دلش میخواست بخوابد. و خوابید. آرام خوابید. و طناب جوری سیخ و صاف بر بالای آب، نزدیک سرش مانده بود که هرکس میدید میگفت:
"مردی خود را در آب حلقآویز کرده است."
#Absurd_thoughts
روی بالاترین سکوی تماشاگرها نشسته و به بازی خیره بود؛ گاه ناگاه سری میچرخاند و نگاه گذرایی به مردم میانداخت اما همان نگاه گذرا جمله ای را در ذهنش تکرار میکرد :
"و کاش هرگز میانِجهنم این احمقصفتاننمیبودم!"
#Absurd_thoughts
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
When you eliminate the impossible from your possibilities, whatever remains, even the illogical, must be true.
#Video