2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
"" ای عشق دل افروز دل من به تو گرم است "" ...
زندگانی عالمان
🔰eitaa.com/Alemin
✔️"" الامام لا نظیر له!""
🔹استاد حسن رمضانی:
مرحوم آیت الله #میرزا_هاشم_آملی بـه مناسـبتی اسـم آیت اللـه شـاه آبادی را آوردنـد و گفتنـد: آقـای شـاه آبادی در سـر منبـر صریحـا از رضاشـاه بـه رضـای گاوچـران تعبیـر می کـرد. مـن بـه ایشـان عـرض کـردم: پـس بگـو کـه امـام زیـر نظر چنین شـخصیتی تربیت شـده بـود که به شـاه خیلـی بی پیرایه می گفـت: محمدرضـا!
🔹️ ایشـان گفتنـد: نـه نـه! اشـتباه نکنیـد، آقـای شـاه آبادی در مسـائل سیاسـی و اجتماعـی تحـت تأثیـر امـام، آن روحیـه را پیدا کـرده بود، نـه این که امام تحـت تأثیر آقـای شـاه آبادی بـود. الامـام لا نظیـر لـه، امـام نظیـر نداشـت!
📚حدیث سهر، ص۴۲۰
🔰eitaa.com/hadisesahar
🔰eitaa.com/Alemin
"زندگانی عالمان"
🍀 چهل سال نظم در اخلاق و زندگی 🍀
آیت الله محمدعلی #جاودان:
🔸 وقتی که [#حاج_آقا_مجتهدی] عهدهدار حوزه شدند، حوزهاش پنج نفر بود. اگر کسی بخواهد بچهاش را برای تحصیل طلبگی در مدرسهای بگذارد، جستوجویی میکند تا شخص مطمئنی را پیدا کند.
🔹 خب یک کسی که #منظم #راه_رفته و از نظر #اخلاق و #زندگی منظم بوده، از نظر زن و بچه و مالی منظم بوده و در #برخورد_با_مردم اخلاقش خوب بوده، ناگزیر شاگردانش به مرور و با حساب و کتاب، از پنج نفر، شش نفر میشود و از شش نفر، ده نفر میشود. از ده نفر هم میشود بیست نفر و... فکر میکنم آن وقتی که ما آمدیم، پنجاه، شصت نفر بودند.
🔸 شبها جمعیت بیشتر و آبادتر بود. همان پنجاه شصت نفر، دیگر نزدیک انقلاب به صد و خوردهای و نزدیک دویست نفر رسیده بود. باز همان رفتار منظم وجود داشت و مردم اشکالی از ایشان سراغ نداشتند.
🔹 #چهل_سال یک نفر درست راه برود، مردم اطمینان میکنند. ایشان بچهتهران هم بوده و قاعدتاً عدهای هم خانوادهشان را میشناختند. بعد هم از اول که ایشان طلبه بوده او را دیدهاند که منظم در این مسیر راه رفته است. همینها باعث میشد که ناگزیر جمعیت روز به روز بیشتر شود.
📚 حاج آقا مجتهدی (ره)، ص۹۶ (با اندکی تصرف)
✍️ موسسه ایمان ماندگار
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 ترس از هوای نفس 🍀
حضرت #آیت_الله_لنگرودی میفرمود:
🔹 مرحوم آقای #آشیخ_مرتضای_زاهد به اندازهای از #هوای_نفس میترسید که هرگاه در بالای منبر احساس میکرد مردم زیادتر از حد، مجذوب و شیفتهی او و حرفهای او شدهاند، بلافاصله سعی میکرد این وضعیت را کنترل کند و مردم را از این حالت بیرون آورد؛
🔸 در این مواقع به طور مثال آب طلب میکرد و لحظاتی را به این شکل میگذرانید تا مردم از آن حالت بیرون بیایند!
غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود
ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است
📚 آقا شیخ مرتضای زاهد، ص۹۶
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 "دقت در مصرف وجوهات"...🍀
👤 استاد سید باقر موسوی درچهای:
این روزها که مشغول اصلاحات نهایی این کتاب هستم جریانی را که دیشب از حضرت آیت الله شبیری حفظهالله در رابطه با خواب عجیب مرحوم میرزای شیرازی بزرگ نقل کردند، برای شما نقل میکنم تا معلوم شود که بزرگان ما به #خواب_صادق بیاعتنا نبودند.
