آنالی عزیزم؛
به لبخند غمگین ستاره ها خیره شده ام، لکههای صورت ماه را تماشا میکنم، آسمان را میبویم، ابرها را لمس میکنم، صدای آرامشِ شب را میبلعم و در همه چیز تو را میجویم. تو تنها تمنای این شب و روزهای منی.
هدایت شده از آبـےعزیزمن ؛
به او گفتم که عمر من است !
یعنی که در او زندگی میکنم .
رودخانه ای هستم که او بستر من است و بی او قلب من هرز می رود .
- شاهرخ مسکوب
آنالی عزیزم؛
سرشار از لذت است، تماشایِ برقِ چشمانِ آهوی تیزپایی که به دشواری صیدش کردهای!
هدایت شده از | مُغْلقْ |
گر نیمه شبی مست در آغوش من افتد
چندان به لبش بوسه زنم کز سخن افتد
#ملك_الشعرابهار
- @Moqlgh
هدایت شده از پناه امن:)
مثلا چای بریزد دلمان غنج رود
مثلا خنده کند؛ چای ولش کن اصلا!
آنالی عزیزم؛
دیدهام مشتاقِ منظرت و امواجِ افکارم غرقِ دریای آغوش توست. من دل نگرانِ نبض تنهاییِ ارغوانی توام و بیتابِ قهوهی قجریِ چشمانت. "مرا وعدهی دیداری بده در یک صبح به بوسیدنت دستهات".