eitaa logo
میراث امامان
272 دنبال‌کننده
131 عکس
3 ویدیو
29 فایل
مطالعاتی در خصوص روایات برجای‌مانده از امامان اهل بیت علیهم السلام در تراث اسلامی کانال در تلگرام: https://t.me/Al_Meerath ارتباط با ادمین: @KhorvashAmirhasan
مشاهده در ایتا
دانلود
💠 از مهم‌ترین پرسش‌ها پیرامون شخصیت‌های تاریخی-دینی که مورد توجه مذاهب و فرقه‌های مختلف بوده‌اند و در معرض انتساب‌های مذهبی و جدلی قرار گرفته‌اند، این است که کدام بخش از نقل‌های منسوب به آن‌ها اصیل و تاریخی است و کدام بخش برساخته است و به فهم تاریخی ما از آن شخصیت‌ها کمک نمی‌کند. عبدالله انصار در این مقاله که پیش‌نویسِ آن منتشر شده، به صورت مشخص به احادیث منسوب به امام جعفر صادق (ع) می‌پردازد و تأملاتی روشی‌شناختی برای شناخت اصالت این احادیث مطرح می‌کند. انصار تذکر می‌دهد که امام جعفر صادق (ع) همچون جدّش پیامبر (ص) کاریزمای مذهبی داشته و به همین دلیل سخنان و اعمالش در معرض تفسیر مجدّد، شاخ‌وبرگ‌دادن، و جعل قرار گرفته است و نیازمند مطالعات تاریخی انتقادی است؛ در حالی که چنین تحقیقات مفصّلی تاکنون صورت نگرفته است. انصار به پژوهش مدرّسی دربارهٔ امام صادق (ع) می‌پردازد و آن را فاقد نظامی دقیق و روشن برای تمایز میان مطالب اصیل از غیراصیل می‌داند. همچنین اشاره می‌کند که در سمت مقابل مدرسی، امیرمعزی مطالعاتی در باب تشیع نخستین دارد که در آن‌ها هم انتساب گزارش‌ها به صورت روشمند به خود امامان بررسی نمی‌شود. انصار به تحقیقات دیگران دربارۀ امام صادق (ع) هم توجه می‌کند و نیز تصویر امام در منابع سنی به عنوان یک راوی را شرح می‌دهد. 💠 پس از این مقدمات، انصار پیشنهاد می‌کند که روایات امام صادق (ع) در سه گروه مختلف بررسی شود: روایات سنی که اسناد متعدد دارند، روایات شیعی که اسناد متعدد دارند، و روایاتی که اسناد متعددی ندارند. در روایات سنی که اسناد متعدد دارند، او به تحلیل اسناد-متن (ICMA) توجه می‌کند. بدین صورت که امام صادق (ع) به عنوان حلقۀ مشترک اصلی درنظر گرفته شود و نقل‌های هریک از حلقۀ مشترک‌های فرعی با هم مقایسه شود و روشن شود که آیا آن‌ها از یکدیگر استفاده کرده‌اند یا واقعاً به امام صادق (ع) بازمی‌گردند. او این تحلیل را مطئمن‌ترین روش برای انتساب تاریخی حدیثی به امام می‌داند. در روایات متعدد شیعی، به نظر انصار نمی‌توان اغلب از روش اسناد-متن استفاده کرد؛ چه در روایات شیعی ما با تنوع کمتری برای نقل‌های یک حدیث مواجهیم و اسناد متنوعی به حلقۀ مشترک‌های فرعی ختم نمی‌شود تا بتوانیم از انتساب حدیث به آن‌ها مطئمن شویم. بنابراین باید از روشی غیر از اسناد-متن در روایات شیعی استفاده کنیم. انصار خود در چند نمونه نشان می‌دهد که چگونه می‌توان در روایات شیعی از انتساب حدیث به امام صادق (ع) یا راویِ مستقیم از ایشان، مطمئن شد. انصار در ادامه، 11 نکته برای ارزیابی وثاقت نقل‌های منفرد (چه سنی، چه شیعی) هم ارائه می‌کند که عمدتاً مربوط است به بررسی متنی گزارش‌ها؛ از جمله: درنظرگرفتن زمان‌پریشی واژگان و مفاهیم، سبک متن، تأییدهای مضمونی، هم‌گرایی گفتمانی، دقت تصنّعی جزئیات، انتساب محتوا با مرجع مورد انتساب، و توصیف غیرجدلی رویدادها. پس از آن نیز این ملاحظات را بر یک نقل منفرد سنی و یک نقل منفرد شیعی تطبیق می‌دهد. @Al_Meerath
