eitaa logo
📝کربلایی علی کاوند
361 دنبال‌کننده
115 عکس
18 ویدیو
6 فایل
اشعار، ویدئو، تصویر، کلیپ ، و اعلام مراسمات کربلایی علی کاوند
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از یاقوت سرخ
22.97M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بگوش بگوش بند دوم تولد حضرت عباس علیه السلام ۴۰۳ محفل شمع زینب سلام الله علیها مداح : کربلایی فرهاد محمدی شاعر و سبک ساز : 📝گروه ادبی یاقوت سرخ @Alikavand333 @yaqoote_sorkh
هدایت شده از یاقوت سرخ
13.49M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بگوش بگوش بند سوم تولد حضرت عباس علیه السلام ۴۰۳ محفل شمع زینب سلام الله علیها مداح : کربلایی فرهاد محمدی شاعر و سبک ساز : 📝گروه ادبی یاقوت سرخ @Alikavand333 @yaqoote_sorkh
بسم الله الرحمن الرحیم بند اول حسن حسن میگم از ولادتم تا گور حسن حسن میگم با حسن می شم محشور به منکر امام حسن تا به ابد لعنت الهی چشم گریه کن های حسن پر نور شب شب بی‌قراری و شب شب سفره داریه پاشین بریم بیت حسن که صحبت از نداریه به هرکسی رو میزنی روت و زمین میندازه پس وقتی امام حسن داری رو زدنت چه کاریه گدا گدا چه سفره ای کرم کرم چه برکتی چه سفره دار مهربان و خوب و با کرامتی سائل خونه‌شو خودش آب و غذا میده بهش گدای مجتبی شدم چه عزتی چه لذتی وقتی که از محبت مولا لبالبی یعنی که تحت مرحمت و لطف زینبی سائل که دست خالی از اینجا نمی رود فرقی نمی کند به چه دین و چه مذهبی بند دوم حسن حسن میگم شاه عالمین میشم جزو غلامان امیر نشاتین میشم حسن حسن میگم فاطمه دعاگومه حسن حسن میگم نوکر حسین میشم ترانه ‌ی جنون حسین شعر و غزل امام حسن قند و رطب قاسمه و شهد و عسل امام حسن دست خدا در آستین دست علی روی زمین شاه نجف حیدره و شیر جمل امام حسن دشمن اگر هوار شد لشگر اگر هزار شد حسن سوار اسب شد معرکه چون مزار شد حسن کشید نعره و میگن که تا یه مدتی خواب پریشون دیدن سهم شترسوار شد سالی که هست حُسن ختامش حسن خوش است هرجا که هست ختم کلامش حسن خوش است بر سنگ قبر سینه زنانش نوشته اند مرگی که هست پای امامش حسن خوش است 📝گروه ادبی یاقوت سرخ @yaqoote_sorkh @Alikavand333
هدایت شده از یاقوت سرخ
امامی که چنان حیدر کلامش تیغ بران بود ولی بعد از جمل تنهاترین سردار دوران بود فقط از قدرت شمشیر او دشمن نمی‌ترسید که حتی بعد صلحش هم معاویه هراسان بود اگرچه منبرش از دوستان خالی ولی هر روز گدا دور و بر بیت امام ما فراوان بود همیشه در جواب ناسزاها خنده بر لب داشت اگرچه خون‌جگر از دست بی‌مهری یاران بود به وقت رزم مصداق اشدا علی الکفار ولی وقت کرم آیات رحمانی قرآن بود حدیث فضلش اینگونه‌ست وقتی سفره می انداخت تمام شهر پای سفره‌ای شاهانه مهمان بود حدیث حسن او را اینچنین تاریخ آورده‌ست مسیر منتهی تا خانه ی او راه‌بندان بود حدیث غربتش را قبرخاک آلوده می‌گوید زمانی مرقدش دارای حوض و صحن و ایوان بود 📝گروه ادبی یاقوت سرخ @yaqoote_sorkh @Alikavand333
بحر طویل امام حسن علیه السلام داشت آرام قدم برمی‌داشت شیخ الاسلام قدم برمی‌داشت مست می‌کرد هرآنچه که سر راهش بود ماه مست از روی چون ماهش بود کوچه‌ها مست و خیابان‌ها مست ،مست تر هر خانه مثل این بود که در میخانه باده و جام قدم برمی‌داشت همه مشغول تماشای نگاهش بودند مات از جلوه‌ی زیبای نگاهش بودند چه نگاهی به‌به که ز اعجاز مسیحایی اش از بادیه‌ی خشک چمن می روید غنچه باغ ختن می روید سوسن و لاله و زنبق همه در دشت و دمن می‌روید و خلاصه چه تماشایی بود من همیشه سر هر کوچه که او‌ رد می‌شد می نشستم هربار هر زمان حال دلم از بد دوران و زمان بد می‌شد آنقدر زیبا بود که مسیری که به بیتش می‌خورد دائم از شدت دلباخته‌ها سد می‌شد خودم من نیز گرفتار جمالش بودم تشنه‌ی جام وصالش بودم محو اخلاق و کمالش بودم چه مسیحایی بود تا که دستش به سرم گرم نوازش می‌شد دلم از شوق گرفتار همان چهره‌ی بازش می‌شد و زبانم و نگاهم پره خواهش می‌شد که اگر می‌شود آقا به من خسته و درمانده و سائل کرمی یا که اگر درهمی از کیسه‌ی شاهانه نه از فضل کریمانه‌ی خود بذلکنی مثل هربار محبت می‌کرد بس