آنالی؛
آنالی عزیزم؛ برایم شعر بخوان! شعر مرا مست میکند، ناراحتی های روحم را سیقل میدهد، غم های تهنشین شده ی
شعر میگویم برای تو
تا کلمات کیف کنند
مست شوند
بمیرند...
#مصطفی_مستور
آنالی عزیزم؛
عشق تو، درونِ من، هیچ گاه نمی میرد؛ بلکه با هر تپش، به امیدِ روزِ وصل در بهاران، میروید، سبز میشود و شکوفه میدهد.
آنالی عزیزم؛
دلم لک زده برای از تو نوشتن،
برایت شعر خواندن
و یا حتی برایت اشک ریختن؛
اما اکنون، تو، فرسنگ ها از قلب من فاصله داری
و من بی تفاوت ترینم..!
آنالی؛
آنالی عزیزم؛ دلم لک زده برای از تو نوشتن، برایت شعر خواندن و یا حتی برایت اشک ریختن؛ اما اکنون، ت
[ تو همان غمی،
که تا ابد نشد ز من فراموش. ]
آنالی عزیزم؛
زمستانِ سرد و بی روحِ قلبم دارد با آخرین نفس هایش دست و پنجه نرم میکند؛ یا به من بگو که تا بهار میآیی یا مرا به ملاقاتت وعده بده تا زنده بمانم..!
آنالی؛
آنالی عزیزم؛ زمستانِ سرد و بی روحِ قلبم دارد با آخرین نفس هایش دست و پنجه نرم میکند؛ یا به من بگو که
اگر زمستان بگوید بهار در قلب من است
چه کسی زمستانرا باور میکند؟
در هر نقطهای عشقی نهفته است.
#جبران_خلیل_جبران