من توقع زیادی از این دنیای به ظاهر رنگی ندارم ، تنها کمی لبخند عمیق برای آدمهایش.
‹اغمــٔـا›
یجایی توی سریال فاصله ها سعید میگه :
ببین نغمه خانوم عشق و علاقه یهو میاد توی قلب آدم ولی اگ بره دیگه به این راحتیا برنمیگرده .
بدترین حالتی که ممکنه برای یه آدم پیش بیاد اینه که همزمان هم احساسی باشه و هم منطقی، یعنی قلبش داره مچاله میشه ها، ولی مجبوره منطقی تصمیم بگیره، بعدش باید روزها و ماهها و حتی سالها بشینه به قلبش توضیح بده که اگه اون کارو نمیکردم بیشتر مچاله میشدی.
اما مگه قلب حالیشه؟ وقتی دیگه صلحی نباشه بین عقل و قلبت، انگار لای منگنه ای، چون نه مغزت قلب داره، و نه قلبت مغز...
فرق است میانِ خوب شدن و فراموش کردن ؛
و ما ظاهرا خوب خواهیم شد !
اما فراموش نخواهیم کرد ...
و زخم هایمان باز خواهد ماند(!