دلم میخواد تک تک آدماییو ک اذیتم کردن بکشم و به قتلشون اعتراف کنم و بگم وقتی جونشونو میگرفتم در سلامت کامل
عقلی بودم تا اعدامم کنن:)
‹اغمــٔـا›
؛
گاهی دلم می خواه
بگذارم بروم!
بی هرچه آشنا...
گوشه ی دوری گمنام
حوالیِ جایی بی اسم.
گاهی واقعا خیال میکنم
روی دست خداوند ماندهام..
خسته اش کردهام..
من توقع زیادی از این دنیای به ظاهر رنگی ندارم ، تنها کمی لبخند عمیق برای آدمهایش.
‹اغمــٔـا›
یجایی توی سریال فاصله ها سعید میگه :
ببین نغمه خانوم عشق و علاقه یهو میاد توی قلب آدم ولی اگ بره دیگه به این راحتیا برنمیگرده .