💠 دیدگاه امام صادق (ع) دربارۀ تشیّع 🔵روایات فراوانی در مصادر کهن ثبت شده که دیدگاه امامانِ اهل‌بیت (ع) در باب امامت الهی و تشیّع را بازتاب داده است. یکی از این روایات، نقلی است از شخصی کوفی به نام یزید بن خلیفۀ حارثی که در ادامه بدان توجه می‌کنیم. یزید بن خلیفه مردی از قبیلۀ بَلحَارِث بن کَعب بود که با وجود آنکه در قبیله‌اش تشیّع محدود بوده، با واسطۀ غلام خراسانیش به تشیّع و موّدت اهل‌بیت (ع) راه می‌یابد (الکافي، 6/ 411). در روایتی امام صادق (ع) او را «نجیبِ قبیلۀ بلحارث بن کعب» می‌خوانند (رجال الکشي، 334). از جمله روایات کهن و مهم یزید بن خلیفه، نقلی است که امام صادق (ع) در آن به تفصیل داستان قتل یکی از دختران پیامبر (ص) به دست عثمان بن عفان را بیان می‌کنند (الکافي، 3/ 251؛ تهذیب الأحکام، 3/ 333؛ الخرائج والجرائح، 1/ 94). حال به گزارشی که از یزید بن خلیفه در باب دیدگاه امام صادق (ع) نسبت به امامت روایت شده، بنگریم: بر ابوعبدالله [صادق] (ع) وارد شدیم و نزدش نشستیم. ابوعبدالله (ع) فرمود: [با انتخاب تشیّع] به جایی نگاه کردید که خدا نگاه کرد و کسی را برگزیدید که خدا برگزید! مردم به راست و چپ رفتند ولی شما راه میانۀ محمد (ص) را پیمودید! شما بر راه روشن هستید! پس با ورع بر آن [راه، ما را] یاری کنید! پس چون خواستیم که برخیزیم، ابوعبدالله (ع) فرمود: چه اشکالی دارد هنگامی که خدا یکی از شما را به این امر [تشیّع] بشناسد، مردم او را نشناسند [ناشناس بر قلۀ کوهی باشد تا عمرش به پایان رسد]. کسی که برای [دیدنِ] مردم، عمل کند، پاداش او بر عهدۀ مردم است و کسی که برای خدا عمل کند، پاداش او بر عهدۀ خداست. هر ریایی شرک است! 📚 منابع نقل‌های مختلف حدیث یزید بن خلیفه با زیادت و نقصان: الأصول الستة عشر، 245 [کتاب جعفر بن محمد بن شریح]؛ الزهد للحسین بن سعید، 65؛ المحاسن، 1/ 148؛ الکافي، 2/ 76، 293؛ شرح الأخبار، 3/ 484؛ علل الشرائع، 2/ 560؛ الحکایات للمفید، 94؛ بشارة المصطفی، 144 🔵این روایت به اسناد متعدد از یزید بن خلیفه نقل شده و انتساب آن به او اصیل به نظر می‌رسد. یزید بن خلیفه کتابی داشته که جماعتی از شیعه آن را روایت می‌کردند (فهرست النجاشي، 452) و ممکن است این نقل در برخی از طرق در نهایت به کتاب او بازگردد. البته همۀ نقل‌ها هم نباید به کتاب یزید بازگردد و برخی باید شفاهی منتقل شده باشد؛ زیرا مثلاً در بحث شناخته‌نشدن در برخی نقل‌ها آمده: «ما علی أحدکم إذا عرفه الله بهذا الأمر أن لا یعرفه الناس» و در برخی دیگر: «ما علی أحدکم لو قد کان علی قلة جبل حتی ینتهي إلیه أجله». نیز در بحث ورع در برخی نقل‌ها آمده: «فأعینوا علی ذلك بورع» و در برخی دیگر: «علیکم بالورع فإنه لا ینال ما عند الله إلا بالورع». در این نقل در آغاز نقل گفته شده که شیعیان در مسئلۀ امامت پیرو گزینش و اختیار الهی شدند و راه میانۀ پیامبر (ص) را پیمودند. در ادامه نیز سفارش‌های اخلاقی نسبت به ورع و دوری از ریا مطرح شده است. 🔵این سفارش‌های اخلاقی احتمال اصالت انتساب این نقل به شخص امام صادق (ع) را قابل‌توجه نشان می‌دهد؛ چه اگر نقلی به اهداف جدلی جعل شده بود، توقع می‌رفت که صرفاً بر اثبات اعتقاد شیعه متمرکز شود و نیز عقاید را به صورت موردی برشمارد؛ در حالی که در این نقل چنین نشده و به نظر می‌رسد که این نقل یک گفتگوی طبیعی را بازتاب می‌دهد. افزون بر این، شاهد مهمی بر اصالت انتساب این مضامین به امام صادق (ع) دردسترس است: در نقل‌هایی کهن از جمله نقلی که در