💠 ارزیابی تصویر دوران امامت امام حسن عسکری (ع) در کتاب مکتب در فرایند تکامل
مرور و ترجمۀ کامل مقالۀ عمار مسلم که به بررسی شواهد مدرسی طباطبایی در بخش مربوط به امامت امام حسن عسکری (ع) میپردازد.
🔹 کتاب «مکتب در فرایند تکامل: نظری بر تطوّر مبانی فکری تشیّع در سه قرن نخستین» اثر حسین مدرسی که نسخهٔ اصل انگلیسی آن پیشتر در سال 1993م منتشر شد، یکی از مهمترین آثار دربارۀ تاریخ امامت شیعی است.
این کتاب که از آغاز انتشار بسیار مورد توجه قرار گرفت، در چند بخش تنظیم شده و در یکی از فصول آن به تفصیل به «بحران رهبری» در مذهب شیعه توجه میشود. این بخش مشخصاً تصویری از «افول» امامت شیعی ارائه میکند و با چالشهایی که نسبت به امامت امام حسن عسکری (ع) مطرح میکند، به اوج خود میرسد.
کتاب مدرسی آکنده از پاورقیهایی با ارجاعات فراوان است تا جایی که خواننده دربرابر آن مقهور واقع میشود و میپندارد که سیر روایت داستانیِ کتاب، با صدها شاهد از منابع تاریخی -از جمله آثار امامیه- پشتیبانی میشود. این سؤال مطرح است که آیا این ارجاعات واقعاً از داستانِ مدرسی پشتیبانی میکنند یا به صورت نادرستی به کار گرفته شدهاند.
🔹 عمار مسلم الدُدُمی در مقالۀ خود به نام
Critiquing “Crisis”: The Portrayal of Al-ʿAskarī as an Example (Pt. 1)
که در اسفند 1403ش به عنوان بخش اول سلسلۀ مقالاتش در این موضوع منتشر کرده، تلاش میکند خطبهخط ارجاعات بخش امام حسن عسکری (ع) در کتاب مدرسی را بررسی کند و روشن کند که آیا این منابع واقعاً تصویری را که مدرسی از افول امامت ارائه میکند، تأیید میکنند.
📌 مطالعهٔ متن کامل مقاله
🔗 مطالعهٔ متن کامل ترجمه
عمار مسلم به صورت مشخص به ده مورد از اتهامات مطرحشده نسبت به امامت امام حسن عسکری (ع) در کتاب مدرسی میپردازد: تردیدها دربارۀ امامت، تقوای امام، علم امام، انتقاد از امام، لباس اشرافی امام، چالش با فضل بن شاذان، غلط نحوی در نامه، فضلوبخشش افراطی، کنترلنداشتن نسبت به منصب امامت، و تردید در اصالت نامههای امام.
او نشان میدهد که در بسیاری از ارجاعات مدرسی یک اشکال روشی آشکار وجود دارد: او عناصری را که با داستانش (افول امامت) سازگار نیست، به کلّی کنار میگذارد و فقط بخشهایی از یک گزارش را مطرح میکند که روایتِ او از امامت را تأمین میکند. در حالی که درنظرگرفتن کامل آن گزارش داستانی متفاوت را نشان میدهد.
🔹 عمار مسلم نشان میدهد که مدرسی با پیروی از «ملاک خجلت» فرض میکند هر گزارش «شرمآور» در منابع شیعی که موافق با چهرۀ قدسی امامان نباشد، باید تاریخی باشد. در حالی که این گزارشها که حاوی بخشی «شرمآور» است، اغلب از روایات ژانر «دلائل» هستند؛ روایات این ژانر اغلب با طرح یک مشکل آغاز میشوند تا با رفع معجزهآسای آن، امامت را اثبات کنند.
حال آنکه مدرسی همواره صرفاً بخشی از مقدمه را که «شرمآور» است، به عنوان عنصر تاریخی جدا میکند بدون اینکه توجه دهد به اینکه آن انتقاد، قسمتی از مقدمات داستانی بود که در نهایت به یک «معجزه» برای امام ختم میشد. در این فرایند نیز، مدرسی شاهدی برای تفکیک میان پیدایش آن مقدمه و این نتیجه ارائه نمیکند.
