راویان غدیر (2)؛ زاذان فارسی (د. 82ق)
ابوعمر زاذان (د. 82ق) از موالی قبیلۀ کِنده (الطبقات الکبیر، 8/ 298) و ایرانی بوده (تفسیر الطبري، 17/ 112؛ الکنی والأسماء للدولابي، 2/ 773؛ مستخرج أبي عوانة، 5/ 116) و در منابع متقدم توثیق شده است (الطبقات الکبیر، 8/ 298؛ سؤالات ابن الجنید، 338).
زاذان از شیعیان علی (ع) دانسته شده (الکنی والأسماء، 2/ 773؛ المسترشد، 194) و عطاء بن سائب، او را از نیکانِ اصحاب علی (ع) میداند (مصنف عبد الرزاق، 3/ 351). زاذان باور به حقانیّت علی (ع) در جنگهایش داشته؛ چه گفته است: «دوست داشتم که خونهای اهل شام [سپاه معاویه] بر جامۀ من باشد/ در دامن من باشد!» (مصنف ابن أبي شیبة، 7/ 510). همچنانکه او راوی سخنی از علی (ع) در نکوهش شدید خوارج است (الغارات، 1/ 105؛ تفسیر الطبري، 15/ 425). وی راوی روایات مختلفی در فضل اهلبیت (ع) است.
زاذان شخصاً در مناشدۀ رحبه حضور داشته و گزارش او از مناشده باقی مانده است. مورد زاذان از این جهت جالب است که دو بخش از داستان مناشده در دو طریق مستقل از او باقی مانده است:
بخش اول:
عبدالملک بن ابیسلیمان > ابوعبدالرحیم کندی > زاذان: شنیدم از علی که در رَحبه مردم را سوگند میداد: چه کسی پیامبر خدا (ص) را دید در روز غدیر خم در حالی که گفت آنچه را که گفت؟ پس سیزده مرد برخاستند و گواهی دادند که شنیدند از پیامبر خدا (ص) که میگفت: «من کنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه» (فضائل الصحابة لأحمد، 2/ 585).
بخش دوم:
هشیم > اسماعیل بن سالم > عمار حضرمی > زاذان: علی در رحبه از مردی دربارۀ حدیثی سؤال کرد. پس آن مرد علی را تکذیب کرد. علی گفت: تو مرا تکذیب کردی! او گفت: تو را تکذیب نکردم. علی گفت: پس خدا را میخوانم علیه تو (نفرینت میکنم) که اگر مرا تکذیب کردی، خدا چشمت را کور کند! پس علی خدا را خواند که او را کور کند و او کور شد (فضائل الصحابة لأحمد، 1/ 539).
به نظر میرسد که هر دو بخش مربوط به یک ماجرا باشد؛ زیرا هم راوی هر دو نقل (زاذان) یکی است، هم مکان هر دو نقل (رَحبه) یکی است، هم در هر دو نقل علی (ع) درخواست میکند تا شخص یا اشخاصی نسبت به درستی یک حدیث گواهی دهند. همچنانکه طبیعی است در آن محیط برخی حاضر به گواهیدادن به نفع علی (ع) نشوند و علی (ع) از این امر آزرده شده و آنان را نفرین کند.
آنچه این فرض را تأیید میکند، گزارشهای متقدّمی است که انکار برخی از حاضران در مناشدۀ رحبه و نفرین علی (ع) نسبت به آنها میگوید؛ یکی از این گزارشها نقلی است که هشام بن محمد بن سائب کلبی (د. 204ق) در کتابش آورده است:
علی بر منبر گفت: «سوگند میدهم مردی را که از پیامبر خدا (ص) شنیده باشد که در روز غدیر خم فرمود: "اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه" که برخیزد!». پایین منبر انس بن مالک و براء بن عازب و جریر نشسته بودند. پس علی تکرار کرد و هیچ کس [از آنها] پاسخش را نداد. علی گفت: «خدایا هرکس گواهیاش را پنهان کرد با آنکه آن را میشناخت، او را از دنیا بیرون نبر تا آنکه نشانهای برایش قراردهی که به آن شناخته شود!». پس انس بن مالک برص گرفت و براء بن عازب نابینا شد و جریر بعد از هجرتش اعرابی [بادیهنشین] شد پس به سراة آمد و در خانۀ مادرش از دنیا رفت (جمهرة النسب، 639).
