🍀هر آن کس که دندان دهد نان دهد🍀
🔹️ وقتی آیة الله #میرزا_کاظم تبریزی(ره) از عراق به ایران آمده بود، از جهت معیشت بسیار در فشار بود و مشکلات مادی فراوانی را تحمل میکرد.
معظم له خاطره ای از آن دوران را چنین نقل کرد:
🔹️ آن ایام در عالم خواب به من گفتند از خانه بیرون برو..
وقتی از خواب بیدار شدم با خود گفتم خواب #حجّت نیست و به آن اعتنا نکردم. شب بعد باز همان خواب را دیدم وقتی بیدار شدم با خود گفتم کجا بروم؟ دوباره از بیرون رفتن منصرف شدم.
🔹️ شب سوم باز در خواب به من گفتند از خانه بیرون برو. صبح آن روز به قصد حرم مطهر حضرت معصومه از خانه خارج شدم از خیابان #صفائیه به طرف حرم میآمدم که در چهار راه شهدا شخصی به من گفت: آشیخ کاظم تبریزی شما هستید؟ گفتم بله گفت سه روز است برای دیدن شما اینجا می آیم سپس پول زیادی به من داد و با آن #مشکلات مادی ام برطرف شد.
" من دست به هیچ دستگیری ندهم کایشان همه فانی اند و پاینده تویی"
📚کتاب سینای معرفت، ص۱۴۴
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
18.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀 نتیجه توسل خالصانه به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) 🍀
🔹️ حضرت آیت الله بهجت
رحمت الله علیه...
"زندگانی عالمان"
🔰eitaa.com/Alemin
🍀 خادم آیت الله حاج شیخ محمدتقی بافقی و زیارت امام زمان (عج) 🍀
🔸 از #آیت_الله_شیخ_محمدعلی_جاودان نقل شده: در ایام جوانی به همراه حاج حسین اسماعیلی با دوچرخه به جاده دوم #حضرت_عبدالعظیم، به زیارت #امامزاده_ابوالحسن میرفتیم. در آن جاده هنوز زراعت میکاشتند. کنار زراعت، سبزی کاری بود به نام #مشهدی_عباس که ما او را میشناختیم و میرفتیم پیش ایشان مینشستیم و ما را موعظه میکرد. او خدمتکار مرحوم حاج شیخ محمدتقی بافقی بود.
🔹 روزی گفت: در اوج جوانی، سی ساله بودم، اتفاقاً ماه رمضان آن سال، با گرمای تابستان همراه بود و من با بیلی که در دستانم بود، برای کاری می رفتم که #آیت_الله_محمدتقی_بافقی فرمودند: میآیید به ما کمک کنید؟
با خودم گفتم اگر بخواهم به ایشان خدمت کنم، کار دارم. تابستان است و باید برای کشاورزی بروم، روزه هم هستم و زن و بچه هم دارم؛ چه کاری انجام دهم؟ فکر کردم و نتوانستم نه بگویم. گفتم چشم میآیم.
🔸 زمان رضاخان پهلوی بود. تمام مسجدها #تعطیل و همهی چراغها خاموش بود. کسی برای نماز نمیآمد. ایشان برای نماز صبح و مغرب و عشاء، سه بار نماز جماعت را در سه مسجد مختلف، اقامه میکرد، تا چراغ سه مسجد روشن باشد. من اول وقت، قبل از اذان، چراغ به دست، دم خانهی ایشان بودم. در آن زمان کوچه و خیابانها چراغ نداشت. با هم میرفتیم و ایشان اول نماز میخواند و بعد تعقیبات میخواند و شاید برای مردم صحبت هم میکرد. بعد به یک مسجد دیگر میرفتیم و دوباره نماز میخواند و برای مردم صحبت میکرد. بعد مسجد سوم. دیگر تقریباً نزدیک آفتاب میشد. مغرب هم همینطور.
🔹 مشهدی عباس میگفت: من سالها خدمت ایشان بودم و هر وقت مقداری پول به دستم میرسید، به #کربلا میرفتم. در یکی از این سفرها آیت الله بافقی فرمودند: این سفر که میروی، بالا سر مطهر امام حسین (ع)، به محضر #امام_زمان (عج) مشرف میشوی. فقط اجازه داری سلام کنی و ایشان جواب میگویند. دست بدهی و مصافحه کنی و التماس دعا بگویی؛ به همین مقدار.
🔸 مشهدی عباس میگفت: نمیدانید با چه حالی به کربلا رفتم. شبی بالای سر حرم مطهر امام حسین (ع) نماز جماعت برپا بود. اما دیدم آقا جدا نماز میخوانند و کسی هم ایشان را نمیدید. منتظر ماندم نمازشان تمام شود.
🔹 خدمتشان رسیدم و سلام عرض کردم، دست دادم، مصافحه کردم.