مدرسی همچنین معمولاً تنها بخشی را که به وجود مشکلی اشاره داشته، پررنگ میکند، بیآنکه پاسخ به آن مشکل در همان گزارش را بازتاب دهد. او حتی به همان میزانِ مشکلِ مطرحشده در آن نقل هم بسنده نمیکند و از تعمیم مشکل موردی به مشکلی عمومی استفاده میکند. عمار مسلم اشکالات متعدد دیگری را هم در ارجاعات مدرسی نشان میدهد.
⬅️ بر اساس ارزیابیهایی که عمار مسلم از کار مدرسی داشته، روشن میشود که علیرغم تتبّع گستردۀ مدرسی، کار او با اشکالهای روشی متعدد روبهرو است. مدرسی با این رویه، روایتی یکدست برای مخاطب ارائه میکند و همهٔ شواهد را با آن روایتِ داستانی، هماهنگ میکند.
در این هماهنگسازی، زمینههای متون نادیده گرفته میشود و بخشهایی از گزارشهای نامرتبط منسجم میشود و در نهایت کار مدرسی داستانی یکپارچه از تاریخ امامت خلق کند که نمیتواند واقعاً با شواهد پشتیبانی شود.
در نهایت این مقاله نشان میدهد که در مواجهه با آثار آکادمیکِ شناختهشده نیز نباید روایت یکدست آنها را سادهدلانه پذیرفت و باید تعاملی نقّادانه با آنها داشت و با مراجعۀ مستقیم به ارجاعات و منابع اصلی، اعتبار علمی این آثار را ارزیابی کرد.
🔖ترجمۀ کامل مقالۀ عمار مسلم به زبان فارسی را در اینجا بخوانید.
@Al_Meerath
بر غیر "دینِ محمد (ص)" مرده است
نقل شده از امام باقر (ع) که در روزگار پیامبر (ص) مردی نماز میخواند و چنان به سرعت به سجده میرفت و برمیخاست که گویی چون کلاغی بر زمین نوک میزند. پیامبر (ص) که این صحنه را دیدند، فرمودند: «اگر این [مرد] از دنیا برود، بر غیر دینِ محمد از دنیا رفته است».
این روایت هم در منابع عامه و هم منابع امامیه از امام باقر (ع) روایت شده و نمونهای از ثبت احادیث مشترک از امام باقر (ع) در منابع هر دو مذهب است.
در امامیه این حدیث از عبدالله بن بکیر بن اعین (کوفی) و عمر بن اذینه (بصری) از زرارة بن اعین (کوفی) از امام باقر (ع) روایت شده است. در عامه نیز این حدیث از احمد بن حنبل، ابن ابیعمر، و ولید بن شجاع از سفیان بن عُیَینه (مکی-کوفی) از امام صادق (ع) از امام باقر (ع)، و نیز از سعید بن ابیعَرُوبه (بصری) از قاسم بن عمرو (بصری) از امام باقر (ع) روایت شده است.
بر این اساس، حدیث حاضر دو حلقۀ مشترک فرعی دارد: زرارة بن اعین (150ق) و سفیان بن عیینه (197ق) و مجموعاً با اسنادی از سه منطقۀ متمایز (کوفه، حجاز -مکه و مدینه-، و بصره) از امام باقر (ع) روایت شده است (در نمودار، این مناطق به ترتیب با رنگ: صورتی، آبی، و سبز مشخص شدهاند).
نقل دو حلقۀ مشترک فرعی این حدیث، خصوصیات متمایزی دارد؛ از جمله در نقل سفیان بن عیینه این تعبیر که «آن مرد مانند کلاغ نوک میزد» توصیفِ گوینده از واقعه است و بخشی از کلام پیامبر (ص) نیست. در نقل قاسم بن عمرو نیز چنین است. ولی در نقل زراره این عبارت به جای اینکه توصیف گوینده باشد، بخشی از کلام خود پیامبر (ص) است. بر این اساس، میتوان این نقلها را مستقل از هم دانست و ریشۀ آنان را به حلقۀ مشترک اصلی (امام باقر) برگرداند.