نیز نگر: نمودار اسناد حدیث غدیر به روایت زاذان
@Al_Meerath
نمودار اسناد حدیث غدیر به روایت زاذان (د. 82ق)
1. بخش اول (مناشده و شهادت موافقان)
2. بخش دوم (انکار و نفرین منکر)
@Al_Meerath
راویان غدیر (3)؛ ابوطفیل صحابی
ابوطفیل (د. میان 100-110ق) آخرین شخص از صحابه بود که از دنیا رفت (الطبقات الکبیر، 6/550-551). وی از دوستانداران علی (ع) (الأخبار الموفقیات، 53) و مخالفین عثمان (تاریخ ابن خیثمة، السفر الثاني، 1/ 584) بود و گفته شده که پرچمدار مختار ثقفی بود و باور به رَجعت داشت (المعارف، 1/ 341).
از ابوطفیل از یکی از صحابه نقل شده است: «در خصوص علی، مناقبی آمده که اگر یکی از آنها میان مردمان قسمت میشد، خیرش همۀ آنان را فرا میگرفت» (مصنف ابن أبي شیبة، 6/ 373). خوارج ابوطفیل را به دلیل همراهیاش با علی (ع) و اعتقادش به فضل علی (ع) و آل علی (ع) نکوهش میکردند (الکامل لابن عدي، 6/ 161).
حدیث غدیر در چند طریق از ابوطفیل روایت شده؛ از جمله:
حبیب بن ابیثابت> ابوطفیل> زید بن ارقم: با پیامبر (ص) در حجة الوداع بودیم؛ پس هنگامی که در غدیر خم بودیم، پیامبر (ص) دستور داد که زیر درختان بزرگ جارو شود [از خار و خاشاک پاک شود] سپس برخاست و گفت: «گویا خوانده شدهام و پاسخ دادهام [درگذشتم نزدیک شده است]، خدا مولایِ من است و من مولای هر مؤمنم و من باقی میگذارم چیزی را که اگر به آن چنگ زنید، گمراه نمیشوید: کتاب خدا و عترتم اهلبیتم! این دو هرگز از هم جدا نمیشوند تا در حوض بر من وارد شوند». سپس دستِ علی (ع) را گرفت و فرمود: «من کنتُ ولیَّه فهذا ولیُّه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه». [ابوطفیل] گفت: به زید گفتم: تو این را از پیامبر خدا (ص) شنیدی؟ زید گفت: زیر آن درختها هیچکسی نبود، جز اینکه آن را به چشمش دید و با گوشش شنید! (أنساب الأشراف، 2/ 356).
سلمة بن کهیل بر ابوطفیل وارد شد و همراه او حبیب بن ابیثابت و مجاهد و گروهی از اصحابش بودند. ابوطفیل گفت: زید بن ارقم برایم نقل کرد که پیامبر (ص) میان مکه و مدینه نزد پنج درخت بزرگ و پهن سَمُره فرود آمد، پس مردم زیر آن درختها را جارو کردند. پس عصر شد و پیامبر (ص) خدا را ستایش کرد و ستود سپس فرمود: «من در میان شما دو امر را باقی گذارشتم که تا زمانی که از آنها پیروی کنید، هرگز گمراه نمیشوید: کتاب خدا -عزّ وجلّ- و اهلبیتم عترتم». سپس گفت: «مگر من نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر نیستم؟» -سه مرتبه گفت- مردم گفتند: آری! فرمود: «فمن كنت مولاه فعلي مولاه». پس دست علی را گرفت و بالا برد (الجزء 23 من حدیث أبي طاهر، 50).
حکیم بن جبیر و معروف بن خربوذ نیز خطبۀ غدیر را به تحریر طولانیتری از ابوطفیل روایت کردهاند (المعجم الکبیر، 5/ 166؛ 3/ 180). البته گاه به جای زید بن ارقم از حذیفة بن اسید به عنوان شیخ ابوطفیل نام برده شده است.