که از لطف عنایت می‌کرد که مرا غرق خجالت می‌کرد تازه یک‌بار که از شرم نگاهم فهمید زود نعلین خودش را بخشید و چه آقایی بود تا که یک روز سواری وسط شهر که از شام عرب بود چنان چهره‌اش آشفته و پر بغض و غضب بود که من دانستم به سرشنیت شومی دارد گره انداخت به ابرو و دوتا مشت و به بازو و چنان با عجله با همه نیروی به سمت حسن آمد و دهان را وا کرد تو بگو‌ کوره ای از آتش کینه که رسانده‌ست خودش را به مدینه و چقد طعنه و نفرین و چقد حرف بد و زشت به روی لبش آورد وَ دشنام بدی داد که تو باعث شرمندگی و ذلت اسلامی وبدنامی و تو مایه ننگی و خلاصه که همه جمع شدند از همه‌ی شهر که این کیست که با این غضب و قهر به آقای کریم اینهمه الفاظ رکیک و بد و بیراه بگوید یکی دست به تیر و دگری دست به شمشیر که فرمود در این بین حسن شاه کریمان جهان اسوه‌ی اخلاق و ادب : ساکت و آرام بمانید و بدانید که این مرد غریب است وکمی خسته و تشنه است کمی آب دهید آتش بین جگرش را ، بتکانید غبار سفرش را یقینا که گرسنه‌ست و فرمود که این جان من است و قدمش روی دو چشمان من است و بخدا شامل احسان من است و پساز این لحظه بدانید که مهمان من است و چقد این منشش سیره‌ی زهرایی بود خاطرم هست که این مرد کریم این‌که با بی ادب شام چنین تا کرده یک زمان بین جمل معرکه برپا کرده تیغ ابروی کجش دروسط میمنه غوغا کرده همه مبهوت رجزخوانی و جنگیدن و رقصیدن شمشیر حسن در دل میدان بودند همه‌ی لشگریان از غضب و هیبت این شیر پریشان بودند پریشان که نه حیران بودند که علی در وسط جنگ رجزخوان شده یاکه اسدالله جوان‌تر شده یا اینکه حسن جلوه‌ی حیدر شده‌ یا اینکه علی عازم خیبر شده است خاطرم هست که این شیردل بخشنده این یل رزمنده از دل میمنه تا میسره را مثل یک شیر شکاری طی کرد چارتا پای شتر را پی کرد و چنان نعره کشید که سوارش پس از آنروز که از ترس به خود می لرزید تا به امروز فقط خواب پریشان حسن را همه شب می بیند که حسن قوت بازوی علی بن ابیطالب و بر کل یلان غالب و در وصف نیاید که نوشتند علی در وجناتش علی در سکناتش علی در حرکاتش علی در کلماتش علی در ضرباتش علی در حسناتشعلی در نفحاتش علی در برکاتش علی در جملاتش علی در همه جا در همه ی قول بیانش به اذانش بهنمازش به سجودش به رکوعش به وجودش به صیامش به قیامش به قعودش شده تکرار نه اصلا متجلیشده عالی شده اعلی شده مصداق اشداء علی الکفار است که حسن سیدالابرار و حسن حیدر کرار به تکراررسیده است به این کسوت و این صولت و این نسبت او تا ابدالدهر نثار همه‌ سادات که بر آل محمد به محمدصلوات 📝گروه ادبی یاقوت سرخ @yaqoote_sorkh @Alikavand333
هدایت شده از یاقوت سرخ
بسم الله الرحمن الرحیم بند اول بگو علی هر دفه که حال دلت بد میشه بگو علی راه بهشت از نجفش رد میشه بگو علی که نفس توو سینه ممتد میشه فقط نه ما که خدا هم بهش گرفتاره خدا خدایی‌شو به هرکسی نمی‌سپاره علی علی ست یکی هست و دو ندارد پس چه با عبا چه بی عبا یه کعبه‌ی سیاره زیر و بم خلقت و از علی بپرس ورودیه جنت و از علی بپرس سخته مقابل علی جنگیدن جواب این علت و از علی بپرس بند دوم بگو علی که جهانت میشه تازه شک نکن بگو علی که خدا واست می سازه شک نکن بگو علی که علی همون نمازه شک نکن خورشید و با دست خودش درست کرده علی تعجبی نداره منحصر بفرده علی تموم دنیا رو اگه بگردی می فهمی مردی رو دستش نمیاد که خیلی مرده علی سوالای محال و از علی بپرس جواب هر سوال و از علی بپرس دلیل اصلیه حلال زادگی و لقمه های حلال و از علی بپرس بند سوم بگو حسن تا صدات بپیچه توی عالمین بگو حسن تا اجازه بت بده بگی حسین بگو حسن وعده‌ی من و تو بین الحرمین هرکسی که میگه حسن مست اباالفضله چون که امام حسن همه هست اباالفضله هر طوری که حساب کنی با این حساب حتما گشایش هر گرهی دست اباالفضله توو دنیا سروری‌تو از حسن بپرس این عشق مادری‌تو از حسن بپرس اینکه داری پیر میشی توو عشق حسین دلیل نوکری‌تو از حسن بپرس 📝گروه ادبی یاقوت سرخ @yaqoote_sorkh @Alikavand333
یکی حساب کند چای با دهین چند است؟ که نرخ فطریه ی ما به‌دست می‌آید 📝گروه ادبی یاقوت سرخ @yaqoote_sorkh @Alikavand333