افزون بر این، باید توجه کرد که سفیان بن عیینه اگرچه هم در شهرهای مکه، مدینه، و کوفه تحمل حدیث داشته است، این حدیث را در مدینه تحمل گرفته و در آن متکی بر نقل زراره نیست. سفیان مرجع حدیثش را امام صادق (ع) معرفی میکند و تصریح به سماع مستقیم از امام صادق (ع) دارد و داستان سماعش را هم بیان میکند:
سفیان بن عیینه: وارد مدینه شدم و دیدم مردی میان دو نفر حرکت میکند. پرسیدم: این مرد کیست؟ گفتند: جعفر بن محمد. پرسیدم: چه کسی در سمت راست اوست؟ گفتند: ایوب سختیانی. پرسیدم: چه کسی در سمت چپ اوست؟ گفتند: عمرو بن دینار. پس در برابرش ایستادم و گفتم: برایم حدیث بگو. او گفت: پدرم محمد بن علی که بهترین فرد از فرزندان محمد (ص) بر روی زمین بود، از پدرش علی بن الحسین نقل کرد که پیامبر (ص) مردی را دید که در مسجد نماز میخواند و [در سجده] همچون کلاغ نوک میزند. پس فرمود: «اگر این مرد در این حال بمیرد، بر غیر دین محمد مرده است! (المحدث الفاصل، 198).
در این گزارش آمده که سفیان در مدینه امام صادق (ع) را برای اولین بار در میان محدّث برجستۀ بصری -ایوب سختیانی (حدود 131ق)- و محدّث برجستۀ مکّی -عمرو بن دینار (حدود 126ق)- دیده است. طبق این گزارش سفیان باید سالها قبل از درگذشت امام صادق (ع) در زمان حیات عمرو بن دینار این حدیث را از ایشان شنیده باشد.
گفتنی است مشابه روایت امام باقر (ع) از مواجهۀ پیامبر (ص) با شخصی که سجدههایش سریع بود، در روایاتی به عنوان مواجهۀ حذیفة بن یمان (از اصحاب نزدیک پیامبر ص که بخشی از عمرش را در کوفه سپری کرد) نقل شده است:
سفیان ثوری > اعمش > زید بن وهب: ما همراه حذیفه [در مسجد کوفه] بودیم. مردی از سمت ابواب کِنده نزدش آمد که نمازی خواند و در آن [در سجده] نوک به زمین میزد و رکوعش را هم به صورت تمام به جا نمیآورد. حذیفه به او گفت: چه قدر وقت است که چنین نماز میخوانی؟! گفت: چهل سال است! حذیفه گفت: چهل سال است که نماز نمیخوانی و اگر بمیری [و نمازت چنین باشد] بر غیر فطرتی که محمد [ص] بر آن آفریده شد مردهای! (مصنف عبد الرزاق، 3/ 93).
این روایت به اسناد متعدد از اعمش (کوفه؛ 148ق) از زید بن وهب (کوفه؛ 96ق)، و از مهدی بن میمون (بصره؛ 171ق) از واصل احدب (بصره-کوفه؛ 129ق) از ابووائل (کوفه؛ 82/ 99ق) از حذیفه روایت شده است (اسناد این روایت طبق کتب نرمافزار جامعخادمالحرمین تا قرن سوم در نمودار دوم آمده است).
اگر این نقل حذیفه اصیل باشد، محتمل است که حذیفه یکبار چنین مواجههای از پیامبر (ص) را دیده باشد و بعدها خودش نیز با شخصی که با طمأنینه به رکوع و سجود نمیرود، چنین برخورد کرده است.
