‹اغمــٔـا›
میان خنده های یک جمع زیر لب زمزمه کرد: گویی خندیدن را فراموش کردم... #دست_نوشته
آگهی های خوبی چاپ شده بودند:
دنبال چهره های خندانمان میگردیم، آنها را به ما بازگردانید . .
#دست_نوشته
قلبم یه چیزی میگه و مغزم چیز دیگهای.
خیلی سخته که تو زندگی قلب و مغزت رو یکی کنی.
امشب از اون شباست که دلم میخواد
سرمو فرو کنم توی سینهی یکی و گریه کنم.
اونم با سکوتش درکم کنه !
کاش صبر آدما از غمشون بیشتر بود ...
هر دختری دیوونگی های خاص خودش رو داره.
اگه هنوز خل بازیاش رو ندیدی بدون کنارت راحت نیست.
شاید ترس از دست دادنت رو داشته باشه یا این که اصلا دوست نداره.
‹اغمــٔـا›
مث پیرزنی که آخرین سربازی که از جنگ برمیگردد، پسرش ،نیست !
مث سربازی که وقتی دوران خدمتش تموم میشه و برمیگرده
میبینه محبوبش ازدواج کرده !
@tah_monde_afkarmAshvan - Ghasedak.mp3
زمان:
حجم:
9.9M
بگو چیشد یه شب یهو زدی زیر آرامشم:) . .
#بگوشیم🌱
‹اغمــٔـا›
توییت امشب:
کسی رو دوس داشته باش که وقتی حتى خودتم خودتو دوست نداشتی، اون دوستت داشته باشه:))!