه جایی هست توی زندگی،که دلت گرفته ولی مجبوری بخندی و شاد باشی.
میدونی به این میگن اوج بد بختی!
دیدین آدم بعضی وقتا احساس میکنه یک جا گیر کرده؟ انگار پاهاش تا زانو تو سیمان سفت شده فرو رفته باشه؟ گیر کردن تو زمان از اونم بدتره .