در این میان، در نقل فطر بن خلیفة روشن میشود که ابوطفیل پس از آنکه در مناشدۀ رَحبه حضور داشته و مضمون حدیث غدیر بر او گران آمده، نزد زید بن ارقم رفته تا از اصالت این حدیث از او پرسش کند و از همین رو حدیث غدیر را از زید بن ارقم شنیده است:
فطر بن خلیفة> ابوطفیل: علی مردم را در رحبه گردآورد، سپس گفت: سوگند میدهم به خدا، هر مرد مسلمانی را که شنیده آنچه از پیامبر خدا (ص) که گفت در روز غدیر خم آنچه را که شنیده، که برخیزد! پس (سی نفر از مردمان/ مردمان بسیاری) برخاستند و گواهی دادند هنگامی که پیامبر (ص) فرمود: «میدانید که من به مؤمنان از خودشان سزاوارترم؟» گفتند: آری! فرمود: «من كنت مولاه فهذا مولاه، اللهم وال من والاه، وعاد من عاداه». [ابوطفیل:] پس بیرون رفتم در حالی که گویا در نفسم چیزی [تردیدی نسبت به آن حدیث] بود. پس زید بن ارقم را ملاقات کردم. به او گفتم: شنیدم از علی که چنین و چنان میگفت. زید گفت: چه را منکری؟ من هم شنیدم از پیامبر خدا (ص) که آن را فرمود (مسند أحمد، 32/ 55).
قابل توجه است که ابوطفیل از آغاز با علی (ع) همراه و همدل بوده است؛ چه او در تمام جنگهای علی (ع) با او همراه بود (المعارف، 1/ 341؛ نیز نگر: تفسیر العیاشي، 2/ 78، حضور در جمل؛ وقعة صفین، 309-313، حضور در صفین) و ابوموسی اشعری ـ مخالف اصلی علی (ع) در کوفه در مورد جنگ جمل ـ را منافق میدانسته است (نگر: مصنف ابن أبي شیبة، 7/ 445).
با این حال، مضمون حدیث غدیر برای او غریب بوده و پس از گواهی چند صحابی در رحبه، باز دربارۀ آن از زید پرسیده است. این نکته آشکار میکند که حدیث غدیر در آن دوره مضمونی سختتر از صرف محبّت علی (ع) را نشان میداده؛ تا جایی که یکی از اصحاب علی (ع)، این مضمون را غریب میبیند و دربارهاش کنکاش میکند.
نکتۀ جالب توجه دیگر در نقلهای ابوطفیل، آغازشدن خطبۀ غدیر با خبر پیامبر (ص) از نزدیکی درگذشتشان است. این نکته به فهم غدیر در فضای تعیین جانشین کمک بسزایی میکند. گفتنی است در یک نقل آمده که خطبۀ غدیر به روایت ابوطفیل بر امام باقر (ع) عرضه شد و ایشان آن را تأیید کردند (الخصال،1/ 67).
نیز نگر: نمودار اسناد حدیث غدیر به روایت ابوطفیل
@Al_Meerath
نمودار اسناد حدیث غدیر به روایت ابوالطفیل
1. ابوالطفیل از زید بن ارقم یا حذیفة بن اسید
2. ابوالطفیل از علی (ع) (در مناشدۀ رحبه)
رنگبندی نمودار اول برای تعیین شهرها نیست. بلکه برای مشخصکردن این است که ابوطفیل در روایت کدام شاگردان از کدام شیخ نام برده است. بر این اساس، در نقل شعبه از سلمه، ابوطفیل به صورت مردد از حذیفه یا زید نام میبرد. در نقلهای شعیب و یحیی از سلمه، و نقلهای حبیب و فطر و حکیم تنها از زید نام میبرد. و در نقل معروف بن خربوذ از حذیفه نام میبرد.
