زمان:
حجم:
30.3M
🍀 راه علاج مشکلات در کلام آیت الله بهجت (ره) 🍀
🎙 #صوت مرحوم حضرت #آیتالله_محمدتقی_بهجت:
🔹 صلاح کار #اصلاح_نفس است
اشکال این است که خودمان را #اصلاح نکردیم و نمیکنیم و نخواهیم کرد.
🔸 ما میخواهیم هرکاری را خواستیم بکنیم ولی دیگران حق ندارند.
🔹 ما خودمان را درست نمیخواهیم بکنیم و نمیخواهیم از دیگران هم آزار ببینیم.
📚 سال ۱۳۷۹
" زندگانی عالمان "
🔰 eitaa.com/Alemin
🍀 آیت الله اشرفی اصفهانی (ره) و قضیهٔ گربه 🍀
🔹 #آیت_الله_اشرفی_اصفهانی (ره) امام جمعهٔ اسبق کرمانشاه به من #(حاج_آقای_قرائتی) فرمود: من چهارمین #شهید_محراب خواهم بود و چنین هم شد.
🔸 فرزندشان تعریف میکرد: در زمان حیات پدرم، گربهای به خانهٔ ما آمد و مقداری گوشت را که برای یک وعدهٔ غذایی فراهم کرده بودیم خورد.
🔹 آقای اشرفی وقتی فهمید، با عصا به آن گربه زد، سپس از کردهٔ خود پشیمان شد و دستور داد گربه را بیاورند. سپس آقا گربه را گرفت و نوازشش کرد و به او گفت: «مرا ببخش، من اشتباه کردم که با عصا تو را آزردم!»
🔸 پس از آن، هر وقت آقای اشرفی میخواست غذا تناول کند، ابتدا غذا برای گربه میبرد. بعد از شهادت آقای اشرفی، گربه تا یک هفته میآمد و ناله میکرد و بعد هم برای همیشه از آن خانه رفت.
📚 در محضر عالمان، ص۱۹۴
✍️ محمدتقی محمدی
" زندگانی عالمان "
🔰 eitaa.com/Alemin
🍀 فروش خانه و لولهکشی آب روستا 🍀
🔹 برادر حضرت #آیت_الله_علی_مشکینی در یک سفر تبلیغی دریافت، مردم منطقه آب آشامیدنی سالم ندارند. به قم برمیگردد خانهاش را میفروشد و پول آن را صرف لولهکشی آب آنجا میکند و تا آخر عمر دیگر خانه دار نمیشود.
🔸 این جریان را جناب آقای قرائتی در تلویزیون نقل میکند. تاجری بعد از پخش این برنامه پیدا میشود و میگوید: من حاضرم برای خانوادۀ او خانهٔ بزرگی تهیه کنم. (چون برادر آیت الله مشکینی فوت کرده بود.)
🔹 بنابراین تاجر به خانهٔ آیت الله مشکینی میآید و قضیه را بازگو میکند و بالاخره خانهای را برای زن و بچهٔ برادر آیت الله مشکینی فراهم میکند.
📚 در محضر عالمان، ص۱۹۸
✍️ محمدتقی محمدی
" زندگانی عالمان "
🔰 eitaa.com/Alemin
" زندگانی عالمان "
🍀 خادم آیت الله حاج شیخ محمدتقی بافقی و زیارت امام زمان (عج) 🍀 🔸 از #آیت_الله_شیخ_محمدعلی_جاودان نق
🍀 آیتالله محمدتقی بافقی و دیدار با امام عصر (عج) 🍀
🔹 #آیت_الله_محمدتقی_بافقی از نجف به طرف ایران حرکت کرد. شب، هوا سرد بود. به قهوهخانهای رسید که عدهای در آن مشغول قماربازی بودند. با اینکه آقا اهل نهی از منکر بود و در زمان رضاخان، همسر شاه را به دلیل بیحجابی در صحن #حضرت_معصومه (س) نهی کرده بود، ولی آنجا منطقهای بود که شرایط نهی از منکر را نداشت. بنابراین، از قهوهخانه بیرون آمد که کسی صدایش زد: «محمدتقی!»
🔸 محمدتقی نگاه کرد و درخت سبزی را مشاهده نمود و متوجه شد که هوا بهاری است. شب را در همانجا گذراند. صبح که شد، هر دو با هم به طرف ایران حرکت کردند.