کتاب نویسندۀ غیرامامی متقدِّم، ابن ابی‌شیبه (235ق)، ثبت شده، آمده که پیشتر امام باقر (ع) مشابه همین تعابیر را دربارۀ تشیّع مطرح کرده‌اند: روایت شده از جابر بن یزید جعفی (128/ 132ق) که جوانی به امام باقر (ع) می‌نگریست و گریه می‌کرد. ایشان از او پرسیدند که از چه می‌گرید. جوان گفت که از محبّتِ شما! ایشان به او فرمودند: «نظرتَ حیثُ نظر الله واخترتَ من (اختار) الله: نگاه کردی بدانجا که خدا نگاه کرد و کسی را برگزیدی که خدا برگزید (مصنف ابن أبي شیبة، ت الشثري، 18/ 83؛ شرح الأخبار، 2/ 489؛ 3/ 456). @Al_Meerath
نمودار اسناد و متون حدیث یزید بن خلیفه @Al_Meerath
💠 پروردگار شما مهربان است 🔹 روایت شده از اسماعیل بن یسار که امام صادق (ع) فرمود: بپرهیزید از کسلی [در عبادت]؛ زیرا پروردگارِ شما مهربان است و نسبت به عملِ اندک سپاسگزاری می‌کند! گاه شخصی دو رکعت نماز (مستحبی) می‌خواند که روی خدا را با آن می‌خواهد، پس خدا به خاطر آن دو رکعت او را وارد بهشت می‌کند! گاه یک درهم صدقۀ (مستحبی) می‌دهد و با آن روی خدا را می‌خواهد، پس خدا به خاطر آن، او را وارد بهشت می‌کند! و گاه یک روز روزۀ (مستحبی) می‌گیرد و با آن روی خدا را می‌خواهد، پس خدا به خاطر آن او را وارد بهشت می‌کند! 📚المحاسن، 1/ 253؛ الکافي، 4/ 63؛ ثواب الأعمال، 39؛ تهذیب الأحکام، 2/ 238؛ 4/ 191 این روایت که حاکی از اهمیت‌دادن به اعمال عبادی است، از عمر بن اذینه، معاویة بن عمار دهنی، و حکم بن مسکین همگی از اسماعیل بن یسار روایت شده است. 🔹 انتساب این روایت به معاویة بن عمار ثابت است و او حلقۀ مشترک فرعی این روایت است. ولی طرق به عمر بن اذینه و حکم بن مسکین متعدد نیست. البته حکم بن مسکین خود راوی معاویة بن عمار بوده است (المحاسن، 1/ 35؛ الکافي، 6/ 79؛ کتاب من لا یحضره الفقیه، 3/ 92؛ تهذیب الأحکام، 5/ 491)؛ لذا ممکن است او با واسطۀ معاویة بن عمار به این روایت دسترسی داشته باشد. همچنین تحریرهای معاویة بن عمار و عمر بن اذینه به هم بسیار نزدیک است و ممکن است یکی از این دو از دیگری استفاده کرده باشند. 🔹 مشابه همین روایت را احمد برقی از علی بن حکم از ابان بن عثمان از بشیر/بشار بن یسار از امام صادق (ع) روایت کرده است: هنگامی که چیزی از [اعمالِ] خیر را قصد کردی، آن را به تأخیر نیندازد! زیرا بنده یک روز گرم را روزه می‌گیرد و با آن چیزی را که نزد خداست می‌خواهد، پس خدا او را از آتش [جهنم] آزاد می‌کند. نیز صدقه‌ای می‌دهد و با آن روی خدا را می‌خواهد، پس خدا او را از آتش آزاد می‌کند. 📚أمالی الصدوق، 366؛ مشابه: الکافي، 2/ 142 مضمون این حدیث ابان بن عثمان به حدیث اسماعیل بن یسار بسیار نزدیک است. در هر دو بر اهمیت اعمال خیر تأکید شده و از این گفته شده که ممکن است یک روزه یا یک صدقه (و در روایت اسماعیل: یک نماز) موجب سعادت شخص شود. افزون بر تشابه قابل‌توجه مضامین، می‌بینیم که راوی مستقیم در هر دو نقل نام مشابهی دارد: «بن یسار». بر این اساس، محتمل است روایت ابان هم تحریری از حدیث اسماعیل بن یسار باشد و حضور نام «بشیر/بشار بن یسار» حاصل خلط باشد. @Al_Meerath
نمودار اسناد و متون حدیث اسماعیل بن یسار @Al_Meerath
