در بین این شب ها #شب تو فرق دارد
چون بین ما اصلا #تب تو فرق دارد
از #پرچمی که روی دوشت فخر میکرد
معلوم شد که #منصب تو فرق دارد
مثل #علی مرد خدا مرد دعایی
در #سجده یارب یارب تو فرق دارد
#عباسیون را به بصیرت می شناسند
آقا اصول مکتب تو فرق دارد
تو پیر #عشقی میر عشاق الحسینی
با کل عالم #مذهب تو فرق دارد
با دست دادن #عشق را اثبات کردی
طرز بیان مطلب تو فرق دارد
وقتی که #زانو میزنی در پای محمل
یعنی رکاب #زینب تو فرق دارد
در #دست هایت آب بود اما نخوردی
از $تشنگی زخم لب تو فرق دارد
وقتی به تو آقا به #نفسی انت را گفت
در آسمان #جبرئیل فورا مرحبا گفت
(سید پوریا هاشمی)
🐬حـ#ـــــــــال خـ#ـــــــــوب با شعـ#ــــــــر🌸🍃
💛⃢🌼eitaa.com/joinchat/460718545C2337e20a01
#نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این #غمکده بالا زد و رفت
کنج #تنهایی ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب #یلدا زد و رفت
درد بی #عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان #شکیبا زد و رفت
#خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در #خشک و تر ما زد و رفت
رفت و از گریه ی #طوفانی ام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت
بود آیا که #زدیوانه ی خود یاد کند
آن که زنجیر به پای دل #شیدا زد و رفت
سایه آن #چشم سیه با تو چه میگفت که دوش
#عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت
#هوشنگ_ابتهاج
🐬حـ#ـــــــــال خـ#ـــــــــوب با شعـ#ــــــــر🌸🍃
💛⃢🌼eitaa.com/joinchat/460718545C2337e20a01
به قدری #ساکتم حالا ؛
که انگاری ؛
#درونم حکم ؛ آتش بس ،
و حالِ #چشمهایم خوب و آرام است .
به قدری #ساکتم انگار ؛
میان شهر #قلبم صد هزاران مُرده دارد شعر میگوید !
ببین ! من #ساکتم ، این بغض و این آشوب ، از من نیست ...
دلم #تنگ است ؟ - اصلا نیست !
کسی را #دوست میدارم ؟ - نمیدارم !
رها ، آرام و معمولی ؛ #شبیه کلّ آدمها
میان #موجها چون قایقی ؛ بی سرنشینم ، بی سرانجامم ...
نه فکری در #سرم دارم ،
نه #عشقی در دلم ،
#آرامِ آرامم ... :)🌱
🐬حـ#ـــــــــال خـ#ـــــــــوب با شعـ#ــــــــر🌸🍃
💛⃢🌼eitaa.com/joinchat/460718545C2337e20a01
باز من ماندم و #خلوتی سرد
#خاطراتی ز بگذشته ای دور
یاد #عشقی که با حسرت و درد
رفت و #خاموش شد در دل گور
دست #افسونگری شمعی افروخت
روی #ویرانه های امیدم
مرده ای #چشم پر آتشش را
از دل گور بر #چشم من دوخت
#ناله کردم که ای وای ، این اوست
در دلم از #نگاهش ، هراسی
#خنده ای بر لبانش گذر کرد
کای #هوسران ، مرا می شناسی
من به او #رنج و اندوه دادم
من به خاک #سیاهش نشاندم
وای بر من ، #خدایا ، خدایا
من به #آغوش گورش کشاندم💔💔
🐬حـ#ـــــــــال خـ#ـــــــــوب با شعـ#ــــــــر🌸🍃
💛⃢🌼eitaa.com/joinchat/460718545C2337e20a01
باز در چهرهٔ خاموش #خیال
خنده زد #چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
#حسرت بوسهٔ 💋 هستی سوزت🙈
باز من ماندم و یک #مشتهوس
باز من ماندم و یک #مشتامید
یاد آن پرتو سوزندهٔ #عشق
که ز چشمت به دلـــــ من تابید
باز در خلوت من دست #خیال
صورت شاد تو را نقش نمود
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت #عطش طوفان بود
رفتی و در دل من ماند به جای
#عشقی آلوده به نومیدی و درد
نگهی گمشده در پردهٔ اشک
#حسرتی یخ زده در خندهٔ سرد
آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از کف ندهم آسانت
ترسم این شعلهٔ سوزندهٔ #عـــ💛ــشــقـــ
آخر آتش فکند بر جانت
#فروغ
🐬حـ#ـــــــــال خـ#ـــــــــوب با شعـ#ــــــــر🌸🍃
💛⃢🌼eitaa.com/joinchat/460718545C2337e20a01