@Al_Meerath
راویان غدیر (4)؛ عدی بن ثابت انصاری (د. 116ق)
عَدِیّ بن ثابت (د. 116ق) از تابعین کوفی شناختهشده در میان عامه است. او از براء بن عازب، عبدالله بن یزید انصاری، سعید بن جبیر، سلمان فارسی، و دیگران روایت میکند و محدّثان مهمی چون شعبة بن حجاج و اعمش از او روایت میکنند.
عدی راوی احادیثی در فضل اهلبیت (ع) است؛ از جملۀ از راویان اصلی حدیث مهم: «عن علي بن أبي طالب، قال: والذي فلق الحبة، وبرأ النسمة، إنه لعهد النبي الأمي إلي أنه لا يحبني إلا مؤمن، ولا يبغضني إلا منافق» است (نمونه: مصنف ابن أبي شیبة، 6/ 365). وی همچنین راوی احادیثی در طعن معاویه (وقعة صفین، 217) و عمرو بن عاص (غریب الحدیث، ابن قتیبة، 1/ 287) است.
عدی بن ثابت امام جماعتِ مسجد شیعه بوده (الجرح والتعدیل، 7/ 2) و گفته شده که در تشیّع افراط میکرده (تاریخ ابن معین، الدوري، 3/ 524) و بیش از همه، سخن شیعه را بیان میکرده است (تاریخ ابن معین، الدروي، 4/ 10). عدی با وجود تشیّعش در منابع عامه توثیق شده (العلل ومعرفة الرجال، روایة عبد الله، 2/ 490؛ الثقات للعجلي، ت البستوي، 2/ 132) و احادیثش در کتبی چون صحیح بخاری و صحیح مسلم آمده است.
عدی یکی از کوفیانی است که نقل او از حدیث غدیر مورد توجه قرار گرفته است. او حدیث غدیر را از براء بن عزاب (د. 72ق) -صحابی ساکن کوفه که طبق یک نقل عموی پدر عدی بود (سؤالات ابن الجنید، 360)- روایت میکند. ویژگی مهم نقل عدی آن است که در آن واکشن عمر بن خطاب به حدیث غدیر نیز ثبت شده است:
حماد بن سلمة> علی بن زید بن جدعان> عدی بن ثابت> براء بن عازب: با پیامبر خدا (ص) در سفری بودیم و در غدیر خم فرود آمدیم. ندا داده شد: نماز جماعت! و برای پیامبر خدا (ص) زیر درخت جارو زده شد. پس نماز ظهر را خواند و دست علی را گرفت و گفت: «مگر نمیدانید که من نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارترم؟». گفتند: چرا. پس دست علی را گرفت و گفت: «اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه». پس از آن، عمر، علی را دید و به او گفت: «گوارایت باد ای پسر ابوطالب! مولای هر مرد و زن مؤمن شدی!» (مصنف ابن أبي شیبة، 6/ 372).
در برخی نقلها، حماد بن سلمة این حدیث را هم از علی بن زید و هم از ابوهارون عبدی از عدی بن ثابت روایت میکند. در یک نقل هم این حدیث از حسن بن عمارة (د. 153ق) از عدی بن ثابت روایت شده است.
همچنین عبدالرزاق صنعانی (د. 211ق) این حدیث را از معمر بن راشد (د. 153ق) از عدی بن ثابت به کمی تفصیلِ بیشتر روایت کرده است. نقل عبدالرزاق در مصنَّف موجود باقی نمانده، اما در آثار متعددی از عبدالرزاق روایت شده است؛ یکی از نقلهای باقی مانده از، بدین صورت است:
عبدالرزاق> معمر> علی بن زید> عدی ثابت> براء بن عازب: همراه پیامبر خدا (ص) بیرون آمدیم تا در غدیر خم فرود آمدیم. پیامبر (ص) منادیای فرستاد که ندا دهد. هنگامی که گردآمدیم، پیامبر (ص) فرمود: «مگر نسبت به شما از خودتان سزاوارتر نیستم؟» گفتیم: چرا ای پیامبر خدا. فرمود: «مگر به شما از مادرانتان سزاوارتر نیستم؟». گفتیم: چرا ای پیامبر خدا. فرمود: «مگر به شما از پدرانتان سزاوارتر نیستم؟». گفتیم: چرا ای پیامبر خدا.... فرمود: «فمن كنت مولاه فإن عليا بعدي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه». پس عمر بن خطاب گفت: «گوارایت باد ای پسر ابوطالب! امروز ولیّ هر مؤمن شدی!» (تاریخ دمشق، 42/ 220).