‍💠 ارزیابی تصویر دوران امامت امام حسن عسکری (ع) در کتاب مکتب در فرایند تکامل مرور و ترجمۀ کامل مقالۀ عمار مسلم که به بررسی شواهد مدرسی طباطبایی در بخش مربوط به امامت امام حسن عسکری (ع) می‌پردازد. 🔹 کتاب «مکتب در فرایند تکامل: نظری بر تطوّر مبانی فکری تشیّع در سه قرن نخستین» اثر حسین مدرسی که نسخهٔ اصل انگلیسی آن پیشتر در سال 1993م منتشر شد، یکی از مهم‌ترین آثار دربارۀ تاریخ امامت شیعی است. این کتاب که از آغاز انتشار بسیار مورد توجه قرار گرفت، در چند بخش تنظیم شده و در یکی از فصول آن به تفصیل به «بحران رهبری» در مذهب شیعه توجه می‌شود. این بخش مشخصاً تصویری از «افول» امامت شیعی ارائه می‌کند و با چالش‌هایی که نسبت به امامت امام حسن عسکری (ع) مطرح می‌کند، به اوج خود می‌رسد. کتاب مدرسی آکنده از پاورقی‌هایی با ارجاعات فراوان است تا جایی که خواننده دربرابر آن مقهور واقع می‌شود و می‌پندارد که سیر روایت داستانیِ کتاب، با صدها شاهد از منابع تاریخی -از جمله آثار امامیه- پشتیبانی می‌شود. این سؤال مطرح است که آیا این ارجاعات واقعاً از داستانِ مدرسی پشتیبانی می‌کنند یا به صورت نادرستی به کار گرفته شده‌اند. 🔹 عمار مسلم الدُدُمی در مقالۀ خود به نام Critiquing “Crisis”: The Portrayal of Al-ʿAskarī as an Example (Pt. 1) که در اسفند 1403ش به عنوان بخش اول سلسلۀ مقالاتش در این موضوع منتشر کرده، تلاش می‌کند خط‌به‌خط ارجاعات بخش امام حسن عسکری (ع) در کتاب مدرسی را بررسی کند و روشن کند که آیا این منابع واقعاً تصویری را که مدرسی از افول امامت ارائه می‌کند، تأیید می‌کنند. 📌 مطالعهٔ متن کامل مقاله 🔗 مطالعهٔ متن کامل ترجمه عمار مسلم به صورت مشخص به ده مورد از اتهامات مطرح‌شده نسبت به امامت امام حسن عسکری (ع) در کتاب مدرسی می‌پردازد: تردیدها دربارۀ امامت، تقوای امام، علم امام، انتقاد از امام، لباس اشرافی امام، چالش با فضل بن شاذان، غلط نحوی در نامه، فضل‌وبخشش افراطی، کنترل‌نداشتن نسبت به منصب امامت، و تردید در اصالت نامه‌های امام. او نشان می‌دهد که در بسیاری از ارجاعات مدرسی یک اشکال روشی آشکار وجود دارد: او عناصری را که با داستانش (افول امامت) سازگار نیست، به کلّی کنار می‌گذارد و فقط بخش‌هایی از یک گزارش را مطرح می‌کند که روایتِ او از امامت را تأمین می‌کند. در حالی که درنظرگرفتن کامل آن گزارش داستانی متفاوت را نشان می‌دهد. 🔹 عمار مسلم نشان می‌دهد که مدرسی با پیروی از «ملاک خجلت» فرض می‌کند هر گزارش «شرم‌آور» در منابع شیعی که موافق با چهرۀ قدسی امامان نباشد، باید تاریخی باشد. در حالی که این گزارش‌ها که حاوی بخشی «شرم‌آور» است، اغلب از روایات ژانر «دلائل» هستند؛ روایات این ژانر اغلب با طرح یک مشکل آغاز می‌شوند تا با رفع معجزه‌آسای آن، امامت را اثبات کنند. حال آنکه مدرسی همواره صرفاً بخشی از مقدمه را که «شرم‌آور» است، به عنوان عنصر تاریخی جدا می‌کند بدون اینکه توجه دهد به اینکه آن انتقاد، قسمتی از مقدمات داستانی بود که در نهایت به یک «معجزه» برای امام ختم می‌شد. در این فرایند نیز، مدرسی شاهدی برای تفکیک میان پیدایش آن مقدمه و این نتیجه ارائه نمی‌کند. مدرسی همچنین معمولاً تنها بخشی را که به وجود مشکلی اشاره داشته، پررنگ می‌کند، بی‌آنکه پاسخ به آن مشکل در همان گزارش را بازتاب دهد. او حتی به همان میزانِ مشکلِ مطرح‌شده در آن نقل هم بسنده نمی‌کند و از تعمیم مشکل موردی به مشکلی عمومی استفاده می‌کند. عمار مسلم اشکالات متعدد دیگری را هم در ارجاعات مدرسی نشان می‌دهد. ⬅️ بر اساس ارزیابی‌هایی که عمار مسلم از کار مدرسی داشته، روشن می‌شود