📚 منابع نقلهای حدیث امام باقر (ع): ا) نقل قاسم بن عمرو: مصنف ابن أبي شیبة، ت الشثري، 3/ 136؛ ب) نقل سفیان: الإیمان للعدني، 97؛ السنة لابن الخلال، 4/ 149؛ المحدث الفاصل، ت عجاج، 198؛ ج) نقل زراره: المحاسن، 1/ 79 (و به نقل از محاسن: أمالي الصدوق، 483)؛ الکافي، 3/ 268 (و به نقل از کافی: تهذیب الأحکام، 2/ 239)؛ ثواب الأعمال، 229
@Al_Meerath
نمودارهای حدیث امام باقر (ع) و حذیفة بن یمان دربارهٔ وضعیت شخصی که سجود را به آرامی به جا نمیآورد.
@Al_Meerath
🔘 بازشناسی محل دفن حضرت فاطمه (س) در روایات امامیه
احمد اشعری روایت کرده از احمد بزنطی (د. 221ق) که گفت:
از [ابوالحسن] الرضا (ع) پرسیدم که فاطمه دختر پیامبر خدا (ص) در کدام مکان دفن شد؟ فرمود: «مردی از جعفر [بن محمد] (ع) دربارۀ این سؤال پرسید و عیسی بن موسی [عباسی] هم در آنجا بود. پس عیسی به او گفت: در بقیع دفن شد. آن مرد خطاب به جعفر بن محمد (ع)] گفت: چه میگویی؟ [جعفر بن محمد (ع)] فرمود: [عیسی نظرش را] به تو گفت». به او گفتم: خدا خیرت دهد! چه کار به عیسی بن موسی دارم؟! از [نظرِ] پدرانت به من بگو! فرمود: «در خانهاش دفن شد» (قرب الإسناد، 367).
همچنین احمد اشعری و سهل بن زیاد روایت کردهاند که بزنطی گفت:
از [ابوالحسن] الرضا (ع) پرسیدم دربارۀ قبر فاطمه (س). پس فرمود: «در خانهاش دفن شد. پس هنگامی که بنیامیه مسجد [النبی] را بزرگ کردند، داخل در مسجد شد» (الکافي، 1/ 461؛ عیون أخبار الرضا، 1/ 311؛ تهذیب الأحکام، 3/ 255).
🔘 حدیث بزنطی توسط احادیث کهن دیگری تأیید میشود:
عبدالعزیز بن عمران > حماد بن عیسی > جعفر بن محمد (ع) > محمد بن علی (ع): علی (ع) فاطمه (س) را شبانه در منزلش که [بعداً] داخل در مسجد شد، به خاک سپرد. پس قبرش نزد درب مسجد، روبهروی خانۀ اسماء بنت حسین بن عبدالله بن عبیدالله بن عباس است (تاریخ المدینة لابن شبة، 1/ 106).
ابوغسان > عبدالله بن ابراهیم بن عبیدالله > جعفر بن محمد (ع) میفرمود: فاطمه (س) در خانهاش دفن شد که عمر بن عبدالعزیز [خلیفۀ اموی] آن را داخل در مسجد کرد (تاریخ المدینة، 1/ 107).
@Al_Meerath
میراث امامان
🔘 بازشناسی محل دفن حضرت فاطمه (س) در روایات امامیه احمد اشعری روایت کرده از احمد بزنطی (د. 221ق) که
🔘 دفن حضرت فاطمه (س) در خانۀ ایشان که متصل به مسجد النبی (ص) بوده، منطقیتر از دیگر اقوال به نظر میرسد:
برای مخفیکردنِ قبر، دفن در خانه گزینهٔ بسیار مناسبی بوده است. البته این گزینه، در آن دوران طبیعی بوده؛ چه چند ماه قبل نیز پیامبر (ص) در همان حجرهای که در آن از دنیا رفته بودند، توسط امام علی (ع) دفن شدند.
افزون بر این، دفن در کنار پیامبر (ص) یک ارزش مهم به نظر میرسید (چنانکه ابوبکر در فاصلۀ کمتر از سه سال در کنار پیامبر ص دفن شد). حال نزدیکترین مکان ممکن برای دفن حضرت فاطمه (س) در کنار پیامبر (ص) همین خانۀ ایشان بود؛ چه خانۀ حضرت فاطمه (س) پشت حجرۀ محل دفن پیامبر ص بود.
