eitaa logo
میراث امامان
426 دنبال‌کننده
188 عکس
4 ویدیو
36 فایل
مطالعاتی در خصوص روایات برجای‌مانده از امامان اهل بیت علیهم السلام در تراث اسلامی کانال در تلگرام: https://t.me/Al_Meerath ارتباط با ادمین: @KhorvashAmirhasan
مشاهده در ایتا
دانلود
راویان غدیر (2)؛ زاذان فارسی (د. 82ق) ابوعمر زاذان (د. 82ق) از موالی قبیلۀ کِنده (الطبقات الکبیر، 8/ 298) و ایرانی بوده (تفسیر الطبري، 17/ 112؛ الکنی والأسماء للدولابي، 2/ 773؛ مستخرج أبي عوانة، 5/ 116) و در منابع متقدم توثیق شده است (الطبقات الکبیر، 8/ 298؛ سؤالات ابن الجنید، 338). زاذان از شیعیان علی (ع) دانسته شده (الکنی والأسماء، 2/ 773؛ المسترشد، 194) و عطاء بن سائب، او را از نیکانِ اصحاب علی (ع) می‌داند (مصنف عبد الرزاق، 3/ 351). زاذان باور به حقانیّت علی (ع) در جنگ‌هایش داشته؛ چه گفته است: «دوست داشتم که خون‌های اهل شام [سپاه معاویه] بر جامۀ من باشد/ در دامن من باشد!» (مصنف ابن أبي شیبة، 7/ 510). همچنان‌که او راوی سخنی از علی (ع) در نکوهش شدید خوارج است (الغارات، 1/ 105؛ تفسیر الطبري، 15/ 425). وی راوی روایات مختلفی در فضل اهل‌بیت (ع) است. زاذان شخصاً در مناشدۀ رحبه حضور داشته و گزارش او از مناشده باقی مانده است. مورد زاذان از این جهت جالب است که دو بخش از داستان مناشده در دو طریق مستقل از او باقی مانده است: بخش اول: عبدالملک بن ابی‌سلیمان > ابوعبدالرحیم کندی > زاذان: شنیدم از علی که در رَحبه مردم را سوگند می‌داد: چه کسی پیامبر خدا (ص) را دید در روز غدیر خم در حالی که گفت آنچه را که گفت؟ پس سیزده مرد برخاستند و گواهی دادند که شنیدند از پیامبر خدا (ص) که می‌گفت: «من کنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه» (فضائل الصحابة لأحمد، 2/ 585). بخش دوم: هشیم > اسماعیل بن سالم > عمار حضرمی > زاذان: علی در رحبه از مردی دربارۀ حدیثی سؤال کرد. پس آن مرد علی را تکذیب کرد. علی گفت: تو مرا تکذیب کردی! او گفت: تو را تکذیب نکردم. علی گفت: پس خدا را می‌خوانم علیه تو (نفرینت می‌کنم) که اگر مرا تکذیب کردی، خدا چشمت را کور کند! پس علی خدا را خواند که او را کور کند و او کور شد (فضائل الصحابة لأحمد، 1/ 539). به نظر می‌رسد که هر دو بخش مربوط به یک ماجرا باشد؛ زیرا هم راوی هر دو نقل (زاذان) یکی است، هم مکان هر دو نقل (رَحبه) یکی است، هم در هر دو نقل علی (ع) درخواست می‌کند تا شخص یا اشخاصی نسبت به درستی یک حدیث گواهی دهند. همچنان‌که طبیعی است در آن محیط برخی حاضر به گواهی‌دادن به نفع علی (ع) نشوند و علی (ع) از این امر آزرده شده و آنان را نفرین کند. آنچه این فرض را تأیید می‌کند، گزارش‌های متقدّمی است که انکار برخی از حاضران در مناشدۀ رحبه و نفرین علی (ع) نسبت به آن‌ها می‌گوید؛ یکی از این گزارش‌ها نقلی است که هشام بن محمد بن سائب کلبی (د. 204ق) در کتابش آورده است: علی بر منبر گفت: «سوگند می‌دهم مردی را که از پیامبر خدا (ص) شنیده باشد که در روز غدیر خم فرمود: "اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه" که