که علی‌رغم تتبّع گستردۀ مدرسی، کار او با اشکال‌های روشی متعدد روبه‌رو است. مدرسی با این رویه، روایتی یک‌دست برای مخاطب ارائه می‌کند و همهٔ شواهد را با آن روایتِ داستانی، هماهنگ می‌کند. در این هماهنگ‌سازی، زمینه‌های متون نادیده گرفته می‌شود و بخش‌هایی از گزارش‌های نامرتبط منسجم می‌شود و در نهایت کار مدرسی داستانی یک‌پارچه از تاریخ امامت خلق کند که نمی‌تواند واقعاً با شواهد پشتیبانی شود. در نهایت این مقاله نشان می‌دهد که در مواجهه با آثار آکادمیکِ شناخته‌شده نیز نباید روایت یک‌دست آن‌ها را ساده‌دلانه پذیرفت و باید تعاملی نقّادانه با آن‌ها داشت و با مراجعۀ مستقیم به ارجاعات و منابع اصلی، اعتبار علمی این آثار را ارزیابی کرد. 🔖ترجمۀ کامل مقالۀ عمار مسلم به زبان فارسی را در اینجا بخوانید. @Al_Meerath
بر غیر "دینِ محمد (ص)" مرده است نقل شده از امام باقر (ع) که در روزگار پیامبر (ص) مردی نماز می‌خواند و چنان به سرعت به سجده می‌رفت و برمی‌خاست که گویی چون کلاغی بر زمین نوک می‌زند. پیامبر (ص) که این صحنه را دیدند، فرمودند: «اگر این [مرد] از دنیا برود، بر غیر دینِ محمد از دنیا رفته است». این روایت هم در منابع عامه و هم منابع امامیه از امام باقر (ع) روایت شده و نمونه‌ای از ثبت احادیث مشترک از امام باقر (ع) در منابع هر دو مذهب است. در امامیه این حدیث از عبدالله بن بکیر بن اعین (کوفی) و عمر بن اذینه (بصری) از زرارة بن اعین (کوفی) از امام باقر (ع) روایت شده است. در عامه نیز این حدیث از احمد بن حنبل، ابن ابی‌عمر، و ولید بن شجاع از سفیان بن عُیَینه (مکی-کوفی) از امام صادق (ع) از امام باقر (ع)، و نیز از سعید بن ابی‌عَرُوبه (بصری) از قاسم بن عمرو (بصری) از امام باقر (ع) روایت شده است. بر این اساس، حدیث حاضر دو حلقۀ مشترک فرعی دارد: زرارة بن اعین (150ق) و سفیان بن عیینه (197ق) و مجموعاً با اسنادی از سه منطقۀ متمایز (کوفه، حجاز -مکه و مدینه-، و بصره) از امام باقر (ع) روایت شده است (در نمودار، این مناطق به ترتیب با رنگ: صورتی، آبی، و سبز مشخص شده‌اند). نقل دو حلقۀ مشترک فرعی این حدیث، خصوصیات متمایزی دارد؛ از جمله در نقل سفیان بن عیینه این تعبیر که «آن مرد مانند کلاغ نوک می‌زد» توصیفِ گوینده از واقعه است و بخشی از کلام پیامبر (ص) نیست. در نقل قاسم بن عمرو نیز چنین است. ولی در نقل زراره این عبارت به جای اینکه توصیف گوینده باشد، بخشی از کلام خود پیامبر (ص) است. بر این اساس، می‌توان این نقل‌ها را مستقل از هم دانست و ریشۀ آنان را به حلقۀ مشترک اصلی (امام باقر) برگرداند. افزون بر این، باید توجه کرد که سفیان بن عیینه اگرچه هم در شهرهای مکه، مدینه، و کوفه تحمل حدیث داشته است، این حدیث را در مدینه تحمل گرفته و در آن متکی بر نقل زراره نیست. سفیان مرجع حدیثش را امام صادق (ع) معرفی می‌کند و تصریح به سماع مستقیم از امام صادق (ع) دارد و داستان سماعش را هم بیان می‌کند: سفیان بن عیینه: وارد مدینه شدم و دیدم مردی میان دو نفر حرکت می‌کند. پرسیدم: این مرد کیست؟ گفتند: جعفر بن محمد. پرسیدم: چه کسی در سمت راست اوست؟ گفتند: ایوب سختیانی. پرسیدم: چه کسی در سمت چپ اوست؟ گفتند: عمرو بن دینار. پس در برابرش ایستادم و گفتم: برایم حدیث بگو. او گفت: پدرم محمد بن علی که بهترین فرد از فرزندان محمد (ص) بر روی زمین بود، از پدرش علی بن الحسین نقل کرد که پیامبر (ص) مردی را دید که در مسجد نماز می‌خواند و [در سجده] همچون کلاغ نوک می‌زند. پس فرمود: «اگر این مرد در این حال بمیرد، بر غیر دین محمد مرده است! (المحدث الفاصل، 198). در این گزارش آمده که سفیان در مدینه امام صادق (ع) را برای اولین بار در میان محدّث برجستۀ بصری -ایوب سختیانی (حدود 131ق)- و محدّث برجستۀ مکّی -عمرو بن دینار (حدود 126ق)- دیده است. طبق این گزارش سفیان باید سال‌ها قبل از درگذشت امام صادق (ع) در زمان حیات عمرو بن دینار این حدیث را از ایشان شنیده باشد. گفتنی است مشابه روایت امام باقر (ع) از مواجهۀ پیامبر (ص) با شخصی که سجده‌هایش سریع بود، در روایاتی به عنوان مواجهۀ حذیفة بن یمان (از اصحاب نزدیک پیامبر ص که بخشی از عمرش را در کوفه سپری کرد) نقل شده است: سفیان ثوری > اعمش > زید بن وهب: ما همراه حذیفه [در مسجد کوفه] بودیم. مردی از سمت ابواب کِنده نزدش آمد که نمازی خواند و در آن [در سجده] نوک به زمین می‌زد و رکوعش را هم به صورت تمام به جا نمی‌آورد. حذیفه به او گفت: چه قدر وقت است که چنین نماز می‌خوانی؟! گفت: چهل سال است! حذیفه گفت: چهل سال است که نماز نمی‌خوانی و اگر بمیری [و نمازت چنین باشد] بر غیر فطرتی که محمد [ص] بر آن آفریده شد مرده‌ای! (مصنف عبد الرزاق، 3/ 93). این روایت به اسناد متعدد از اعمش (کوفه؛ 148ق) از زید بن وهب (کوفه؛ 96ق)، و از مهدی بن میمون (بصره؛ 171ق) از واصل احدب (بصره-کوفه؛ 129ق) از ابووائل (کوفه؛ 82/ 99ق) از حذیفه روایت شده است (اسناد این روایت طبق کتب نرم‌افزار جامع‌خادم‌الحرمین تا قرن سوم در نمودار دوم آمده است). اگر این نقل حذیفه اصیل باشد، محتمل است که حذیفه یک‌بار چنین مواجهه‌ای از پیامبر (ص) را دیده باشد و بعدها خودش نیز با شخصی که با طمأنینه به رکوع و سجود نمی‌رود، چنین برخورد کرده است. 📚 منابع نقل‌های حدیث امام باقر (ع): ا) نقل قاسم بن عمرو: مصنف ابن أبي شیبة، ت الشثري، 3/ 136؛ ب) نقل سفیان: الإیمان للعدني، 97؛ السنة لابن الخلال، 4/ 149؛ المحدث الفاصل، ت عجاج، 198؛ ج) نقل زراره: المحاسن، 1/ 79 (و به نقل از محاسن: أمالي الصدوق، 483)؛ الکافي، 3/ 268 (و به نقل از کافی: تهذیب الأحکام، 2/ 239)؛ ثواب الأعمال، 229 @Al_Meerath
نمودارهای حدیث امام باقر (ع) و حذیفة بن یمان دربارهٔ وضعیت شخصی که سجود را به آرامی به جا نمی‌آورد. @Al_Meerath
🔘 بازشناسی محل دفن حضرت فاطمه (س) در روایات امامیه احمد اشعری روایت کرده از احمد بزنطی (د. 221ق) که گفت: از [ابوالحسن] الرضا (ع) پرسیدم که فاطمه دختر پیامبر خدا (ص) در کدام مکان دفن شد؟ فرمود: «مردی از جعفر [بن محمد] (ع) دربارۀ این سؤال پرسید و عیسی بن موسی [عباسی] هم در آنجا بود. پس عیسی به او گفت: در بقیع دفن شد. آن مرد خطاب به جعفر بن محمد (ع)] گفت: چه می‌گویی؟ [جعفر بن محمد (ع)] فرمود: [عیسی نظرش را] به تو گفت». به او گفتم: خدا خیرت دهد! چه کار به عیسی بن موسی دارم؟! از [نظرِ] پدرانت به من بگو! فرمود: «در خانه‌اش دفن شد» (قرب الإسناد، 367). همچنین احمد اشعری و سهل بن زیاد روایت کرده‌اند که بزنطی گفت: از [ابوالحسن] الرضا (ع) پرسیدم دربارۀ قبر فاطمه (س). پس فرمود: «در خانه‌اش دفن شد. پس هنگامی که بنی‌امیه مسجد [النبی] را بزرگ کردند، داخل در مسجد شد» (الکافي، 1/ 461؛ عیون أخبار الرضا، 1/ 311؛ تهذیب الأحکام، 3/ 255). 