ایشان با سند متصل خود نقل کردند که میرزای بزرگ به یکی از وکلای خود دستور میدهد که در مصرف سهم امام دقت بیشتری کند و وجه آن را چنین بیان میکنند که خواب دیدم حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف را که مرا در حرم احضار کردند و دفاتر وجوهات را هم حضرت امر کردند که آنها را بخوانم و من میخواندم و موارد متعددی را حضرت رد میکردند!
من از ناراحتی در آخر عرضه داشتم که این مسئولیت را به شخص دیگری بدهید، و من تابع او خواهم بود؛
حضرت فرمودند نه، در اختیار خود شما باشد ولی دقت بیشتری کنید.
تاریخ ۱۴۰۲/۴/۲
📚 العین الحلوة، ص۷۹
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
❇️ علامه محمدتقی جعفری(ره):
🔹روزی طلبه #فلسفه خوانی نزد من آمد تا برخی سوالات بپرسد. ديدم جوان مستعدی است كه استاد خوبی نداشته است. ذهن نقاد و سوالات بديع داشت كه بیپاسخ مانده بود. پاسخها را كه میشنيد، مثل تشنهای بود كه آب خنكی یافته باشد. خواهش كرد برايش درسی بگويم و من كه ارزش اين آدم را فهميده بودم، پذيرفتم. قرار شد فلان كتاب را نزد من بخواند.
🔹چندی كه گذشت، ديدم فريفته و واله من شده است. در ذهنش ابهت و عظمتی يافته بودم كه برايش خطر داشت. هرچه كردم، اين حالت در او كاسته نشد. میدانستم اين شيفتگی، به #استقلال فكرش صدمه میزند. تصميم گرفتم فرصت تعليم را قربانی استقلال ضميرش كنم.
🔹 روزی كه قرار بود برای درس بيايد، درِ خانه را نيمهباز گذاشتم. دوچرخهی فرزندم را برداشتم و در باغچه، شروع به بازی و حركات كودكانه كردم. ديدمش كه سر ساعت، آمد. از كنار در، دقايقی با شگفتی مرا نگريست. با هيجان، #بازی را ادامه دادم. در نظرش شكستم. راهش را كشيد و بی یک كلمه، رفت كه رفت.
🔹 اينجا كه رسيد، مرحوم علامه جعفری با آنهمه خدمات فكری و فرهنگی به اسلام، گفت: برای آخرتم به معدودی از اعمالم، #اميد دارم. يكی همين دوچرخهبازی آنروز است!
"زندگانی عالمان"
🔰eitaa.com/Alemin
🍀 سفر را به تأخیر بینداز! 🍀
🔹 در سفری که در سبزوار میهمان آقای حاج #سیدمحمدحسن_علوی بودیم، بنا بود دو روز و یک شب سبزوار بمانیم و برای شب در اتوبوسهایی که از سبزوار به تهران میروند بلیط بگیرند که صبح به تهران برسیم، تا مراجعه به دکتر نموده و برای شب جمعه قم باشیم که آماده برای روزه رمضان باشم.
🔸 بدون هیچ دلیلی ایشان (حاج آقای علوی) تلفن زدند و بلیط شب را تبدیل به صبح فردا کردند و هرچه اصرار کردم تا برای شب بلیط اتوبوس گرفته شود قبول نکردند؛ با آنکه ماندن آن شب هیچ وجهی نداشت و ایشان هم بسیار سید ملایم و قابل انعطافی هستند و بالاخره خودم به آقای اخوی به تهران تلفن کردم که فردا منتظر ما نباشند.
🔹 [آن شب] آن اتوبوس #تصادف عجیبی کرد که على الظاهر قريب نصف مسافرین آن اتوبوس مُردند و فردای آن روز که میرفتم، به چشم خود مشاهدهی وضع آن اتومبیل نمودم.
