🍀 باز شدن قفل با کلام مرحوم سید مرتضی کشمیری 🍀
🔹 مرحوم #سیدعباس_لاری فرمود:
در ایامی که در #نجف_اشرف جهت تحصیل علوم دینیه به سر میبردم، روزی در #ماه_رمضان هنگام عصر غذایی برای #افطار آماده نمودم و در حجره گذاشتم.
🔸 و از حجره بیرون آمده در را #قفل نمودم. پس از نماز مغرب و عشاء برای افطار به مدرسه آمدم دیدم #کلید در جیبم نیست؛ هرچه جستجو کردم کلید را پیدا نکردم.
🔹 متحیرانه در مسیر خود به حرم مطهر میرفتم، ناگاه مرحوم #سیدمرتضی_کشمیری را دیدم. علت ناراحتیم را پرسید، داستان را نقل کردم. پس با من به داخل مدرسه آمد.
🔸 تا درب حجره رسید گفت:
میگویند نام مادر حضرت موسی را اگر کسی بداند و بر قفل بسته بخواند باز میشود؛ آیا جده ما #فاطمه (س) کمتر از او است؟! پس دست به قفل گذاشت و با صدا گفت: #یا_فاطمه، قفل باز شد.
📚 مردان علم در میدان عمل، ص۳۶۹
✍️ سید نعمت الله حسینی
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 نماز اعلی 🍀
🔹 #نماز آقا #سیدمحمدباقر_حجة_الاسلام، اعلی (از نظر حضور قلب در نماز بهتر از دیگران) بود. او زمانی که تکبیرة الإحرام قرائت میفرمود مَدّ میداد.
من از بعضی از شاگردان او سوال نمودم؛ که در «الله» جای مدّ نیست و سید چرا مد میدهد؟!
🔸 در جواب گفتند ما این سخن را از وی سوال کردیم، فرمود: در زمانی که به کلمهی مبارکه، تکلّم میکنم از حالت اختیار بیرون میروم و این مد دادن اختیاری نیست.
🔹 و ایشان همهی نماز را با #خضوع تمام و با حزن؛ بلکه با #گریه قرائت میکرد و بر هر مستمعی واضح میشد که نماز او با نهایت #حضور_قلب است
🔸 و در نوافل هم ذکر رکوع و سجود را سه دفعه میخواند و در زیر کفهای دست هم مهر میگذاشت.
مجملا نماز آن بزرگوار در حضور و خضوع عدیل و بدیل نداشت؛ بلکه مستمع را هم گریه غالب میشد.
📚 قصص العلماء، ص۱۰۷
✍️ مرحوم تنکابنی
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 اولین تجربهی بازداشت 🍀
🔹 روز تاسوعا به خاطر سخنرانیهایم دستگیر شدم. مرا به پاسگاه پلیس بردند و این نخستین تجربهی من از دستگاه تحقیقات پلیسی بود. تا پیش از آن روز، من درون پاسگاه پلیس را ندیده بودم.
🔸 مرا نزد افسر جوانی با درجهی ستوانی بردند. او با لحنی تند و با رگهای گردنِ برآمده، به #سرزنش و #توبیخ من پرداخت.
🔹 با آرامش به او پاسخ دادم: تو کاری بیش از #اعدام من نمیتوانی انجام دهی. صلاحیت اعدام مرا هم نداری.
🔸 آنچه در قدرت و اختیارات تو است، کمتر از اعدام کردن است؛ پس هر کاری میخواهی بکن؛ من آمادهام؛ زیرا وقتی از خانه بیرون آمدم، خود را برای #مرگ آماده کردم؛ لذا خودت را خسته نکن!
#بخش_اول
📚 خون دلی که لعل شد (خاطرات #آیت_الله_سیدعلی_خامنهای)، ص۱۶۱
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 اولین تجربهی بازداشت 🍀
🔹 آن افسر انتظار چنین پاسخی را نداشت؛ لذا متعجب و بهت زده شد. خشم و خروشش فرو نشست، لحن خود را تغییر داد و چند بار تکرار کرد: من به شما چه بگویم؟
🔸 بعد مدتی خاموش ماند و سپس گفت: شما پدر و مادر و همسر دارید؟ گفتم: پدر و مادر دارم، اما متأهل نیستم.
🔹 با تحیّر حرفش را تکرار کرد: من با شما چه بکنم؟ به او گفتم: من مأمورم و شما هم مأموريد؛ بنابراین شما وظیفهی خودت را انجام بده و من هم به #وظیفهی_خود عمل میکنم.
#بخش_دوم
📚 خون دلی که لعل شد (خاطرات #آیت_الله_سیدعلی_خامنهای)، ص۱۶۱
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
گفتگوبا استاد عابدی.mp3
زمان:
حجم:
21.3M
🍀 گفتگوی مباحثات با #آیت_الله_احمد_عابدی (حفظه الله)🍀
♦️پیرامون زندگانی، تحصیل، تدریس، اساتید، تالیفات، جبهه و توصیه های استاد به طلاب و...
🔰@daneshnameh1399
"زندگانی عالمان
🔰eitaa.com/Alemin "
❇️ اجر زائر #امام_حسین (علیهالسلام)...
