eitaa logo
المکنون
130 دنبال‌کننده
140 عکس
55 ویدیو
11 فایل
کدام علم؟ اینجا دعوا بر سر علم است. ارتباط @M_Ghasemimanesh
مشاهده در ایتا
دانلود
❇️ حدیث مهم افشای سرّ ائمه و عقب افتادن امر (حکومت ائمه) به مناسبت بیانات مهم رهبری در پایان مجلس عزاداری سالروز شهادت حضرت امام جعفر صادق علیه‌السلام، این حدیث را بخوانید: محمّدبن‌نعمان احول گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: «خداوند گروهی را در قرآن به خاطر افشاگری سرزنش نموده است». عرض کردم: «فدایت شوم در کجا»؟ فرمود: «این آیه: وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ». سپس فرمود: «کسی که اسرار ما را فاش نماید مانند شخصی است که با شمشیر به جنگ ما پرداخته است. خداوند رحمت کند بنده‌ای را که از علم پنهان ما استفاده کند و آن را زیر پایش دفن نماید. پسر نعمان، من برای یکی از شماها حدیثی [از اسرار] نقل می‌کنم. او آن حدیث را از قول من نقل می‌کند [و فاش می‌کند] با همین کار سزاوار لعنت من و بیزار شدنم از او می‌گردد»، پدرم می‌فرمود: «چه چیز بیشتر از تقیّه موجب خوشحالی است، تقیّه سپر بلای مؤمن است اگر تقیّه نبود خدا پرستش نمی‌شد. و در این آیه خداوند می‌فرماید: نباید مؤمنان، کافران را به‌جای مؤمنان به دوستی برگزینند. پس هرکه چنین کند او را با خدا رابطه‌ای نیست. مگر اینکه از آن‌ها بیمناک باشید. (آل عمران/۲۸). پسر نعمان، افشاگر اسرار ما شبیه کسی نیست که با ما به‌وسیله‌ی شمشیر پیکار می‌کند بلکه گناهش از او بیشتر است بلکه گناهش بیشتر بلکه گناهش بیشتر است [سه مرتبه تکرار فرمود]. پسر نعمان هرکس به زیان ما حدیثی را نقل کند او از کسانی است که با ما عمداً به جنگ پرداخته نه اشتباهاً. پسر نعمان! عالم نمی‌تواند آنچه می‌داند به تو بگوید زیرا آن اسرار خدا است که به جبرئیل سپرده‌اند و او به حضرت محمّد (صلی الله علیه و آله) و آن جناب به علی (علیه السلام) و علی (علیه السلام) به امام حسن (علیه السلام) و ایشان به حضرت حسین (علیه السلام) و آن جناب به علیّ‌بن‌الحسین (علیه السلام) و ایشان به محمّدبن‌علی (علیه السلام) و آن جناب به کسی که باید سپرده، مبادا عجله کنید! به خدا قسم این امر سه مرتبه نزدیک شد امّا افشا کردید و خداوند آن را تأخیر انداخت، خدا را سوگند یاد می‌کنم که شما اسراری ندارید مگر اینکه دشمن شما بهتر از آن اطّلاع دارد. پسر نعمان، جان خود را حفظ کن مخالفت با من نکن و سرّم را فاش نگردان مغیره‌بن‌سعید به پدرم دروغ بست و سرّش را فاش کرد خداوند او را مبتلا به حرارت آهن کرد [و مرد] و ابوالخطاب به من دروغ بست و سرم را فاش کرد مبتلا به حرارت آهن شد، هرکه امر ما را کتمان بنماید خداوند او را در دنیا و آخرت می‌آراید و پاداشش را می‌دهد و او را از گرفتارشدن به حرارت آهن و زندان‌های تنگ نگه می‌دارد. بنی‌اسرائیل دچار قحطی شد تا حدّی که چهارپایانشان هلاک شدند و نسلشان در خطر نابودی بود. موسی‌بن‌عمران (علیه السلام) [برای حلّ این مشکل] به درگاه خدا دعا نمود و خداوند به او وحی فرمود که ای موسی (علیه السلام)! آن‌ها زنا و ربا را آشکارا انجام می‌دهند و کنشت‌ها (معابد یهود) را [با تجمّل] می‌سازند [ولی در آن عبادتی