ناجه
ء بیشتر از قبل میرسیم به حرف ِآسید مرتضی آوینی که:
*/ اگر حقیقتش را بخواهید
عاشورا هنوز به شب نرسیده است.
ء
زمانی از دست دادن برای من فاجعه بود!
بعدها، آنقدر از دست داده بودم
که به مرور یاد گرفتم
دیگر چیزی برای از دست دادن، ندارم.
ناجه
*/ اَلمُصَوّر.
یعنی:
«کسی که از نو میسازد
همۀ آنچه را ویران شده است، درون ِدلت!»
ء
نیاز به رفتن دارم و معلق بودن و محو شدن.
“باید انسان بودن را به پایان برسانم”
و ابر بودن را آغاز کنم.