حجت الاسلام شیخ #غلامرضا_توکلی از خطبا و اصدقا نقل کرد که یکی از مرتبطین با حضرت آیت الله #سید_ابوالقاسم_کوکبی به نام سید حسین موسوی گفت:
هنگام رفتن برای سفر تبلیغ نزد ایشان رفتم تا کلامی برای توشه راه بفرمایند؛ ایشان فرمودند قصهای برای خود من اتفاق افتاده آن را در منبر برای مردم بگویید تا بدانند برای چه کسی گریه میکنند.
ایشان فرمودند: سفری پیاده به #کربلا
رفتیم و خیلی اذیت شدیم، پای ما زخم و خونی شد
و تاول زد؛ وقتی به کربلا رسیدیم بعد از شستشو و غسل به حرم أبا عبد الله علیه السلام مشرف شدیم.
نگاهی به ضریح انداختم و خطاب به حضرت عرض کردم برای زیارت شما ثواب و فضیلت زیادی در روایات نقل شده است، ولی من میخواهم یک چیزی از فضائل را به من نشان دهید که با چشم
خودم ببینم؛ بعد از زیارت به استراحتگاه برگشتم و بعد از غذا خوابیدم.
در عالم رؤیا دیدم: محشر به پا شده و اسم مرا برای عبور از پل صراط خواندند.
من رفتم و دیدم پل صراط مثل مویی است که قابل عبور نیست؛ اما با این وجود مرتب دستور به عبور میدهند، بعد از شدّت دستور فهمیدم که باید رد شد. من هم پایم را روی #پل_صراط که به شکل مو بود گذاشتم ولی تا پا را روی آن گذاشتم دیدم تبدیل به فرش کناره مخملی شد که در تبریز میبافتند، به راحتی پا روی آن گذاشتم و حرکت کردم همینطور که میرفتم احساس کردم کسی پشت سر من است وقتی نگاه کردم دیدم حضرت #اباعبدالله است که مرا نگاه میکنند، بعد فرمود سید ابوالقاسم میخواستی اجر و پاداش زائر را ببینی؟ ببین پل صراط برای زائرم چنین حالتی پیدا میکند.
📚 العین الحلوة (تالیف استاد سید باقر درچهای)، ص۱۵۴
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
20.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹️ کاری را که آقای #بهلول برای همیشه ترک کرده بود و کاری را هرگز ترک نمیکرد!
🔹️ هرگز و همیشههای شما کدامست؟!
تا حالا به این موضوع فکر کردید؟
🔰 @Raz_ofoghTV برنامه تلویزیونی راز
🔰eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 امام حسین علیه السلام به دادم رسید 🍀
🔹 آقای #روحانی در منبر نقل کرد
از مرحوم حجت الاسلام و المسلمین آقای حاج #سیدمحمدحسن_بروجردی -فرزند مرحوم آیت الله بروجردی- که فرمود:
مرحوم آقای #تربتی (یکی از منبریهای معروف و با اخلاص قم) را در #خواب دیدم.
🔸 چون میدانستم وفات یافته دستش را گرفته و از احوال پس از مرگ پرسیدم. گفت: کارم #سخت بودم اما #امام_حسین علیه السلام به دادم رسید.
📚 مردان علم در میدان عمل، ج۵، ص۳۸۶
✍️ سید نعمت الله حسینی
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 مژدهی فرزند پسر 🍀
🔹 #علامه_طباطبایی فرمودهاند: من و همسرم از خویشاوندان نزدیک مرحوم حاج میرزا علی آقای #قاضی بودیم. او در نجف برای #صلهی_رحم و تفقّد از حال ما به منزل ما میآمد.
🔸 ما کراراً صاحب فرزند شده بودیم ولی همگی در همان دوران کوچکی فوت کرده بودند.
🔹 روزی مرحوم قاضی منزل ما تشریف آوردند درحالیکه همسرم #حامله بود و من از وضع او بیاطلاع بودم. موقع خداحافظی به همسرم گفت: «دخترعمو! این بار این فرزند تو میماند و او پسر است و آسیبی به او نمیرسد و نام او «عبدالباقی» است».
🔸 من از سخن مرحوم قاضی خوشحال شدم. خدا به ما پسری لطف کرد و برخلاف کودکان قبلی باقی ماند و آسیبی به او نرسید و نام او را «عبدالباقی» گذاردیم.
📚 مردان علم در میدان عمل، ج۵، ص۳۷۶
✍️ سید نعمت الله حسینی
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"
🍀 عنایت امام زمان علیه السلام نسبت به مرحوم ملا محمدحسن داعی آرانی 🍀
🔻 یکی از نوادگان مرحوم حجت الاسلام و المسلمین #ملا_محمدحسن_داعی_آرانی نقل کرده است که:
🔹 جد اعلای ما یکصد و بیست سال #عمر_پربرکت خود را در ترویج دین مبین و خدمت به جامعه مسلمین گذرانیده و علاوه بر مقام شامخ علمی، طبع موزون داشته و اشعار زیادی در موضوعات مختلفه سرودهاند.
🔸 در اواخر عمر که بیش از صد سال داشته تمام اعضا و جوارحش ضعیف شده و از کار افتاده بود تنها #چشمهایش سالم مانده بود و #بدون_عینک میخواند.
🔹 وقتی علت آن را پرسیدند گفت: در #مسجد ملا شکر الله آران که #امام_جماعت بودم #حضرت_ولی_عصر ارواحنا فداه، سرمه به چشمم کشیده است.
📚 مردان علم در میدان عمل، ج۵، ص۳۹۴
✍️ سید نعمت الله حسینی
🔰 eitaa.com/Alemin "زندگانی عالمان"