به آیندگان بگو که شب ما چقدر شب بود و روز و روزگار ما چطور مُرد و پیکر رویا باخته ما در کدام درّه یا پستو پرت شد ، رها شد ، لگد شد( :
شاید خیلی حرف ها گفته بشه ،
و خیلی حرف ها نوشته بشه ،
اما یه چیزایی تو دل آدم میمونه ،
یه چیزایی به دل آدم.
چنتا زخم و نادیده گرفتی فقط به خاطر این که اونی که چاقو دستش بود و دوست داشتی؟:)
گاهی بی آنکه بفهمی در طول زمان آدم دیگری میشوی ، بیشتر سکوت میکنی ، دیرتر باور میکنی ، و کمتر میرنجی.
پوست و گوشت آدمها رو بشکافین ، به یه قلب زخم خورده اثرِ زندگی و آدمها میرسین . !
‹اغمــٔـا›
زیبایی کتاب:
سخت است
همزيستي دائم با كساني كه،
دغدغه هاي تو را نمي فهمند،
اما عزيزان تو اند...