برخیزد!». پایین منبر انس بن مالک و براء بن عازب و جریر نشسته بودند. پس علی تکرار کرد و هیچ کس [از آن‌ها] پاسخش را نداد. علی گفت: «خدایا هرکس گواهی‌اش را پنهان کرد با آنکه آن را می‌شناخت، او را از دنیا بیرون نبر تا آنکه نشانه‌ای برایش قراردهی که به آن شناخته شود!». پس انس بن مالک برص گرفت و براء بن عازب نابینا شد و جریر بعد از هجرتش اعرابی [بادیه‌نشین] شد پس به سراة آمد و در خانۀ مادرش از دنیا رفت (جمهرة النسب، 639). نیز نگر: نمودار اسناد حدیث غدیر به روایت زاذان @Al_Meerath
نمودار اسناد حدیث غدیر به روایت زاذان (د. 82ق) 1. بخش اول (مناشده و شهادت موافقان) 2. بخش دوم (انکار و نفرین منکر) @Al_Meerath
راویان غدیر (3)؛ ابوطفیل صحابی ابوطفیل (د. میان 100-110ق) آخرین شخص از صحابه بود که از دنیا رفت (الطبقات الکبیر، 6/550-551). وی از دوستان‌داران علی (ع) (الأخبار الموفقیات، 53) و مخالفین عثمان (تاریخ ابن خیثمة، السفر الثاني، 1/ 584) بود و گفته شده که پرچم‌دار مختار ثقفی بود و باور به رَجعت داشت (المعارف، 1/ 341). از ابوطفیل از یکی از صحابه نقل شده است: «در خصوص علی، مناقبی آمده که اگر یکی از آن‌ها میان مردمان قسمت می‌شد، خیرش همۀ آنان را فرا می‌گرفت» (مصنف ابن أبي شیبة، 6/ 373). خوارج ابوطفیل را به دلیل همراهی‌اش با علی (ع) و اعتقادش به فضل علی (ع) و آل علی (ع) نکوهش می‌کردند (الکامل لابن عدي، 6/ 161). حدیث غدیر در چند طریق از ابوطفیل روایت شده؛ از جمله: حبیب بن ابی‌ثابت> ابوطفیل> زید بن ارقم: با پیامبر (ص) در حجة الوداع بودیم؛ پس هنگامی که در غدیر خم بودیم، پیامبر (ص) دستور داد که زیر درختان بزرگ جارو شود [از خار و خاشاک پاک شود] سپس برخاست و گفت: «گویا خوانده شده‌ام و پاسخ داده‌ام [درگذشتم نزدیک شده است]، خدا مولایِ من است و من مولای هر مؤمنم و من باقی می‌گذارم چیزی را که اگر به آن چنگ زنید، گمراه نمی‌شوید: کتاب خدا و عترتم اهل‌بیتم! این دو هرگز از هم جدا نمی‌شوند تا در حوض بر من وارد شوند». سپس دستِ علی (ع) را گرفت و فرمود: «من کنتُ ولیَّه فهذا ولیُّه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه». [ابوطفیل] گفت: به زید گفتم: تو این را از پیامبر خدا (ص) شنیدی؟ زید گفت: زیر آن درخت‌ها هیچ‌کسی نبود، جز اینکه آن را به چشمش دید و با گوشش شنید! (أنساب الأشراف، 2/ 356). سلمة بن کهیل بر ابوطفیل وارد شد و همراه او حبیب بن ابی‌ثابت و مجاهد و گروهی از اصحابش بودند. ابوطفیل گفت: زید بن ارقم برایم نقل کرد که پیامبر (ص) میان مکه و مدینه نزد پنج درخت بزرگ و پهن سَمُره فرود آمد، پس مردم زیر آن درخت‌ها را جارو کردند. پس عصر شد و پیامبر (ص) خدا را ستایش کرد و ستود سپس فرمود: «من در میان شما دو امر را باقی گذارشتم که تا زمانی که از آن‌ها پیروی کنید، هرگز گمراه نمی‌شوید: کتاب خدا -عزّ وجلّ- و اهل‌بیتم عترتم». سپس گفت: «مگر من نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستم؟» -سه مرتبه گفت- مردم گفتند: آری! فرمود: «‌فمن ‌كنت ‌مولاه فعلي مولاه». پس دست علی را گرفت