گفت: این دست، اصلا از این دستها نبود. اصلاً اینطوری نبود. نمیدانم چگونه بود. این عبایی که روی دوششان بود، اصلاً از این عباها نبود. نمیدانم چگونه بود. چهره چگونه بود. سلام کردم و جواب فرمودند. من عرض کردم التماس دعا. به همین مقدار اجازه داشتم.
فرمودند: #موفق_باشید.
🔸 زمانی که این ماجرا را مشهدی عباس برایمان نقل میکرد، حدودا هشتاد سال داشت. میگفت هنوز دارم نان آن «موفق باشید» را میخورم. این اواخر، ایشان در یک مسجدی در قم به اصطلاح خادم بود، اما همهی مردم محل خادم ایشان بودند و ایشان #خادم_مولا.
📚 از داستانها باید آموخت، ص۴۲
✍️ محمدباقر ادیبی لاریجانی
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 فضیلت ماه رجب 🍀
🔹#امام_باقر (ع): وقتی #کشتی_نوح (ع) بر کوه #جودی قرار گرفت، نوح صدای دهشتناکی شنید. پس ترسید و سر خود را از کنار کشتی بیرون آورد و دستانش را بلند نمود و با انگشتانش اشاره میکرد و میگفت: «رهمان اتقن». معنای این سخنش آن بود که خداوندا به ما خیر برسان.
🔹 وقتی نوح (ع) بر کشتی سوار شد روز اول ماه #رجب بود پس امر کرد به تمامی کسانی که همراه با او بودند از #انسانها و #اجنّه که آن روز را #روزه بدارند و به ایشان فرمود: هر کسی از شما که این روز را روزه بدارد، خداوند آتش را به اندازه مسیر یکسال از او دور فرماید.
🔹 و هر کس هفت روز از ماه رجب را روزه بدارد، دربهای هفتگانه #جهنم بر او قفل شود، و هر کس هشت روز روزه بگیرد دربهای هشتگانه #بهشت بر او گشوده گردد. و هر کس ده روز روزه بگیرد حاجتش برآورده شود، و هر کس ۲۵ روز روزه بگیرد به او گفته شود: عمل خود را از سر بگیر که مورد بخشش قرار گرفتی. و هر کس بیشتر بگیرد خداوند برای او بیش گرداند.
📚 تهذیب الاحکام، ج۴، ص۳۰۶.
"نشر فضائل اهل بیت"
🔰 eitaa.com/nashre_fazael
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
971215 با کسی که با «اقبال» رفیق نباشد «رفیق» نیستم- ورود به ماه رجب.mp3
زمان:
حجم:
2.1M
🍀 توصیه استاد مفیدی حفظهالله برای ماه رجب 🍀
🔹️ قبل از شروع بحث «توحید» یکی از حضار درباره ورود به ماه رجب توصیهای طلب کرد.
حاج آقا نکاتی فرمودند. شاید لبّ آن این جمله بود: با کسی که با «اقبال» رفیق نباشد رفیق نیستم.
🔹️ منظور، کتاب اقبال سیدبن طاووس است که شامل دعاء و معارف است مثل مفاتیح الجنان.
📚 [ارسالی حاج آقای اعتمادی]
"زندگانی عالمان
🔰eitaa.com/Alemin "
🍀 رسیدن خیرات برای اموات 🍀
🔹️آیت الله شبیری حفظهالله میفرمودند:
که ابوی ما در زنجان معتمد بود و ادارۀ #مدرسۀ_سید را به عهده داشت؛ پس از انتقال ایشان از زنجان به قم در اوایل، ایشان شهریه نمی گرفتند چون خانم #احتجاب السلطنه وصیت کرده بود که سالی چند خروار گندم به ایشان بدهند.
🔹️ با فروش این گندم ماهی ۲۰ تومان برای ایشان به دست میآمد؛ ابوی هم #مقیّد بود که هرگاه برای زیارت اهل قبور میرفت برای آن خانم هم #فاتحه میخواند؛ تا اینکه ابوی یک شب خواب میبیند که در زنجان در خانه آن خانم نان میپزند، آن خانم به متصدی میگوید برای منزل حاج سیّد احمد هم نان بفرستید که او هر وقت نان می پزد برای منزل ما هم میفرستد هرچند این دفعه #فراموش کرده است!
🔹️ جریان از این قرار بود که ابوی آن دفعه فراموش کرده بود در قبرستان برای
آن خانم فاتحه بخواند.