نیز نگر: نمودار حدیث غدیر به روایت عدی بن ثابت
@Al_Meerath
نمودار جامع اسناد غدیر.pdf
حجم:
385.4K
💠 درختوارۀ اسناد حدیث غدیر در منابع عامه
🔹 در نمودار حاضر، تمام اسناد و طرق حدیث غدیر در مصادر دردسترس عامه تا نیمۀ قرن هشتم (سال 750ق) گردآوری شده است. در این گردآوری تمام نقلهایی که حاوی حدیث «من کنت مولاه.../ اللهم وال من والاه...» است مدنظر است مگر اینکه تصریح شده باشد که مربوط به غیر غدیر بوده است.
در صفحۀ اول نمودار، اسناد منتهی به علی (ع) آمده، و در صفحات بعدی اسناد منتهی به زید بن ارقم، براء بن عازب، سعد بن ابیوقاص، جابر بن عبدالله، ابوایوب انصاری، ابوهریره، ابن عباس، و ابو سعید خدری آمده و در صفحۀ پایانی اسنادی آمده که به دیگران منتهی میشود و انشعاب زیادی در طبقات متقدم ندارد.
🔎 اکثر اسناد غدیر به علی بن ابیطالب (ع) و زید بن ارقم بازمیگردد. عمدۀ راویان حدیث در طبقات متقدم، راویان کوفی هستند و حلقهمشترکهای کوفی در نیمۀ نخست قرن دوم مانند ابواسحاق سبیعی (128ق) نقش بسزایی در انتشار این حدیث داشتهاند. همچنین بیشتر نقلهای حدیث غدیر مربوط به مُنَاشِدهٔ رحبه یا حواشی آن است.
برای تکمیل تحقیق دربارۀ غدیر، ضروری است که طرق مذاهب دیگر مانند امامیه و زیدیه به حدیث غدیر هم به نمودار افزوده شود. همچنین لازم است که هرکدام از این طرق با روشهایی چون تحلیل تؤامان سند و متن (ICMA) مورد مطالعه قرار گیرد و سهم هریک از بومهای حدیثی و حلقهمشترکهای متقدم در روایت حدیث غدیر مشخص شود و تحریرهای هرکدام از راویان به طور جداگانه شناسایی شود.
📌 برای بحث دربارۀ برخی از طرق مهم این نمودار نگر: راویان غدیر؛ 1. ابواسحاق سبیعی، 2. زاذان فارسی؛ 3. ابوطفیل صحابی؛ 4. عدی بن ثابت.
@Al_Meerath
💠 حدیث غدیر خم: اصالت تاریخی و اهمیت آن (در دو فرسته)
✍ خلیل اندانی (کالج آگوستانا)
خلیل اندانی، دانشآموختۀ مطالعات اسلامی از دانشگاه هاروارد و استادیار دین در کالج آگوستانا است. او در رسالۀ دکتریاش دربارۀ «وحی در اسلام: دیدگاههای قرآنی، سنی، و شیعی اسماعیلی» بحث کرده و در فصل پنجمش به حدیث غدیر و حدیث ثقلین پرداخته است.
