آنالی عزیزم؛
دیگر کسی نمیتواند تنهایی مرا در هم شکند. انگار خودم را در سکوت و خلوت یافتم؛ با خودم رفیق شدم و حالا ترک رفیق سخت است.
💌
آنالی عزیزم؛
تو همچو امید به هنگام رنج میمانی.
هیچگاه وجودم را سرد و ترک نکن!
☂
آنالی برایت مینویسد:
عزیزِ من؛ در همان لحظه که روح هایمان به واسطه ی تلاقیِ برقِ چشمانمان به هم متصل شد، به تو قول ماندن دادم و من ابدا آدم بدقولی نیستم. اکنون دست های سردت را به من بده تا "ها" کنم. راستی، تا به حال در ابراز علاقه چنین گفته بودمت که: قربانِ رگ هایِ آبیِ دستانت؟!
💌
آنالی عزیزم؛
من در خود گم شده ام و دشت ستاره هایم روبه خاموشیست و با مرگ هر ستاره، تکه ای از قلبم که متعلق به توست از دست میرود. من نمیدانم با چه ورد و جادویی میتوانم دوباره با ستاره ها ملاقات کنم ، اما به سمت جادوی خدا روانه ام و دلتنگِ تو در این شب های بی ستاره.
☂
آنالی برایت مینویسد:
عزیزِ همزبان تو در کدامین کهکشان نشسته ای؟ آنالی برای قلبِ رو به زوال ات؛ برای آسمانِ روحت که ستاره هایش در حالِ خاموشی است یا برایِ زخم هایت چه باید بکند؟! او فقط میتواند از دور کلمات را کنار هم بچیند و در پاکت نامه ای از جنس نور به درب خانه ات پست کند. اشکالی ندارد اگر گم شده ای یا خانه ات را پیدا نمیکنی چون پناهگاهِ امنِ همه ی گمشدگان خداست و همانطور که گفتی جادوی خدا فوق العاده است. و در نهایت باید بگویمت که تو در قلبِ دوست دارانت سکنی داری پس در این دشتِ تاریک، حتی اگر تمامی ستاره ها خاموش شدند، نور را پیدا کن و احساس تنهایی نکن زیرا: الله نور السماوات والارض!
💌
آنالی عزیزم؛
چشمانت حضور خدا و دستانت گرمی خورشید را در جهانم یاداور میشود . .
☂
آنالی برایت مینویسد:
عزیزِ من؛ جهان من نیز به وسعتِ آغوش توست و خورشید سیاره ام، درونِ قفسه ی سینه ام، که مدام به یادِ تو میتپد، میخواهد رازی را با تو درمیان بگذارد. لطفا گوش هایت را بیاور و نجوای دلم را بشنو که میگوید:
آنچنان غرقِ تو ام که مرا نیست خیالِ دگری!
💌
آنالیِ عزیزم؛ من در قسمتی از رمانم نوشتهام: [من, حالا محتاجم, محتاج آغوشی که حتی شده از روی ترحم بیمورد, بگوید همه چیز درست میشود! من, محتاج آغوشی هر چند سردم...] و آغوش تو کجاست؟! آغوش سرد هم مرا درست میکند، کجایی...؟! * اسم اکانتم آنالیه:)) #آنالی
☂
آنالی برایت مینویسد:
عزیز من؛ هنگامی که پناهگاهی نداشتی، آغوشِ امنِ من خانه ات میشود و تنهایی هایت را در آغوش میگیرد.
من را میتوانی درون کتاب ها، کلمات، آواها، کنار بید های مجنون یا گل های نیلوفر آبی پیدا کنی! حالا که همنامِ منی بیا برای هم بنویسیم و کلمات را به یکدیگر هدیه دهیم. پیشنهاد خوبی است نه؟! 🌿'
💌
معشوقهی آنالی؛ دوستانم خیال میکردند کانال شما برای من است و متنهای زیبای شما، به قلم من تحریر شدهاند، اما دریغ از آنکه تنها نام کاربریام آنالی بود. بعدها خیال کردم شاید شما برای من مینویسید، اما فهمیدم شما معشوقهی دیگری دارید! آنالی بمان، در میان تمام نامهربانیها...! امضا و آغوش، #آنالی.
☂
آنالی برایت مینویسد:
عزیز من؛ لطفا به خاطر سوء تفاهم های پیش آمده، معذرت خواهی مرا بپذیر. و باید بگویمت که هیچگاه این نوشته ها به دست معشوقه ی من نمیرسد اما مطمئنم او پذیرای حرف های توست چرا که قلب مهربان و سبزی دارد.🌿'
💌
آنالی عزیزم؛
ما ناگهان به خود میآییم و متوجه میشویم دلتنگیم!
☂
آنالی برایت مینویسد:
به دلتنگی امان نده که پیش بیاید چرا که لحظهی دیدار نزدیک است.🌿'
hushang ebtehaj...1000sal.mp3
زمان:
حجم:
1.4M
برایِ نورانی شدنِ قلبِ گمشدگانِ
در دشت های خاموش و بی ستاره✨