🔹 ناگهان این فکر به ذهن محمدتقی خطور کرد که این آقا کیست. در این حین، مانند چوب خشکی شد و قدرت حرف زدن نداشت. در این هنگام، آقا فرمود: «بله، من #صاحب_الزمان هستم!»
🔸 محمدتقی گفت: «آیا میتوانم در خدمت شما باشم؟» فرمود: «نه.» سؤال کرد: «کجا میتوانم در خدمت شما باشم؟» آقا فرمود: «به قم که رسیدی و نیز در سبزوار.»
🔹 محمدتقی به قم رسید و سه روز در آنجا بود و انتظار آقا را میکشید، ولی ایشان را زیارت نکرد. روزی در قم، خانمی از تهران آمده بود و سؤالی از آقا داشت و ایشان سرش را پایین انداخته و جواب سؤالش را میداد.
🔸 پس از آن، شیخ به طرف سبزوار حرکت کرد. نرسیده به سبزوار، دید که آقا سوار بر اسب آمدند. شیخ محمدتقی پرسید: «آقا، چرا در قم شما را زیارت نکردم؟» آقا فرمود: «آن روز که با خانمی صحبت میکردی و سرت پایین بود، من همانجا بودم و شما را میدیدم.»
🔹 بنابراین، آیه میفرماید: «وَ قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَی اللهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ»؛ یعنی: و بگو هرگونه که میخواهید و میتوانید عمل کنید که بهزودی خداوند و پیامبرش و نیز مؤمنان، کار شما را مشاهده میکنند.
📚 در محضر عالمان، ص۲۰۶
✍️ محمدتقی محمدی
" زندگانی عالمان "
🔰 eitaa.com/Alemin
🍀 آقای قرائتی و پول با برکت 🍀
#حاج_آقای_قرائتی، صاحب «تفسیر نور»، چنین نقل کرد:
🔹 «وقتی کتاب تفسیر نور را نوشتم، هشت نفر داور قضاوت کردند و آن تفسیر در آن سال، #کتاب_سال شد. به همین دلیل، پنجاه سکه تمام بهار آزادی به بنده جایزه دادند.
🔸 بنده هم مقداری #قرض داشتم. قرضهایم را با پول آن سکهها دادم و بعد، با اداره زندانها تماس گرفتم و راجع به زندانیهایی که بیگناه در زندان هستند، صحبت کردم. با چند نفر پولدار دیگر هم صحبت کردم، آنها هم چند برابر پول گذاشتند و ما در آن سال، ۴۷۰ نفر #زندانی را آزاد کردیم.»
📚 در محضر عالمان، ص۲۱۵
✍️ محمدتقی محمدی
" زندگانی عالمان "
🔰 eitaa.com/Alemin
☘️احیاگران پیاده روی اربعین☘️
🍁#علامه_امینی که از جمله پیشتازان تثبیت و اشاعه شعائر حسینی بود، زیارت پیاده امام حسین (ع) را بر خود واجب میدانست:
🔹«وكثيراً ما كان يقصد زيارة سيد شباب أهل الجنة السبط الشهيد الحسين سلام الله عليه في كربلاء راجلاً طلباً لمزيد الأجر و معه ثلة من صفوة المؤمنين من خُلصّ أصدقائه يقضي طريقه خلال ثلاثة أيام أو أكثر»
🔸علامه امینی بسیار با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) میرفت که اجر بالایی داشته باشد و به همراه او جمعی از مومنان و دوستان نزدیکش بودند و او سه روز یا بیشتر راه نجف تا کربلا را طی میکرد.
#اربعین
📚ربع قرن مع العلامة الأميني، حسين الشاكري، ص ۳۱.
"زندگانی عالمان"
🔰eitaa.com/Alemin
▪️#پیادهروی اربعین، پدیدهای منحصر به فرد است که در هم آمیختگی ابعاد ادبی، عرفانی و فقهی، آن را به یک تجربه #معنوی و #اجتماعی عمیق تبدیل کرده است.
👤 دعاگوی تمام عزیزان در این کانال در مسیر پیاده روی #اربعین هستیم...
عمود ۳۵۰
🔰eitaa.com/Alemin " زندگانی عالمان "
🍀 خروج از مجلس روضه 🍀
🔹 یک روزی منزل رباخواری، آقا (#سید_ابوالحسن_هاشمی) را دعوت کرده بودند ولی ایشان نمیدانست، چون شخص معتبری آقا را دعوت کرده بود. بعد در منزل به آقا گفتند که خانه، برای فلان کس است که #رباخوار است.