⬅️ بحث او دربارۀ غدیر که شامل گزیدهای از مباحث محققان غربی دربارۀ غدیر است، در اینجا ترجمه میشود:
چندین تن از پژوهشگران غربی، تاریخچه، نحوه دریافت و انتقال حدیث غدیر خم را به تفصیل بررسی کردهاند.⁸¹³ لائورا وِچّا والییِری [L. Veccia Vaglieri] محتوای اصلی روایت غدیر را اینگونه گزارش میکند:
«محمد [ص] در بازگشتش از حجةالوداع، در ۱۸ ذیالحجه سال ۱۰ هجری/ ۱۶ مارس ۶۳۲ میلادی در غدیر خم توقف کرد. از آنجایی که میخواست قبل از متفرق شدن زائرانی که او را همراهی میکردند، اعلامی کند، و از آنجایی که هوا بسیار گرم بود، برای او سکویی سایهباندار با شاخههای درختان ساختند. او دست علی [ع] را گرفت و از پیروان وفادار خود پرسید که آیا او، محمد [ص]، به مؤمنان از خودشان نزدیکتر (اولیٰ) نیست؟ جمعیت فریاد برآوردند: "آری، ای رسول خدا!". او سپس اعلام کرد: "هر که من مولی (سرپرست؟) اویم، علی نیز مولای اوست (من کنت مولاه فعلي مولاه)"»⁸¹⁴
در خصوص منابع این روایت، این واقعه در آثار تاریخی بزرگ اهلسنت مانند سیرۀ ابنهشام و نوشتههای ابنسعد و طبری به چشم نمیخورد. اما در منابع شیعی دورۀ اموی، مانند اشعار کمیت بن زید و کتاب سلیم بن قیس هلالی دیده میشود.⁸¹⁵
تاریخیبودن اعلامیۀ غدیر خم طی دو دهۀ گذشته توسط پژوهشگران مختلف غربی تأیید شده است که در این میان، والییِری بیش از همه تأکید میکند:
«با این حال، مسلم است که محمد [ص] در این مکان سخن گفته و آن جملۀ معروف را به زبان آورده است؛ چرا که گزارش این واقعه، چه به صورت موجز و چه با جزئیات، حفظ شده است.... احادیث چنان متعددند و با اسناد مختلف به خوبی اثبات شدهاند که رد کردن آنها ممکن به نظر نمیرسد.»⁸¹⁶
لالانی [Arzina R. Lalani] از دیدگاه مادلونگ [W. Madelung]⁸¹² پیروی میکند که خودِ علی [ع] مسئول انتشار حدیث غدیر خم بوده است؛ زمانی که در کوفه برای دفاع از حق رهبری خود بر جامعه، شاهدانی را فراخواند تا به این واقعه شهادت دهند.⁸¹⁷
ماریا مسی دکیک [Maria Masse Dakake] ملاحظه میکند که روایت غدیر خم در دوران خلافت نخستین در میان مسلمانان مدینه رواج داشته و در جریان جنگ اول داخلی [فتنۀ اول: سال 35-41ق] با معنای فرقهایتری مطرح شده است. او همچنین درمییابد که این حدیث در دورۀ اموی، با وجود تلاشها برای سرکوب آن، به طور گستردهتری شروع به انتشار کرد. دکیک استدلال میکند که این روایت نمیتواند یک جعل شیعی باشد، زیرا عناصر کلیدیِ آموزههای شیعی امامی متأخر، مانند اصطلاح امام یا ایدۀ رهبری موروثی در آن غایب است؛ دستکم، این روایت باید پیش از شکلگیری آموزۀ شیعیِ امامت در دورۀ محمد الباقر [ع] در اوایل قرن دوم هجری/ هشتم میلادی باشد.⁸¹⁸
اختلاف نظر اصلی میان سنّیهای متأخر و شیعیان امامی، پیرامون معنای دقیق واژۀ مولیٰ بود که اهمیت کلامی سخن محمد [ص] بر آن استوار است. همانطور که امیرمعزی [M. A. Amir-Moezzi] ملاحظه میکند، واژه مولیٰ و کلمات مرتبط با آن مانند ولی، ولایت، و تولّی، طیف وسیعی از معانی را منتقل میکنند، از جمله: «اقتدار، قدرت، حاکمیت، دوستی، عشق و نزدیکی؛ اما در عین حال حامل معانی مذهبی و کلامی اشارهکننده به کاریزمای پیامبرانه، برگزیدگی الهی و عهد و پیمان با خدا در یک مفهوم تقریباً کتابمقدسی نیز هست.»⁸¹⁹
@Al_Meerath