اما دفن در بقیع ممکن بود سبب افشای قبر در هنگام تدفین شود. همچنانکه دفن در روضۀ پیامبر (ص) -میان قبر و منبر- نیز معقول نبود؛ چه هم دفن در مسجد بود که میتوانست محظور شرعی داشته باشد (نگر: الکافي، 3/ 228؛ علل الشرائع، 2/ 358) و هم میتوانست به افشای قبر منجر شود.
در نهایت، به نظر میرسد همانگونه که در نقلهای معتبر از امام صادق (ع) و امام رضا (ع) آمده، قبر حضرت فاطمه (س) در خانۀ ایشان قرار گرفته بود که در دورۀ اموی درون مسجد النبی شد. ممکن است به همین دلیل باشد که در روایات، ثواب نماز در خانۀ حضرت فاطمه (س) بالاتر از ثواب از نماز در روضه دانسته شده است (الکافي، 4/ 556).
@Al_Meerath
دفن شبانهٔ دختر پیامبر (ص) در روایت دو محدّث مکّه و مدینه
علی ابن مدینی (161-234ق) -نقّاد برجستۀ حدیث عامه- در آغاز کتاب العلل خویش میگوید که (اغلب) اسناد احادیث اسلامی بر شش مدار است: برای اهل مدینه: ابن شهاب زهری (124ق)، برای اهل مکه: عمرو بن دینار (126ق)، برای اهل بصره: قتاده (117ق) و یحیی بن ابیکثیر (132ق)، و برای اهل کوفه: ابواسحاق سبیعی (129ق) و اعمش (148ق) (العلل، 36-37).
در اینجا به مدار شهر مدینه -ابن شهاب زهری- و مدار شهر مکه -عمرو بن دینار- توجه میکنیم. این دو محدّث، روایات روشنگر و مهمی نسبت به دفن شبانۀ حضرت فاطمه (س) نقل میکنند که نسبت به هدف و زمینۀ آن آگاهیهایی میدهد:
◾️روایت ابن شهاب زهری
ابن شهاب زهری (56-124ق) از برجستهترین مورّخان و محدّثان دورۀ اموی است که در شکلگیری هویّت مذهبیِ «اهلسنت» در آینده نقش بسزایی داشته است. او بغضِ علی (ع) را داشت (الغارات، 2/ 386؛ قبول الأخبار، 1/ 269) و منقول است که گاه علی (ع) را سبّ و لعن میکرد (الغارات، 2/ 395؛ المسترشد، 149؛ شرح نهج البلاغة، 4/ 102) و هیچگاه فضیلتی در حقّ علی (ع) روایت نمیکرد (قبول الأخبار، 1/ 269؛ المجروحین لابن حبّان، 1/ 315).
مایکل لکر در مقالهاش به تفصیل نشان داده که زهری در خدمت بنیامیه بود و معلّم شاهزادگان، قاضی دربار، مأمور جمعآوری زکات، و رئیس شرطه بود و به اهداف اموی خدمت میکرد (با تشکر از محمد قندهاری بابت معرفی این مقاله).
ابن شهاب بسیار مورد توجه اهلسنت قرار گرفت. وی در میان اقرانش بیشترین حدیث و نقل را در کتب عامه دارد. او تنها در صحیح بخاری در 1230 سند حضور دارد؛ همچنانکه پیشتر در مصنف عبدالرزاق نیز در بیش از 2100 سند نام او آمده است (بر اساس نمایهٔ نرمافزار جامع خادمالحرمین).
او با توجه به جایگاه و معتقَداتش، نسبت به تأیید خلافت ابوبکر و ردّ معتقَدات شیعه کاملاً سوگیری داشته؛ لذا نقل دفن شبانهٔ حضرت فاطمه (س) توسط او بدین معناست که در زمان زهری این مسئله از مسلمات تاریخی بوده و این احتمال اصالت تاریخی آن را بسیار افزایش میدهد.
زهری: ... پس فاطمه در آن باره بر ابوبکر خشم گرفت و او را ترک کرد، پس با او سخن نگفت تا زمانی که از دنیا رفت... همسرش -علی- او را شبانه دفن کرد و به ابوبکر اطلاع نداد، و [علی] بر او نماز خواند (صحیح البخاري، ت البغا، 4/ 1549).