نمی‌شود] و زکات را نابود کردند [به خاطر این گناهان دچار عذاب شدند]. موسی (علیه السلام) گفت: «خدایا تو به رحمت خودت بر آن‌ها لطف کن که آن‌ها نمی‌فهمند [و چنین می‌کنند]». خداوند به موسی (علیه السلام) وحی کرد که من از آسمان باران نازل می‌کنم ولی بعد از چهل روز آن‌ها باید باخبر شوند. امّا مردم این خبر را فاش کردند لذا چهل سال از باران محروم شدند. امر فرج شما نیز نزدیک شده بود که آن را در مجالس خود فاش کردید. هرکس روز خود را با افشای سرّ ما آغاز کند، خداوند حرارت آهن و زندان‌های تنگ را بر او مسلّط می‌کند. 📚 تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۳۲ بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۸۶/ تحف العقول، ص۳۰۷/ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص 289 متن عربی حدیث @AL_maknon
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹اهمیت علم و عالم و معلم در حدیث امام صادق(ع) 🎙استاد حیدری کاشانی بنیاد بین‌المللی‌ طلیعه‌ ظهور ✧رسانۀ هم‌عهد @hamahdzohoor 🌸🌸🌸🌸🌸🌸 امام صادق علیه السلام: مَنْ تَعَلَّمَ لِلَّهِ ، وَ عَمِلَ لِلَّهِ ، وَ عَلَّمَ لِلَّهِ ، دُعِيَ فِي مَلَكُوتِ اَلسَّمَاوَاتِ عَظِيماً، فَقِيلَ: تَعَلَّمَ لِلَّهِ ، وَ عَمِلَ لِلَّهِ ، وَ عَلَّمَ لِلَّهِ . هر كس براى خدا بياموزد و برای خدا به كار بندد و برای خدا آموزش دهد، در ملكوت آسمان‌ها [به نام] بزرگ خوانده مى‌شود پس گفته مى‌شود او براى خدا آموخت و برای خدا به كار بست و برای خدا آموزش داد. 📚 الأمالي (للطوسی) ج ۱، ص ۱۶۷ @AL_maknon
🌸 هر روزِ امام را نوروز کنیم! 🌸 براى امام علي عليه السلام هديه نوروزى آورده شد. حضرت فرمودند: اين چيست؟ گفتند: امروز نوروز است. حضرت فرمودند: ✨اصْنَعُوا لَنا کُلَّ یَوْمٍ نِیرُوزا؛ ـ پس در این صورت ـ هر روز ما را نوروز سازید. 💝 بیایید هر روزِ امام را نوروز کنیم! با فرستادن هدیه‌های پی در پی... اما چه هدیه‌ای باشد در خورِ این مقام؟! مولوی در دفتر اول خود، حکایت می‌کند از فردی که قرار است برای حضرت یوسف علیه‌السلام هدیه‌ای آورد. او هم این پریشانی را دارد که برای خوبروی کامل و بی‌نیاز، اساسا چه ارمغانی می‌توان بُرد؟! گفت یوسف هین بیاور ارمغان او ز شرم این تقاضا زد فغان گفت من چند ارمغان جستم ترا ارمغانی در نظر نآمد مرا حبّه ای را جانبِ کان چون برم؟ قطره ای را سوی عمّان چون برم؟ زیره را من سوی کرمان آورم گر به پیش تو دل و جان آورم تا بدین جا می‌رسد که چیزی بالاتر از حُسنِ یوسف وجود ندارد که آن هم بی‌مانند است و یارای آوردنش بر کسی نیست. بنابراین برایش آینه‌ای ارمغان می‌برد تا بواسطه آن بتواند حُسنِ یوسف را متجلی سازد: نیست تخمی کاندر این انبار نیست غیر حُسنِ تو که آن را یار نیست لایق آن دیدم که من آیینه‌ای پیش تو آرم چو نور سینه‌ای تا ببینی روی خوبِ خود در آن ای تو چون خورشید شمعِ آسمان آینه آوردمت، ای روشنی تا چو بینی رویِ خود، یادم کنی 🔆 این آینه، این نور سینه، این جز با تابیدنِ علمِ امام بر دل ما، حاصل نمی‌شود. پس اگر می‌خواهید هر روز به امام هدیه دهید و همچون که فرمودند و خواستند "هر روزشان را نوروز سازید"، 👈هر روز با آموختن و به کار بستن گوشه‌ای از علم امام، دلتان را نورانی و آیینه‌ی جلوه‌گرِ علمِ امام کنید تا هم بر اطرافتان پرتو افشانی کرده و حُسنِ یوسف را که محاسنِ علوم امام است نشانِ همگان دهید و هم امام را از این هدایا دلشاد و دست به دعا: که فرمودند خدا رحمت کند بنده‌ای را که امر ما را زنده کند... علوم ما را فرا گيرد و به مردم بياموزد. اگر مردم زيبايى‌هاى سخنان ما را مى‌دانستند، از ما پيروى مى‌كردند. (اینجا) @Al_maknon