📚 سرّ دلبران، ص۷۱، به نقل از حاج آقای روحی
✍️ آیت الله شیخ مرتضی حائری (ره)
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
"" دادن آبرو برای دین ""
🔹️ آیت الله رضازاده حفظه الله، استاد حوزه مشهد به بیان حکایتی از آیتالله بهجت رحمت الله علیه پرداخت و گفت:
🔹️ یک وقتی آیتالله بهجت به مشهد آمده و به من دو مطلب گفتند:
۱. یک مطلب اینکه وقتی مرحوم بحرالعلوم از دنیا رفت، یک آدم برجسته ایشان را در خواب دید و از علامه بحرالعلوم پرسید آیا در امن و امان هستی؟ بحر العلوم گفت بله؛ باز پرسید آیا وقتی از دنیا رفتی احساس کمبود کردی؟ بحر العلوم پاسخ داد بله، اگر آبرویم در دنیا برای دین میریخت مقام خیلی بالاتری در اینجا داشتم.
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
✔️ لزوم شکر نعمت ولایت
مطلب دیگری که آیتالله بهجت آنجا به من گفتند این بود که:
من برای مردم ایران میترسم که به درد شیعیان آذربایجان دچار شوند. آنان شیعه بودند و شکر نعمت ولایت نمیکردند و ۷۰ سال زیر چکمه کمونیستها گرفتار شدند. من میترسم مردم ایران شکر نعمت نکنند و مانند مرد آذربایجان شوند.
👤 به نقل از استاد اعتمادی کرمانشاهی.
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 احترام به پدر 🍀
جناب #آقای_آرام نقل کردند:
🔹 زمانی مرحوم پدرم مبتلا به آلزایمر شدند. ایشان را از گلپایگان به قم آوردم. شب سرد زمستانی بود و از شدت سرما پدرم را کنار بخاری خواباندم.
🔸 خودم با فاصله، مشغول استراحت شدم، اما از سرمای شدید ناخودآگاه پاهایم به سمت بخاری و پدرم که کنار بخاری استراحت میکرد دراز میشد؛ تا متوجه میشدم به احترام پدر پاهایم را جمع میکردم اما باز خواب آلودگی و باز تکرار ماجرا.
🔹 از درون، وسوسه شدم که پدر آلزایمر دارد، او که متوجه نیست! حالا چه پایم در از باشد یا نباشد چه فرقی دارد؟ به خودم نهیب زدم تو که آلزایمر نداری! تو که میفهمی نباید پاهایت را به سمت پدر دراز کنی!
🔸 تا صبح تقریباً مواظب بودم که به سمت پدر پاهایم دراز نباشد.
صبح جلسه دعایی بود که مرحوم #حاج_آقا_فخر در آن شرکت میکرد. تا وارد مجلس شدم حاج آقا فخر با تبسم و #مهربانی_بیشتر از دفعات قبل با من برخورد کرد و فرمود:
کار دیشب شما (پا دراز نکردن به سمت پدر) خیلی خوب بود. [گویا حاج آقا فخر تمام شب را با ایشان سپری کرد].
خرده بینانند در عالم بسی
واقفاند از کار و بار هر کسی
📚 از داستانها باید آموخت، ص۳۴
✍️ محمدباقر ادیبی لاریجانی
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 توصیف استاد جلال الدین همایى درباره آیت الله سید محمدباقر درچهای (ره) 🍀
🔹️ در سادگى و #صفای_روح و بىاعتنایى به امور دنیوى فرشتهاى بود که از عرش به فرش فرود آمده، و براى تربیت خلایق با ایشان همنشین شده است. مکرر دیدم که سهم امامهاى کلان براى او آوردند و دینارى نپذیرفت، با این که مىدانستم که بیش از چهار پنج شاهى پول سیاه نداشت.
🔹 وقتى سبب مىپرسیدم مىفرمود:
من فعلاً مقروض نیستم و خرجى فرداى خود را هم دارم و معلوم نیست که فردا و پس فردا چه پیش بیاید، وَ ما تَدري نَفْسٌ ماذا تَکْسِبُ غَداً.
🔹️ بنابراین اگر سهم امام را بپذیرم ممکن است حقوق فقرا تضییع شود. گاهى دیدم چهارصد، پانصد تومان که به پول امروزى چهارصد و پانصد هزار تومان بوده برایش سهم امام آوردند، و بیش از چند ریالى که مقروض بود قبول نکرد.
🔰 @jawaher_kalam
"زندگانی عالمان"
🔰eitaa.com/Alemin