دربارهٔ این بخش از نقل زهری که ناظر به دفن شبانهٔ حضرت فاطمه (س) است در اسناد اختلاف شده است: 1. در برخی نقلها، این بخش از مرسلات زهری است، 2. در برخی، زهری آن را از عروة بن زبیر نقل کرده، 3. و در برخی، زهری آن را از عروه از عائشه روایت کرده است.
نکتۀ مهم در نقل زهری، آن است که دفن شبانۀ حضرت فاطمه (س) در سیاق درگیری ایشان با ابوبکر مطرح شده است. لذا میتوان استنباط کرد که این دفن مربوط به عدم حضور ابوبکر بوده، به ویژه که در ادامه تصریح شده است: «و به ابوبکر اطلاع نداد».
◾️روایت عمرو بن دینار
روایات و اقوال عمرو بن دینار (46-126ق) در کتب متقدّم عامه بسیار مورد توجه بوده تا حدی که در مصنَّف عبدالرزاق (211ق) نام او در بیش از 600 سند آمده است. او از نظر معیارهای سنّتی رجالی اهلسنت نیز کاملاً مورد تأیید بوده؛ چنانکه بخاری (256ق) در صحیحِ خود، نام او را در بیش از 200 سند آورده است. همچنین سفیان بن عیینه (197ق)، فقیه بزرگ مکه و کوفه، او را «ثقة ثقة ثقة» خوانده و دربارهاش گفته است: «داناترینِ اهلِ مکّه بود!» (الجرح والتعدیل، 6/ 231).
عمرو بن دینار به دلیل حضورش در حجاز دسترسی نسبتاً مستقیمی به عدّهای از بنیهاشم نیز داشته است. عمرو افزون بر ارتباطی صمیمی که با ابوجعفر باقر (ع) داشته، با نوادۀ دیگرِ علی بن ابیطالب (ع)، حسن پسر محمد ابن حنفیه، که در حدود سال 100ق از دنیا رفته، نیز ارتباط داشته و از او احادیثی سماع کرده است.
در اینجا نگاهی به نقل عمرو بن دینار از حسن بن محمد بن علی بن ابیطالب (ع) دربارۀ دفن شبانۀ حضرت فاطمه (س) میاندازیم. این نقل از این جهت مهم است که راوی آن، محدّث بزرگ مکّه است که هیچگاه به تشیّع و جانبداری از شیعه متّهم نبوده است:
... عمرو بن دینار > حسن پسر محمد حنفیه (حدود 100ق): فاطمه دختر پیامبر (ص) شبانه دفن شد. علی [با این کار] از ابوبکر فرار کرد تا او بر فاطمه نماز نخواند! بین آن دو درگیریای بود. فاطمه به علی نسبت به این کار وصیت کرده بود (مصنف عبد الرزاق، ط2، 4/ 240).
این نقل همان مضامین حدیث زهری را تأیید میکند: فاطمه (س) شبانه دفن شد و این به دلیل درگیری او با ابوبکر بود و ابوبکر بر فاطمه (س) نماز نخواند. افزون بر نقل زهری، این نکته را نیز اضافه میکند که دفن شبانه بنابر وصیت فاطمه (س) به علی (ع) بود.
@Al_Meerath
میراث امامان
🔘 بازشناسی محل دفن حضرت فاطمه (س) در روایات امامیه احمد اشعری روایت کرده از احمد بزنطی (د. 221ق) که
🔘 راز قبر حضرت فاطمه [س]
ترجمهٔ رشتهتوییت عمار مسلم در خصوص بازیابی قبر حضرت فاطمه (س)
معروف است که علی [ع]، دختر پیامبر [ص]، فاطمه [س] را به صورت مخفیانه و در شب دفن کرد بدون اینکه اکثریت یاران را مطلع سازد (رجوع کنید به گزارش عایشه در صحیح بخاری ۴۲۴۰). این موضوع تاریخی باعث شده است که دربارهٔ مکان دقیق قبر او گمانهزنیهایی مطرح شود.