📢 فوری [به مناسبت وزیر پیشنهادی اقتصاد!] 1️⃣ پرده اول: تحلیل ساده! تحلیل پیچیده! زمانی که رئیس جمهور برای گرفتن رای اعتمادِ وزرای دولت چهادهم، مجلس را با ادبیاتی چون رهبری تایید کرده است، در فضای رایِ اتوبوسی قرار داد! در آن دوران بنده از یک نماینده انقلابی مجلس که رای خودش را شفاف برای مردم بیان کرده بود در یک فضای خصوصیِ انقلابی، ابراز ناراحتی کردم که من از ایشان انتظار نداشتم! نباید به گزینه پیشنهادی مسکن رای مثبت می‌داد؟! چرا که می دانستم حل بسیاری از مشکلات کشور از اقتصاد تا فرهنگ در گرو موضوعِ آزاد سازی زمین است، و این گزینه قبلا گفته بود که مخالف خانه حیاط دار است و آپارتمان را بهتر می داند! و البته در زمان آزاد سازی آن مقدار زمین در زمان ریاست جمهوری شهید رئیسی، همین گزینه به عنوان کارشناس در بدنه دولت به مخالفت برخواسته بود... علارقم انتظار، برخی دوستان انقلابی به بنده خرده گرفتند که نماینده انقلابی را تخریب نکن!!! (انتقاد در یک فضای خصوصی کی مساوی تخریب شد نمی‌دانم؟!) و اینکه بحثِ رای به وزرای پیشنهادی، این طور که شما فکر میکنی ساده نیست، پیچیده تر از این حرفهاست! کمی از پیچیدگی موضوع برای ما گفتند! مثلا فکر کرده‌ای اگر به آن وزیر پیشنهادی رای نمی‌دادند چه می‌شد؟ آنوقت دیگر گزینه‌های پیشنهادیِ رئیس جمهور برای این وزارتخانه، مگر بهتر از این بودند؟ احتمالا گزینه دیگر، فلانی بود که به صراحت گفت افتخارم این است که خانه‌ای نساختم! و یا بهمانی... آنجا حرف زدن با این دوستان را به دلیل حجمِ ناراحتی از این تحلیل‌های پیچیده‌شان! به صلاح ندانستم؛ تا اینکه این روزها دوباره در فضاهای انقلابی، بعضی شبیه به همان حرفها را زدند که اگر مجلس به وزیر پیشنهادیِ دولت برای اقتصاد رای ندهد، مگر فکر کرده‌اید هر شخص دیگری که دولت بگذارد، راهی غیر از فلانیِ عزل شده و بهمانی را می‌رود؟ و یا جز این است که گفته می‌شود جبهه انقلاب، وزیر اقتصاد را استیضاح کرده و حالا به وزیر جدید هم رای نمی‌دهد و بعد پمپاژ رسانه‌ای و خطر تخریب! ادامه در پست بعدی👇 @Al_maknon
المکنون
📢 فوری [به مناسبت وزیر پیشنهادی اقتصاد!] 1️⃣ پرده اول: تحلیل ساده! تحلیل پیچیده! زمانی که رئیس جمه
2️⃣ پرده دوم: به فرمان مادرت ... چند روز پیش داستان گاو بنی اسرائیل را می‌خواندم رسیدم به این قسمت از حدیث: ... امّا چون امر بر چنین گاوی قرار گرفت، آن‌ها به جستجو پرداختند و چنین گاوی را تنها نزد جوانی از قوم بنی‌اسرائیل یافتند. خدای عزّوجل، محمّد (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) و پاکان خاندان ایشان را به خواب آن جوان آورد. ایشان به او گفتند: «تو دوستدار ما هستی و ما را از دیگران برتر دانسته‌ای؛ پس ما می‌خواهیم گوشه‌ای از پاداشت را در دنیا به تو عطا کنیم [به این صورت که] وقتی آن‌ها خواستند گاوت را بخرند، آن را فقط به فرمان مادرت به آن‌ها بفروش؛ زیرا خداوند عزّوجلّ به مادرت الهام می‌کند چیزی از آن‌ها بخواهد که تو و فرزندانت را بی‌نیاز کند». جوان خوشحال شد و آن قوم آمدند تا گاوش را بخرند. به او گفتند: «گاو خود را چند می‌فروشی»؟ گفت: «دو دینار امّا اختیار آن با مادرم است». گفتند: «ما به یک دینار راضی هستیم». جوان از مادرش پرسید؛ مادرش گفت: «چهار دینار». جوان به آن‌ها خبر داد. گفتند: «دو دینار به تو می‌دهیم». او به مادرش خبر داد؛ مادر گفت: «هشت دینار». جوان به آن‌ها خبر داد و آن‌ها همچنان می‌خواستند نصف چیزی که مادرش می‌گفت به او بدهند و مادرش نیز قیمت را دو برابر می‌کرد. تا این که قیمت را به آنجا رساند که آن‌ها باید پوست گاوی بزرگتر را از دینار انباشته کنند و این قیمت را برای فروش گاو تعیین کرد. ... پیش از آن که مرده به‌ پا خیزد آن‌ها تکّه‌ای از گاو را به او زدند امّا زنده نشد. گفتند: «ای پیغمبر خدا! پس وعده‌ای که از جانب خدای عزّوجلّ به ما دادی چه شد»؟ موسی (علیه السلام) گفت: «راست گفتم؛ [امّا اینکه چرا با این‌حال زنده‌نشد] به خداوند و خواسته‌ی او مربوط است. خداوند به او وحی فرمود: «ای موسی! من خلف وعده نمی‌کنم؛ امّا اینان باید پوست گاوی را از دینار پر کنند و بهای گاو آن جوان را بپردازند؛ آن‌گاه این جوان زنده می‌شود». آن‌ها دارایی خود را گرد آوردند و [در این‌ حال] خداوند پوست آن گاو را چنان گشاد گرداند که با پنج هزار دینار پر شد... 📚بحارالأنوار، ج۱۳، ص۲۶۸/ الإمام العسکری، ص۲۷۶/ البرهان/ قصص الأنبیاءللجزایری، ص۲۸۶ [در صورت تمایل داستان کامل گاو بنی اسرائیل را میتوانید از اینجا بخوانید] ادامه در پست بعدی👇 @Al_maknon
المکنون
2️⃣ پرده دوم: به فرمان مادرت ... چند روز پیش داستان گاو بنی اسرائیل را می‌خواندم رسیدم به این قسمت
3️⃣ پرده سوم: قدرت چانه زنی روش خداوند برای مقابله با گزینه‌های فرودست را در داستان گاو بنی اسرائیل دیدیم. آن هم گزینه‌هایی که تا آخر بر طمعِ کم فروشی پیش می‌رفت! حتی دیدید گاو را گرفتند، سر بریدند، اما پولش را نداده بودند! و چه بسا قصدِ پرداخت کامل را نداشتند اما برای دیدن اثر و رهایی از فشاری که از طرف افکار عمومی تحمیل شده بود، همان‌ها که به یک دینار راضی بودند، مجبور به پرداخت بهای سنگین آن شدند! منتظر نتیجه‌اید؟ بهتر است بپرسیم: ما را چه شده که در دفاع از شاخص‌ها، مان اینقدر نزول پیدا کرده است که حاضر به پذیرش هر وضعیت و پیشنهادی می‌شویم! اگر در پرده اول، نمایندگان انقلابی (و البته نمایندگان دیگری که همراه می‌شدند) از همان اول محکم روی شاخص‌های ، ، ، و امثالهم می‌ایستادند و بیان می‌کردند ما نماینده مردمیم و مردم فقط به شخصی معتقد به این شاخص‌ها راضی می‌شوند، چه اتفاقی می افتاد؟ علارقم تحلیل‌های پیچیده! ▫️اول، سفارشِ درستِ "با دولت همکاری کنید" را به جایگاه دقیق آن سوق می‌داد یعنی به دولت گفته می‌شد "ما در نهایتِ همکاری با شما هستیم به شرطی که شخصی را معرفی کنید که همانا این شاخص‌های عدالت محورِ مورد تقاضای مردم را تامین کند"؛ ▫️دوم، رفت و آمدهای دولت را مبنی بر ارائه‌ی گزینه‌های سوخته یا فاقد شرایط، کم می‌کرد؛ ▫️سوم، شاخص‌ها را در این بزنگاه مهم و پرصدا برای افکار عمومی، تثبیت می‌کرد؛ ▫️چهارم، دولت را در برابر یک فشارِ افکار عمومی و عقب نشینی‌های ولو ظاهری قرار می‌داد. در چنین شرایطی دولت، یا شخصی با چنین شاخصه‌هایی پیشنهاد می‌داد که بعید بود! و یا کسی را به صورت ویترینی با قول‌های شفاهی "با این شاخص‌ها" غالب می‌زد. در این حالت باز مجبور بودند در عمل برای عدم مخالفت با جریان مردمیِ بیدار شده و آگاه از این شاخص‌ها، اندکی از مواضع عمودی سازی و حصرِ زمین، عقب نشینی کرده و البته در خفا کارشان را پیش برند... به هر صورت، به دلیل برجسته شدن شاخص‌ها و نه اشخاص، برای همیشه مسیر پاسخگو کردن مسئول بازتر شده و در انظار عمومی، راه بر ایشان بسته‌تر می‌شد... و در آخر چه بسا ممکن بود با فشارِ افکار عمومی برای دیدن اثر، زمانی مجبور به واگذاری مقداری زمین هم می‌شدند! الله اعلم پس موضوع وزیر پیشنهادی اقتصاد چه شد؟ چه بگویم با این تحلیلهای ساده! اگر می‌پذیرید این را بپذیرید: در فضای وارونه‌ی چانه زنی، منتظر اثر نباشیم، منتظر تخریب باشیم! @Al_maknon
بلندترین داستان غدیر فارسی و عربی.pdf
حجم: 575.7K
✅ داستان غدیر که از زبان حذیفه نقل شده است: 🔸سلام جبرئیل به صاحب غدیر با لقب امیرالمومنین 🔸مراسم سلام به امیرالمومنین و عکس العمل منافقین 🔶سپردن تمام علم و حکمت پیامبر به امیرالمومنین 🔸مقدمات واقعه غدیر و توطئه های منافقین 🔸آیاتی از سوره تحریم در مورد غدیر 🔸توطئه قتل پیامبر بعد از غدیر 🔸معرفی توطئه گران ضد غدیر 🔸اساسنامه اصلی ضد غدیر 🔸اساسنامه سقیفه 🔸سخنرانی پیامبر درباره صحیفه ملعونه 🔸بازگشت مخفیانه منافقین از لشکر اسامه به مدینه 🔸نماز اولی و عکس العمل پیامبر 🔸جنگ جمل و شهادت جوان ایرانی در رکاب امیرالمؤمنین مطالعه کنید و نشر دهید @Al_maknon
یادداشت بسیار خوب و بجای جناب حاج قاسم یزدانی نویسنده کانال تمدنی "بسلام آمنین" 👇👇👇
هدایت شده از بسلام آمنين
٠۱ ۲٠ خرداد ۱۴٠۴/سال پنجم کوروش کبیر می فرماید: ای مالک!!! مردم را ببخش و بر آنان آسان گیر!!! متاسفانه نگاه بخشیُ غیر جامع و یا به تعبیر قرآن، شده(آیه۹۱سوره حجر) به معارف الهی اسلام، چه مصیبتها که بر ما وارد نکرده. هرچند در مقام شعارهای ذهنی، این مسئله را قویّا نفی می کنیم اما در عمل، سرتا پای زندگی ما برساخته ی این وصله پینه های ناجور است. در این زمینه می فرمایند: مفهوم عدالت، آزادی و تکریم انسان، با معانی اسلامی آن مد نظر ماست نه غربی. یکی از مشکلات ما در طول این سالها، این بوده که افرادی آمده اند را با مفاهیم غربی ترجمه کرده اند. حرفهای غربی ها را تکرار و به دنبال تحقق آن بوده اند، در حالی که انقلاب اسلامی برای این نیست!(۲۴مهر۱۳۹٠). نتیجه این وصله پینه های معرفتی، همانطور که مورد اشاره رهبری معظم انقلاب قرار گرفته، پیشبرد حقیقی کفر با پوشش و ظاهر اسلام است!! آنها حرفهای ناب اسلام را به خودشان نسبت می دهندُ ما، حرفهای پوسیده و متعفّن آنها را به اسلام! یکی از فاجعه بار ترین مصادیق این مسئله به باز می گردد. در بسیاری از موارد، این و بی اطلاعی از مجموعه معرفتی دین الهی را می بینیم. یعنی مهر تایید زدن بر شِبْه علم های کفار، به استناد آیاتُ روایات فراوانی که درباره اهمیت داریم. غافل ازینکه وقتی اسلام عزیز سخن از علم می کند، به تفصیل درباره چندُ چون آنهم بحث کرده. اینکه اساسا علم چیست؟ ریشه های آن از چه نشأت می گیرد؟ معدن آن کجاست؟ عالم و علما چه کسانی اند و دهها مسئله بنیادین دیگر. در همین زمینه حدیث «اُطْلُبُوا العِلْمَ وَلَو بِالصین» یکی از اصلی ترین بازیگران این نگاه است که درباره آن، چند نکته را عرض می کنیم. نکته اول اینکه هرگاه می خواهیم نظر اسلام را درباره یک مسئله بیان کنیم، باید گرانقدر را با هم ببینیم نه یک بخش آنرا. یا در مواردی فاجعه انگیز مانند این مسئله، فقط یک حدیث را!!! در غیر اینصورت به آن رند بی نماز شبیه هستیم که پرسیدند: چرا نماز نمی خوانی؟ گفت قرآن فرموده «لاتَقْرَبُوا الصَلاة»!!!! راست هم می گفت(آیه۴۳نساء). دوم اینکه روایت کاملا حالت شرطیه دارد و می فرماید: دانش را بجویید حتی اگر در باشد. یعنی علم به قدری مهم است که برایش تا چینِ دور و کفر هم بروید می ارزد، نه اینکه دانشی در آنجا وجود داشته باشد. سوم اینکه از روشهای بسیار راهگشا در فهم آیات و روایات، بررسی ها و موارد مشابه است. اتفاقا در روایات دیگری که با همین عنوان: اُطْلُبُوا العِلْمَ وَلَوْ... شروع می شود، اهل بیت علیهم السلام فرموده اند: دانش را بجویید ولو با خونریزی یا فرو رفتن در گردابها(کافی شریف ج۱ص۳۵). بدیهی است که مقصود امام علیه السلام این نیست که خونُ خونریزی کنید یا خودتان را در گردابها غرق! بلکه همانطور که گفته شد: این قبیل فرمایشات، می خواهد اهمیت والای علم را بیان کند، نه محل اخذ آنرا. چهارم اینکه قدیمی ترین کتابی که این حدیث را نقل کرده است که در انتساب آن به معصومین، اختلافات جدی وجود دارد. از جمله این مخالفان می توان به محدّث بزرگ شیعه، مرحوم و همینطور امام خمینی ره اشاره کرد(شیخ حُرّ، هدایه الأمه ج۸ص۵۵۱/امام خمینی مکاسب محرمه ج۱ص۴۸۱) پنجم اینکه ولو در چین کفر یا غرب و اروپای امروز باشد، به تصریح روایات، نتیجه تعالیم پیامبران و از خانه حضرت آقا امیرالمؤمنین علیه السلام در عالم منتشر شده(بصائر الدرجات ج۱ص۴۱٠/کافی ج۱ص۳۹۹) ششم اینکه کاش مروجان این نگاه بسیار غلط، اگر زحمت بررسی تمام آیاتُ روایات را به خود نمی دادند، حداقل همین یک حدیث را به صورت کامل مطالعه می کردند. ادامه حدیث می فرماید: اُطْلُبُوا اَلْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ وَ هُوَ عِلْمُ وَ فِيهِ مَعْرِفَةُ اَلرَّبِّ(مصباح الشریعه ج۱ص۱۳). تصور کنید دریای بی نهایت خداشناسی یعنی امام صادق علیه السلام بفرمایند: برای اینکه خود و خدایتان را بشناسید به کافرستان چین بروید!!!!!! هفتم اینکه در قرآن عزیز و منابع روایی گرانقدر ما، صاحبان، خزینه ها، دریاها و معادن انحصاری تمامی علوم نافع و صحیح را اهل بیت علیهم السلام دانسته اند. برای مطالعه بیشتر در این زمینه، شما را به ۱۹۱۱ حدیث کتاب شریف « فی علوم آل محمد» ارجاع می دهم. و پیام حقیقی عید غدیر همین نکته است و لاغیر: . انقلاب اسلامی آمده که پرچم علوم بی منتهای امیرالمؤمنین علیه السلام را بلند کند، نه اینکه با این نگاه های ناقصُ کور، دهها امیرالمؤمنین قلابی دیگر بسازد! @besalamen_amenin