🔘 حدیث بزنطی توسط احادیث کهن دیگری تأیید می‌شود: عبدالعزیز بن عمران > حماد بن عیسی > جعفر بن محمد (ع) > محمد بن علی (ع): علی (ع) فاطمه (س) را شبانه در منزلش که [بعداً] داخل در مسجد شد، به خاک سپرد. پس قبرش نزد درب مسجد، روبه‌روی خانۀ اسماء بنت حسین بن عبدالله بن عبیدالله بن عباس است (تاریخ المدینة لابن شبة، 1/ 106). ابوغسان > عبدالله بن ابراهیم بن عبیدالله > جعفر بن محمد (ع) می‌فرمود: فاطمه (س) در خانه‌اش دفن شد که عمر بن عبدالعزیز [خلیفۀ اموی] آن را داخل در مسجد کرد (تاریخ المدینة، 1/ 107). @Al_Meerath
میراث امامان
🔘 بازشناسی محل دفن حضرت فاطمه (س) در روایات امامیه احمد اشعری روایت کرده از احمد بزنطی (د. 221ق) که
🔘 دفن حضرت فاطمه (س) در خانۀ ایشان که متصل به مسجد النبی (ص) بوده، منطقی‌تر از دیگر اقوال به نظر می‌رسد: برای مخفی‌کردنِ قبر، دفن در خانه گزینهٔ بسیار مناسبی بوده است. البته این گزینه، در آن دوران طبیعی بوده؛ چه چند ماه قبل نیز پیامبر (ص) در همان حجره‌ای که در آن از دنیا رفته بودند، توسط امام علی (ع) دفن شدند. افزون بر این، دفن در کنار پیامبر (ص) یک ارزش مهم به نظر می‌رسید (چنانکه ابوبکر در فاصلۀ کمتر از سه سال در کنار پیامبر ص دفن شد). حال نزدیک‌ترین مکان ممکن برای دفن حضرت فاطمه (س) در کنار پیامبر (ص) همین خانۀ ایشان بود؛ چه خانۀ حضرت فاطمه (س) پشت حجرۀ محل دفن پیامبر ص بود. اما دفن در بقیع ممکن بود سبب افشای قبر در هنگام تدفین شود. همچنان‌که دفن در روضۀ پیامبر (ص) -میان قبر و منبر- نیز معقول نبود؛ چه هم دفن در مسجد بود که می‌توانست محظور شرعی داشته باشد (نگر: الکافي، 3/ 228؛ علل الشرائع، 2/ 358) و هم می‌توانست به افشای قبر منجر شود. در نهایت، به نظر می‌رسد همان‌گونه که در نقل‌های معتبر از امام صادق (ع) و امام رضا (ع) آمده، قبر حضرت فاطمه (س) در خانۀ ایشان قرار گرفته بود که در دورۀ اموی درون مسجد النبی شد. ممکن است به همین دلیل باشد که در روایات، ثواب نماز در خانۀ حضرت فاطمه (س) بالاتر از ثواب از نماز در روضه دانسته شده است (الکافي، 4/ 556). @Al_Meerath
دفن شبانهٔ دختر پیامبر (ص) در روایت دو محدّث مکّه و مدینه علی ابن مدینی (161-234ق) -نقّاد برجستۀ حدیث عامه- در آغاز کتاب العلل خویش می‌گوید که (اغلب) اسناد احادیث اسلامی بر شش مدار است: برای اهل مدینه: ابن شهاب زهری (124ق)، برای اهل مکه: عمرو بن دینار (126ق)، برای اهل بصره: قتاده (117ق) و یحیی بن ابی‌کثیر (132ق)، و برای اهل کوفه: ابواسحاق سبیعی (129ق) و اعمش (148ق) (العلل، 36-37). در اینجا به مدار شهر مدینه -ابن شهاب زهری- و مدار شهر مکه -عمرو بن دینار- توجه می‌کنیم. این دو محدّث، روایات روشن‌گر و مهمی نسبت به دفن شبانۀ حضرت فاطمه (س) نقل می‌کنند که نسبت به هدف و زمینۀ آن آگاهی‌هایی می‌دهد: ◾️روایت ابن شهاب زهری ابن شهاب زهری (56-124ق) از برجسته‌ترین مورّخان و محدّثان دورۀ اموی است که در شکل‌گیری هویّت مذهبیِ «اهل‌سنت» در آینده نقش بسزایی داشته است. او بغضِ علی (ع) را داشت (الغارات، 2/ 386؛ قبول الأخبار، 1/ 269) و منقول است که گاه علی (ع) را سبّ و لعن می‌کرد (الغارات، 2/ 395؛ المسترشد، 149؛ شرح نهج البلاغة، 4/ 102) و هیچ‌گاه فضیلتی در حقّ علی (ع) روایت نمی‌کرد (قبول الأخبار، 1/ 269؛ المجروحین لابن حبّان، 1/ 315). مایکل لکر در مقاله‌اش به تفصیل نشان داده که زهری در خدمت بنی‌امیه بود و معلّم