تاریخنگار متقدّم مدینه، ابوغسان محمد بن یحیی کنانی (درگذشته حدود ۲۱۰)، شاگرد مالک بن انس (درگذشته ۱۷۹) و استاد بخاری (درگذشته ۲۵۶)، جامعترین مجموعه گزارشها درباره مکان قبر فاطمه [س] را در اثر از دست رفته خود به نام اخبار المدینه گردآوری کرد.
خوشبختانه این گزارشها در اثر موجود شاگردش ابن شَبّه (درگذشته ۲۶۲) که آنها را یکی پس از دیگری نقل میکند، باقی ماندهاند.
از ۹ گزارش مرتبط که به مراجع مختلف نسبت داده شدهاند، ۷ گزارش بر این باورند که فاطمه در قبرستان بقیع دفن شده است. ابن شَبّه به دلیل برتری عددی این نظر را ترجیح میدهد.
اما ۲ گزارش متفاوت بسیار مهم هستند زیرا تنها گزارشهایی هستند که به [امام] محمد باقر [ع] (درگذشته ۱۱۴) و پسرش [امام] جعفر صادق [ع] (درگذشته ۱۴۸) نسبت داده شدهاند و نظر کاملاً متفاوتی دارند.
گزارش ۱: [امام] باقر [ع]: «علی فاطمه را در شب در منزلش که بعدها بخشی از مسجد شد، دفن کرد» [تاریخ المدینة، ۱/ ۱۰۶].
گزارش ۲: جعفر بن محمد [ع]: «فاطمه در اتاقش دفن شد که عمر بن عبدالعزیز آن را به مسجد توسعه داد» [تاریخ المدینة، ۱/ ۱۰۷].
تاریخنگار دیگری از مدینه، یحیی بن حسن علوی (درگذشته ۲۷۷)، نیز اثری به نام أخبار المدینة نوشته که اکنون از دست رفته است. نقل قولهایی از این اثر در آثار بعدی مانند کتاب الطریق قاضی وکیع محمد بن خلف (درگذشته ۳۰۶) باقی مانده است.
در این اثر گزارش مرتبط زیر آمده است: علی بن موسی الرضا [ع] > پدرش (موسی) [ع] > پدربزرگش (جعفر) [ع]: «علی فاطمه را در مسجد نزدیک زائران قبر پیامبر دفن کرد (یعنی جایی که آنها میایستند)» [المناسك للحربي، ۳۶۷].
توجه داشته باشید که این گزارش با توجه به توسعه بعدی است که باعث شد قبر در مسجد قرار گیرد و نه اینکه او در اصل در داخل مسجد دفن شده باشد.
حال این نظر که فاطمه [س] در اتاقش دفن شده است، که تنها نظر منسوب به [امام] باقر [ع] و [امام] صادق [ع] در مجموعههای سنی است، توسط آنچه در مجموعه شیعهٔ دوازدهامامی مییابیم تأیید میشود.
کلینی (درگذشته ۳۲۹)، صدوق (درگذشته ۳۸۱) و طوسی (درگذشته ۴۶۰) همگی از علی بن موسی الرضا [ع] (درگذشته ۲۰۳) نقل میکنند که گفته است: «او در اتاقش دفن شد، پس وقتی امویان مسجد را توسعه دادند، آن اتاق بخشی از مسجد شد» [الکافي، ۱/ ۴۶۱؛ عیون أخبار الرضا، ۱/ ۳۱۱؛ تهذیب الأحکام، ۳/ ۲۵۵].
این تنها گزارشی است که در این موضوع در مجموعه امامی دارای سند قابل اعتماد است! بر اساس این گزارش بسیاری از علمای شیعه، از جمله صدوق، ابن طاووس (درگذشته ۶۶۴) و علامه مجلسی (درگذشته ۱۱۱۱) به این نتیجه رسیدند که فاطمه [س] در خانهاش در نزدیکی قبر پیامبر [ص] دفن شده است.
