eitaa logo
‹اغمــٔـا›
2.3هزار دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
72 ویدیو
0 فایل
من‌ همان‌ خسته‌ی‌ بی‌حوصله‌ی‌ غم‌ زده‌ام پسر بدقلقی‌ ك رگ‌خوابش‌ شعر‌ است . . ‹ کپی‌ با ذکر نام‌‌ اغما › ◝برای‌ِ تبادل↝ @Me_agazadeh◟ ◝خلوتِ‌ اغما↝ @Aghma_ir◟ ◝متحدمون↝ @◟ ‌‌ ◝متولدِ ↝𝟷𝟺𝟶𝟷٫𝟶𝟼٫𝟶𝟸◟
مشاهده در ایتا
دانلود
خودش مرده بود ‌؛ نوشته هایش اما گوشه ای از تاریکی اتاق نیمه جانِ فاسدش ، نفس میکشیدند:)
چه مدت ترک شده بودی که این چنین وحشت‌زده‌ای چه مدت رنج‌ کشیده‌ای تا چنین بی‌رحم شوی ؟!
کاش کوله‌ بارت را جمع کنی و برای همیشه از ذهنم بروی . .
این که میگن " میگذره" هیچ دردی رو از دردهای آدم دوا نمی کنه ؛ من که می‌دونم می گذره ، من نمی‌خوام "اینجوری" بگذره !
مدت هاست که در سکوت فریاد میزنیم؛
‹اغمــٔـا›
مدت هاست که در سکوت فریاد میزنیم؛
چه کسی میبیند این فریادِ خفتهٔ سکوت را؟
الان که به دیروز ، پریروز ، یه ماه پیش و یه سال پیش فکر میکنم باورم نمیشه زنده موندم.
چقدر تبر دورمان بود و نمیدانستیم !.
رسیدن به هر چیز خوبی ناممکن شده است باید هر کدام داستانی بسازیم و در آن فرو برویم شاید هنوز بتوان به دنیای خیالی امیدوار بود...
همه چیز داشت خوب پیش میرفت ! از روی برنامه‌ی قبلی با تست ادبیات شروع کردم. که اِی کاش این کار را نمیکردم ! سوال اَول آرایه اَدبی بود شعری از هوشنگ ابتهاج ؛ "بسترم ! صدف خالی یک تنهاییست و تو چون مروارید گردن آویز کسان دگری" و نتیجه این شعر...کنکوری با رتبه افتضاح بود ! راستش من سرِ جلسه کنکور تمام داستان های خفته در این شعر رابه چشم دیدم ! دیدم که اینگونه پریشان شدم ! همه سرگرم تست زدن، و پسرکی سَرگردان در خیابان . ! نمی‌دانم‌ هوشنگ ابتهاج را نبخشم یا مشاور را که گفت:از ادبیات شروع کن...حتما صد میزنی. هیچ کدام فکر این را نکرده بودیم که قرار است؛ طراح سوال ! یک شعر نیم خطی گذشته را گره بزند به آینده‌ . فدای سرت . . . دانشگاه آزاد زیاد‌هم بد نیست !
اما اگر نسخه های قبلی درست بودند به این روز نمی افتادیم.