شاهزادگان، قاضی دربار، مأمور جمع‌آوری زکات، و رئیس شرطه بود و به اهداف اموی خدمت می‌کرد (با تشکر از محمد قندهاری بابت معرفی این مقاله). ابن شهاب بسیار مورد توجه اهل‌سنت قرار گرفت. وی در میان اقرانش بیشترین حدیث و نقل را در کتب عامه دارد. او تنها در صحیح بخاری در 1230 سند حضور دارد؛ همچنان‌که پیشتر در مصنف عبدالرزاق نیز در بیش از 2100 سند نام او آمده است (بر اساس نمایهٔ نرم‌افزار جامع خادم‌الحرمین). او با توجه به جایگاه و معتقَداتش، نسبت به تأیید خلافت ابوبکر و ردّ معتقَدات شیعه کاملاً سوگیری داشته؛ لذا نقل دفن شبانهٔ حضرت فاطمه (س) توسط او بدین معناست که در زمان زهری این مسئله از مسلمات تاریخی بوده و این احتمال اصالت تاریخی آن را بسیار افزایش می‌دهد. زهری: ... پس فاطمه در آن باره بر ابوبکر خشم گرفت و او را ترک کرد، پس با او سخن نگفت تا زمانی که از دنیا رفت... همسرش -علی- او را شبانه دفن کرد و به ابوبکر اطلاع نداد، و [علی] بر او نماز خواند (صحیح البخاري، ت البغا، 4/ 1549). دربارهٔ این بخش از نقل زهری که ناظر به دفن شبانهٔ حضرت فاطمه (س) است در اسناد اختلاف شده است: 1. در برخی نقل‌ها، این بخش از مرسلات زهری است، 2. در برخی، زهری آن را از عروة بن زبیر نقل کرده، 3. و در برخی، زهری آن را از عروه از عائشه روایت کرده است. نکتۀ مهم در نقل زهری، آن است که دفن شبانۀ حضرت فاطمه (س) در سیاق درگیری ایشان با ابوبکر مطرح شده است. لذا می‌توان استنباط کرد که این دفن مربوط به عدم حضور ابوبکر بوده، به ویژه که در ادامه تصریح شده است: «و به ابوبکر اطلاع نداد». ◾️روایت عمرو بن دینار روایات و اقوال عمرو بن دینار (46-126ق) در کتب متقدّم عامه بسیار مورد توجه بوده تا حدی که در مصنَّف عبدالرزاق (211ق) نام او در بیش از 600 سند آمده است. او از نظر معیارهای سنّتی رجالی اهل‌سنت نیز کاملاً مورد تأیید بوده؛ چنانکه بخاری (256ق) در صحیحِ خود، نام او را در بیش از 200 سند آورده است. همچنین سفیان بن عیینه (197ق)، فقیه بزرگ مکه و کوفه، او را «ثقة ثقة ثقة» خوانده و درباره‌اش گفته است: «داناترینِ اهلِ مکّه بود!» (الجرح والتعدیل، 6/ 231). عمرو بن دینار به دلیل حضورش در حجاز دسترسی نسبتاً مستقیمی به عدّه‌ای از بنی‌هاشم نیز داشته است. عمرو افزون بر ارتباطی صمیمی که با ابوجعفر باقر (ع) داشته، با نوادۀ دیگرِ علی بن ابی‌طالب (ع)، حسن پسر محمد ابن حنفیه، که در حدود سال 100ق از دنیا رفته، نیز ارتباط داشته و از او احادیثی سماع کرده است. در اینجا نگاهی به نقل عمرو بن دینار از حسن بن محمد بن علی بن ابی‌طالب (ع) دربارۀ دفن شبانۀ حضرت فاطمه (س) می‌اندازیم. این نقل از این جهت مهم است که راوی آن، محدّث بزرگ مکّه است که هیچ‌گاه به تشیّع و جانب‌داری از شیعه متّهم نبوده است: ... عمرو بن دینار > حسن پسر محمد حنفیه (حدود 100ق): فاطمه دختر پیامبر (ص) شبانه دفن شد. علی [با این کار] از ابوبکر فرار کرد تا او بر فاطمه نماز نخواند! بین آن دو درگیری‌ای بود. فاطمه به علی نسبت به این کار وصیت کرده بود (مصنف عبد الرزاق، ط2، 4/ 240). این نقل همان مضامین حدیث زهری را تأیید می‌کند: فاطمه (س) شبانه دفن شد و این به دلیل درگیری او با ابوبکر بود و ابوبکر بر فاطمه (س) نماز نخواند. افزون بر نقل زهری، این نکته را نیز اضافه می‌کند که دفن شبانه بنابر وصیت فاطمه (س) به علی (ع) بود. @Al_Meerath