@Al_Meerath
💠 فاطمه دختر پیامبر خدا (ص)؛ «مادر پدرش»
یکی از کنیههایی که در جامعۀ شیعه برای حضرت فاطمه (س) دختر پیامبر (ص) شناخته میشود، «أم ابیها» است. منقول است که حضرت فاطمه (س) از کودکی در مکه دربرابر مشرکان از پدر دفاع میکرد (نمونه: سیرة ابن إسحاق، روایة یونس، 211) و در مدینه نیز در هنگام آسیبدیدن پدر، پدر را مداوا میکرد (نمونه: مسند أحمد، 37/ 484).
همچنین میدانیم که حضرت فاطمه (س) تنها دختر پیامبر (ص) بوده که در طول دوران مکّی ازدواج نکرده بوده و در خانۀ پدر مانده بوده و مطابق با نقلها، دیگر دختران پیامبر (ص) در مکّه ازدواج کرده بودند (الطبقات الکبیر، 10/ 31، 36، 37). از این روی، ممکن است به جهت نگهداری از پدر -به ویژه بعد از فوت خدیجه- چنین لقب یا کنیهای به ایشان داده شده باشد.
⬅️ حال سؤال این است که چه منابع کهنی دردست داریم که کاربرد این کنیه را برای ایشان تأیید کند؟
کهنترین منابع نقلهایی را نشان میدهند که به دو سند از حسین بن زید ذوالدمعه روایت شده است:
1️⃣ قعنب بن محرز > فضل بن دکین > حسین بن زید > جعفر بن محمد (ع): کنیۀ فاطمه [س]، امّابیها بود (مقاتل الطالبیین، 57 [تصویر دوم]؛ تاریخ دمشق، 3/ 158).
2️⃣ بخاری > عثمان ابن ابیشیبه > بعض اصحابنا > حسین بن زید > جعفر بن محمد (ع): کنیۀ فاطمه دختر پیامبر خدا (ص)، امّابیها بود (التعدیل والتجریح، 3/ 1295 [تصویر سوم]؛ مناقب ابن المغازلي، 407).
در سند اول ابوالفرج اصفهانی و ابن عساکر با واسطههای متفاوتی از قعنب از فضل بن دکین -محدّث شهیر کوفه- این نقل را از حسین بن زید روایت میکنند.
در سند دوم محمد بن اسماعیل بخاری -نویسندۀ مشهور الصحیح- از عثمان ابن ابیشیبه -راوی مشهور کوفه و برادرِ صاحب المصنَّف- از واسطۀ نامشخصی از حسین بن زید روایت میکند.
البته این نقل امروز در آثار باقیمانده از بخاری یافت نمیشود. ولی ابوالولید باجی این نقل را از تاریخ بخاری روایت کرده و ابن مغازلی با سندی از بخاری روایت میکند (البته در نقل ابن مغازلی، «حسین بن زید» به «کثیر بن یزید» تصحیف شده است). احتمالاً این نقل یا مدخل حضرت فاطمه (س) از نسخ تاریخ کبیر یا تاریخ اوسط بخاری افتاده است.
⬅️ حسین ذوالدمعة -راوی نهایی این نقل از امام صادق (ع)- پسر زید شهید (122ق) پسر امام سجاد (ع) است. او از کودکی که پدرش به قتل میرسد، در خانۀ امام صادق (ع) و تحت کفالت ایشان بزرگ میشود (مقاتل الطالبیین، 331؛ فهرست النجاشي، 52). گفته شده که او در حدود 190ق از دنیا رفت (تاریخ الإسلام، 4/ 835).
گفتنی است کنیۀ «أم أبیها» برای حضرت فاطمه (س) از مصعب بن عبدالله زبیری (236ق) -نسبشناس مشهور و صاحب نسب قریش- و از محمد بن علی مدینی (289ق) نیز نقل شده است (المعجم الکبیر للطبراني، 22/ 397).
@Al_Meerath
تصویر اول: نمودار اسناد نقل حسین ذوالدمعه
تصویر دوم: نقل ابوالفرج اصفهانی
تصویر سوم: نقل ابوالولید از تاریخ بخاری
@Al_Meerath