🔸 ایشان درحالیکه رفته بود روی منبر و نشسته بود، از منبر پایین آمده کفشهایش را برداشت و در وسط مجلس میگفت: چرا به من دروغ گفتید، چرا من را به منزل این شخص دعوت کردهاید؟ این آقا رباخوار است و مردم را بدبخت کرده، حالا در خانهاش روضه گذاشته است!
🔹 و به مردم میگفت: چیزی در منزل او نخورند و چند بار با صدای بلند گفت: «بأبی أنت یا أباعبدالله (یعنی ای أباعبدالله پدرم فدایتان)، نفهمیدم، غلط کردم، مرا ببخش.» و از مجلس بیرون رفت.
📚 سرگذشت عارفان، ج۲، ص۹
✍️ محمد تهرانی
" زندگانی عالمان "
🔰 eitaa.com/Alemin
🍂 فقر شدید 🍂
آیت الله حاج #شیخ_عباس_تهرانی (ره) میفرمودند:
🔹 ما در نزدیک منزل آیت الله حائری یزدی منزلی به ۶۰ ریال اجاره کرده بودیم، ولی به دلیل #مشکلات_مالی مجبور بودیم به طرف پایین شهر که ارزانتر بود و میشد خانهای با ۲۰ ریال اجاره کرد، نقل مکان کنیم.
🔸 چنان مشکلات فراوان شده بود که زندگی مختصر همراه با قناعت پیشگی نیز سخت بود و نمیشد از عهده مخارج زندگی برآمد.
🔹 یکی از روزها در #نانوایی محله عشقعلی قم برای خرید نان ایستاده بودم و چند نان برداشته بودم و کنار گذاشته تا سرد شود و منتظر بودم آشنایی بیاید تا پول نان را از وی #قرض بگیرم و به نانوایی بدهم.
🔸 اما هرچه ایستادم کسی نیامد بالاخره نانها را در ترازو گذاشتم و گفتم پولش را بعداً میدهم و در این حال از شدت ناراحتی و شرمندگی پاهایم سست شده بود و میلرزید.
📚 سرگذشت عارفان، ج۲، ص۱۴
✍️ محمد تهرانی
" زندگانی عالمان "
🔰 eitaa.com/Alemin
🍀 آیت الله صالحی مازندرانی و زن فقیر 🍀
آقای قرائتی نقل کردند:
🔹 دختر #آیت_الله_صالحی_مازندرانی (ره) در کنار مرغ فروشی، زنی را دیدند که آمد و مقداری از جگرهایی که در پلاستیک بود، دور از چشم صاحب مغازه، برداشت و رفت.
🔸 دختر با پدرش (آقای صالحی) در این مورد صحبت میکند و پدر میگوید شاید نیاز داشته و پول نداشته؛ لذا این پول را بگیر و به مرغ فروش بپرداز!
🔹 دختر هم آمد و پرسید مبلغ این پلاستیکهای حاوی جگر چقدر است؟ مغازهدار قیمت را گفت و دختر پول را داد و رفت.
🔸 مرغ فروش گفت بیا جگر را ببر، گفت کسی برده بود و من پولش را دادم تا مدیون نباشد.
‼️ لذا ما باید غیر از اینکه به فکر خود باشیم تا مدیون کسی نباشیم، اگر بتوانیم باید کاری کنیم که دیگران هم مدیون نباشند و مشکلی پیدا نکنند.
📚 در محضر عالمان، ص۲۱۵
✍️ محمدتقی محمدی
" زندگانی عالمان "
🔰 eitaa.com/Alemin
🍀 حل مشکل مالی 🍀
🔹 یکی از شاگردان #شیخ_اعظم انصاری (ره) مشکل مالی پیدا میکند و برای حل معضل خویش به حرم آقا #ابوالفضل علیه السلام پناه میبرد.
🔸 در همین حال خانمی بچهٔ فلج خود را آورده و از حضرت کمک میخواهد. ناگهان بچهٔ فلج سالم میشود و شروع به حرکت میکند.
🔹 شاگرد شیخ، با دیدن این صحنه ناراحت شده و به نجف برمیگردد. شیخ اعظم تا او را میبیند پولی به او داده و میفرماید: «با این پول مشکلت را حل کن ولی با ابوالفضل قهر نکن.»
📚 در محضر عالمان، ص۱۰۴
✍️ محمدتقی محمدی
" زندگانی عالمان "
🔰 eitaa.com/Alemin