📚 العین الحلوة؛ ص۱۷۱
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
988.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀توصیه مرحوم آشتیانی پس از مرگ🍀
🔹️امام_صادق (علیه السلام) فرمود :
در حدیثی آمده است که خدای متعال میفرماید: مردم، خانواده من هستند؛ پس محبوبترین آنان نزد من کسانی هستند که با مردم مهربانتر و در راه برآوردن نیازهای آنان کوشاتر باشند.«کافی، ج ۲، ص ۱۹۹»
📚 کانال نشر فضائل اهل بیت
🔰 eitaa.com/nashre_fazael
🔰eitaa.com/Alemin. " عالمان "
🍀 نمونهای از قداست و تقوای مقام معظم رهبری در دوران طلبگی 🍀
🔹 حاج آقای #شیخ_جعفر_توسلی فرمودند: #آقای_خامنهای برای ناراحتی چشم به پزشک مراجعه کردند. پزشک دستور داد برای وضو از آبهای معمولی که برای شستشوی ظروف و لباس استفاده میشود، پرهیز کنند. (در آن زمان طلاب از آب لولهکشی محروم بودند و دو نوع آب در مدرسه وجود داشت؛ یکی آب شرب که از طریق سقاها به مدرسه منتقل و در آبانبار مدرسه نگهداری میشد و دیگری آب معمولی که ظاهراً از طریق جوی آب به حوض مدرسه وارد میشد و برای شستشوی ظرفها، لباسها و گرفتن وضو از این آب استفاده میکردند).
🔸 #مقام_معظم_رهبری جهت عمل به این توصیهی پزشکی، خدمت مرحوم آیت الله حاج #شیخ_مرتضی_حائری یزدی (ره) رسیدند. مرحوم #آیت_الله_حائری به ایشان فرمودند: فقط به اندازهی شستن صورت میتوانید از آب شرب استفاده کنید.
🔹 حاج آقای توسلی در ادامه فرمودند: آقای خامنهای با کوزهای از آب شرب، به کنار حوض آب میآمدند. صورتش را با آن آب میشستند و بقیهی اعضای وضو را با آب حوض تمام میکردند.
📚 از داستانها باید آموخت، ص۲۲
✍️ محمدباقر ادیبی لاریجانی
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
◾️نام تو را در دفتر خاتم نوشتند
◾️#هادی نسل حضرت آدم نوشتند
◾️ما راه و رسم نوکری را برگزیدیم
◾️چونکه شما را رهبر عالم نوشتند
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍀 قضیه آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی (ره)🍀
🔹️ زمستان سرد و بی پولی ایشان در اصفهان!!
سرزنش پدر و ..
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍁 بار الاغ ابلیس 🍁
🔹️ حضرت عیسی(ع) ابلیس را با #پنج_الاغ دید، به او گفت ای ابلیس؛ بار این الاغها چیست؟
ابلیس گفت اینها مال تجارت است، دنبال مشتری هستم میروم مشتری پیدا کنم، عیسی(ع) گفت این اموال چیست؟
🔹️ ابلیس گفت یکی از این بارها #ظلم است و مشتری آن شاهان هستند؛ دومی #کبر و خودخواهی است و مشتری آن رئیس است؛ سومی #حسد و مشتری آن علما هستند؛ چهارمی #خیانت است و مشتری آن تجار هستند؛ پنجمی نیرنگ و #حیله است و مشتری آن زنها هستند.
📚 المواعظ العددیه، ص۱۶۷.
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان "
🍁 سرنوشت آتش زدن پرندگان! 🍁
🔺️ این جریان را مرحوم آیت الله محمد تقی جعفری(ره) از شخص عادل و مورد اطمینانی نقل کرد که من در زمان سابق، در راه قم و تهران کنار قهوه خانهای با ماشین توقف کردم؛ مدتی بعد فولکسی به آنجا آمد و خانوادهای با دو فرزند خردسال از آن پیاده شدند.
🔺️ در کنار قهوه خانه، #قفسی بود که چند #پرستو در آن نگهداری میشد. بچه ها از پدرشان درخواست کردند که پرستوها را برای آنها بخرد؛ پدرشان به قهوه خانه رفت و پرستوها را برای آنها خرید.
🔺️ بعد از آن بچه ها به پدر گفتند که ما دوست داریم روی اینها نفت بریزیم و آنها را #آتش بزنیم!!!
پدر در صدد قبول خواستهی آنها بود اما دو تا روحانی که آنجا بودند جلو آمدند و او را از این کار #نهی کردند، پدر به آنها گفت به شما ربطی ندارد و بچه ها نفت را روی پرستوها ریختند و آنها را آتش زدند و خوشحالی کردند و لذت بردند.
🔺️ بعد از آن سوار فولکس شدند و رفتند؛ من پنج دقیقه بعد از آنها حرکت کردم که ناگهان دیدم در جاده راه بندان و ترافیک است. پایین آمدم تا علت را بفهمم گفتند فولکسی #آتش گرفته است و افرادش در آتش کباب شدند. دیدم همان فولکس بود که پرستوها را آتش زدند.
📚 العین الحلوة، ص۱۱۷.
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"