و بالا برد (الجزء 23 من حدیث أبي طاهر، 50). حکیم بن جبیر و معروف بن خربوذ نیز خطبۀ غدیر را به تحریر طولانی‌تری از ابوطفیل روایت کرده‌اند (المعجم الکبیر، 5/ 166؛ 3/ 180). البته گاه به جای زید بن ارقم از حذیفة بن اسید به عنوان شیخ ابوطفیل نام برده شده است. در این میان، در نقل فطر بن خلیفة روشن می‌شود که ابوطفیل پس از آنکه در مناشدۀ رَحبه حضور داشته و مضمون حدیث غدیر بر او گران آمده، نزد زید بن ارقم رفته تا از اصالت این حدیث از او پرسش کند و از همین رو حدیث غدیر را از زید بن ارقم شنیده است: فطر بن خلیفة> ابوطفیل: علی مردم را در رحبه گردآورد، سپس گفت: سوگند می‌دهم به خدا، هر مرد مسلمانی را که شنیده آنچه از پیامبر خدا (ص) که گفت در روز غدیر خم آنچه را که شنیده، که برخیزد! پس (سی نفر از مردمان/ مردمان بسیاری) برخاستند و گواهی دادند هنگامی که پیامبر (ص) فرمود: «می‌دانید که من به مؤمنان از خودشان سزاوارترم؟» گفتند: آری! فرمود: «‌من ‌كنت ‌مولاه فهذا مولاه، اللهم ‌وال ‌من ‌والاه، ‌وعاد ‌من ‌عاداه». [ابوطفیل:] پس بیرون رفتم در حالی که گویا در نفسم چیزی [تردیدی نسبت به آن حدیث] بود. پس زید بن ارقم را ملاقات کردم. به او گفتم: شنیدم از علی که چنین و چنان می‌گفت. زید گفت: چه را منکری؟ من هم شنیدم از پیامبر خدا (ص) که آن را فرمود (مسند أحمد، 32/ 55). قابل توجه است که ابوطفیل از آغاز با علی (ع) همراه و همدل بوده است؛ چه او در تمام جنگ‌های علی (ع) با او همراه بود (المعارف، 1/ 341؛ نیز نگر: تفسیر العیاشي، 2/ 78، حضور در جمل؛ وقعة صفین، 309-313، حضور در صفین) و ابوموسی اشعری ـ مخالف اصلی علی (ع) در کوفه در مورد جنگ جمل ـ را منافق می‌دانسته است (نگر: مصنف ابن أبي شیبة، 7/ 445). با این حال، مضمون حدیث غدیر برای او غریب بوده و پس از گواهی چند صحابی در رحبه، باز دربارۀ آن از زید پرسیده است. این نکته آشکار می‌کند که حدیث غدیر در آن دوره مضمونی سخت‌تر از صرف محبّت علی (ع) را نشان می‌داده؛ تا جایی که یکی از اصحاب علی (ع)، این مضمون را غریب می‌بیند و درباره‌اش کنکاش می‌کند. نکتۀ جالب توجه دیگر در نقل‌های ابوطفیل، آغازشدن خطبۀ غدیر با خبر پیامبر (ص) از نزدیکی درگذشتشان است. این نکته به فهم غدیر در فضای تعیین جانشین کمک بسزایی می‌کند. گفتنی است در یک نقل آمده که خطبۀ غدیر به روایت ابوطفیل بر امام باقر (ع) عرضه شد و ایشان آن را تأیید کردند (الخصال،1/ 67). نیز نگر: نمودار اسناد حدیث غدیر به روایت ابوطفیل @Al_Meerath
نمودار اسناد حدیث غدیر به روایت ابوالطفیل 1. ابوالطفیل از زید بن ارقم یا حذیفة بن اسید 2. ابوالطفیل از علی (ع) (در مناشدۀ رحبه) رنگ‌بندی نمودار اول برای تعیین شهرها نیست. بلکه برای مشخص‌کردن این است که ابوطفیل در روایت کدام شاگردان از کدام شیخ نام برده است. بر این اساس، در نقل شعبه از سلمه، ابوطفیل به صورت مردد از حذیفه یا زید نام می‌برد. در نقل‌های شعیب و یحیی از سلمه، و نقل‌های حبیب و فطر و حکیم تنها از زید نام می‌برد. و در نقل معروف بن خربوذ از حذیفه نام می‌برد. @Al_Meerath