✨☀️روز مباهله را یک روز علمی تلقّی کنید... ✨جریان واقعه بسیار مهمی است که ۲۴ ذیحجّه به وقوع پیوسته است و این روز را همه ما چه حوزوی و چه دانشگاهی باید گرامی بداریم چرا که این روز از برجسته ‌ترین روزهای سال است... 🌟 جریان «مباهله» مستحضرید که یک است؛ یعنی امروز هم اگر کسی آن توفیق را بیابد و آن طهارت روح را تحصیل کند، می ‌تواند مباهله کند. ⭐️ از غریب ترین ایام زندگی ما ایام مباهله است. خیلی از ما عالمانه حرف می‌‌زنیم و عوامانه فکر می‌کنیم در نتیجه آن را تقریباً از دست می‌‌دهیم در حالی که آن اجزای غیر رکنی را خیلی محترم می‌‌شمریم مانند اول ذیحجه که سالروز ازدواج وجود مبارک حضرت امیر با فاطمه زهرا (سلام الله علیهما) است اینها جزء واجبات غیر رکنی است. 🌟 فرمود: ﴿نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ﴾؛ یعنی حسن و حسین (سلام الله علیهما) را ما آوردیم و شما هم فرزندانتان را بیاورید، ما دخترانمان شما دخترانتان، ما کسانی هم که ما هستند را می‌آوریم شما هم همچنین؛ این برای آن است که ریشه این خانواده‌ای که داعیه دروغ دارند قطع بشود ﴿ثُمَّ نَبْتَهِل فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ﴾. ✍️حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی"حفظه الله" @Al_maknon
✨ما همه برادران یوسفیم! در داستان یوسف و برادران نکته های بسیاری برای ماست؛ اگر بدانیم در نسبت ما با یوسف زمان، ما همه برادران یوسفیم. (در قرآن از برخی پیامبران، تعبیر "برادر" قوم آمده مانند "و اذکر اخا عاد ..." در حالی که حضرت هود برادر نسبی قوم عاد نبود، مفسران دلیل به کار بردن این تعبیر را به جهت تحریک عواطف قوم، پیوند خویشی و قرابت قومی یا دلسوزی برادرانه پیامبران ... می‌دانند) البته این برادران متفاوتند: برخی با ظلم بیشتر و برخی با ظلم کمتر نسبت به حضرت، و برخی نیز چون بنیامین مبرا از هر ظلمی، در فراق برادر می‌سوزند و البته زودتر از دیگر برادران به وصل یوسف می‌رسند! اینکه چرا در داستان یوسف، ما "مردمِ دیگر" نیستیم، واضح است. به نظر می‌رسد این مسئله بر همه منتظران منجی با هر عقیده و دینی صدق نکند ولی لااقل برای مسلمانان صدق می‌کند که به مثابه برادران یوسف باشند؛ حتی اگر به اسم مسلمان باشند و به رسم نباشند، باز هم در دایره برادران یوسفند. 👈 ما هم چون برادران یوسف، به یوسف زمان ظلم کردیم! بله! بشر زمانی به جایگاه و رتبه او ظلم کرد و اکنون نیز با بالیدن به اندک علمش به ایشان ظلم میکند، اینکه خود را بی‌نیاز از علم او می‌بیند و حتی علم خود را بهتر می‌داند! اسم امام را پذیرفتیم اما علم امام را به کناری افکندیم! و دیگران شدند قبله و محل صدور و وثوق! (سوال پنجم و ششم) این هم به مثابه عضین کردن قرآن ناطق است؛ و ره‌آوردش عذاب گرفتار شدن به نتایج علم ظاله و ظنی (اینجا و اینجا) و البته عذاب فرقه گرایی و اختلاف در امتِ پیامبر به کنار... (اینجا) ❓اما نکته مهم دیگر اینکه باید بدانیم در داستان یوسف چه زمانی برادران، یوسف را شناختند؟ پاسخ: زمانیکه به نهایت عجز و درماندگی خود رسیدند و تمام نیازشان به یوسف افتاد: فَلَمَّا دَخَلُوا عَلَيْهِ قَالُوا يَآ أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ وَجِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ ... (یوسف ۸۸) 👈ولی این همه‌ی مطلب نیست بلکه همه اینها مقدمات و لوازم این گره گشایی بود، درنهایت گره "شناخت" با این سوالِ خودِ حضرت یوسف گشوده شد؛ چرا که پیش از این هم برادران، یوسف را دیده بودند اما نشناختند و در دیدار آخر هم با فقر و فاقه باز یوسف را نشناختند! تا یوسف با مناسب دیدن احوالات برادران و شرایطشان، این سوال را پرسید: قَالَ هَلْ عَلِمْتُمْ مَا فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَأَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جَاهِلُونَ (یوسف۸۹) اگر حضرت فقط از خود می‌پرسیدند، برادران باز هم مطلب را نمی‌گرفتند درست پس از این سوال بود که برادران گفتند: شگفتا! آیا تو خود یوسفی؟! گفت: من یوسفم و این برادر من است... قَالُوٓا أَإِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ ۖ قَالَ أَنَا يُوسُفُ وَهَٰذَآ أَخِي ۖ قَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْنَآ (یوسف۹۰) ✅ در حقیقت پس از این سوال، شناخت حاصل شد و یوسف، خود و برادرش را معرفی کرد. در واقع گره شناخت یوسف، با شناخت جایگاهِ برادر یوسف گشوده شد! و از این رهگذر جایگاه یوسف و برادر با هم شناخته شد. حال برادر یوسف کیست؟ فارق از اینکه منتظران واقعی و دلسوخته، عموما حکم این برادر را دارند اما بنیامین یک اطلاق خاص به فردی خاص هم دارد. باید دید برادر یوسف چه ویژگی‌های بارزی دارد: 🔸 برادرِ یوسف کسی است که با یوسف از یک مادر است. یوسف فرمود: «هرکس باید با برادر مادری‌اش بر سر یک سفره بنشیند از این رو آنان نشستند و بنیامین ایستاده باقی ماند. فرمود: «آیا تو برادری از مادرت نداشته‌ای»؟ ... «بیا و بر سفره من بنشین». (تفسیر اهل‌بیت علیهم‌السلام ج۷، ص۱۰۰ - بحارالأنوار، ج۱۲، ص۲۵۶) 🔸 کسی است که برادران در حق او هم ظلم کردند! و او را دزد دانستند! قَالُوا إِنْ يَسْرِقْ فَقَدْ سَرَقَ أَخٌ لَهُ مِنْ قَبْلُ (یوسف۷۷) 🔸 کسی است که یعقوب نبی همچنان که در نامه خود به عزیز مصر درباره اش نوشت، وجودش جای یوسف را پر می‌کرد: "یوسف برادری از طرف مادر داشت كه بعد از وی، مونس من بود". و در نقل دیگری گفتند نوشت: "... من او را سخت دوست می‌داشتم و همدم و همراه و مونس تنهایی‌هایم بود. چون یوسف در خاطرم می‌آمد، او را به سینه‌ام می‌فشردم تا زخمی كه در سینه‌ام بود، اندكی آرام گیرد". (تفسیر اهل‌بیت علیهم‌السلام ج۷، ص۱۴۶ - بحارالأنوار، ج۱۲، ص۳۱۲/ العیاشی، ج۲، ص۱۹۰) بنابراین برادرِ یوسف به دلیل شخصیت و جایگاهش، نبود یوسف را پر می‌کند و این از مهمترین مولفه‌های شناخت این برادر است. 🔎 از طرفی همانطور که یعقوب نبی به فرزندان گفت، می‌بایست یوسف را با برادر یافت! يَا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيهِ... (یوسف۸۷) 💡پس اگر در جستجوی یوسفید باید به دنبال او و برادرش با هم باشید. 🔻حال امروز، برادرِ یوسفِ زهرا کیست؟ زمانی که یوسفِ زهرا بپرسد: آیا دانستید با یوسف و برادرش چه کردید! آن زمان که جاهل بودید؟ @AL_maknon