eitaa logo
HELLFIRE CLUB ARCHIVE
25 دنبال‌کننده
38 عکس
0 ویدیو
3 فایل
کانال اصلی: https://eitaa.com/HELLFIRE_CLUB16 ناشناس برای ارسال نوشته‌ها و فن‌فیک‌ها: https://abzarek.ir/service-p/msg/4554922
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از HELLFIRE CLUB²
Marauders.pdf
حجم: 69.7K
هدایت شده از HELLFIRE CLUB²
استاربوی (Starboy) سیریوس اولین «استاربوی» بود. رِگولوس روزی را به خاطر داشت که او انتخاب شده بود؛ وقتی در اتاق غذاخوری ایستاده بود، با یک جعبه در دست و همان لبخند خاص خانواده بلک روی صورتش. می‌توانست به یاد بیاورد که قلبش چطور تند می‌زد وقتی سیریوس جعبه را باز کرد؛ و اینکه چطور از دیدن لباس و شنل داخل آن الهام گرفته بود و دستش را روی پارچه‌ی صاف و براقش می‌کشید. او به یاد داشت اولین بار که سیریوس را در لباس قهرمانانه‌اش دید؛ هنوز نوجوانی حدوداً هفده ساله بود، پر از شگفتی، در حالی که جمعیت نامش را فریاد می‌زدند. «استاربوی! استاربوی! استاربوی!» وقتی سیریوس ناپدید شد، تنها چیزی که به رگولوس دادند شنل سیریوس بود؛ که بعدها در یک جعبه انداخته شد، خیس از لکه‌های اشک. آن‌ها استاربوی را کاملاً از نو ساختند. سیریوس را به شکل برادر کوچک‌ترش دوباره بسته‌بندی کردند. حتی مادرشان هم ذره‌ای واکنش نشان نداد. حالا رگولوس استاربوی بود؛ نفر دوم بعد از رهبر تیمشان، هورکراکس. یکی از محبوب‌ترین قهرمانان زنده. استاربوی. استاربوی. استاربوی. رگولوس سعی می‌کرد به این فکر نکند که تبدیل شدن به یک ستاره چقدر دردناک است.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از HELLFIRE CLUB²
هدایت شده از HELLFIRE CLUB²
Marauders-۱.PDF
حجم: 412.7K
Chapter one ترجمه
هدایت شده از HELLFIRE CLUB²
هدایت شده از HELLFIRE CLUB²
Marauders-۱(1).PDF
حجم: 411.7K
Chapter two ترجمه
هدایت شده از HELLFIRE CLUB²
در بدن او،همه چیز به خواست خودش کار می‌کرد. قلبش می‌شنید؛ دستانش حس می‌کرد؛ صدایش می‌جنگید؛ مغزش می‌خوابید؛ چشمانش حرف می‌زد؛ همه چیزش اشتباه کار می‌کرد،فقط یک چیزش درست کار می‌گرد که از نظر خودش اشتباه ترین چیزش همین بود. لب هایش می‌خندید. _سلام عرض شد،به ویدار بانوی محترم،شما خوبی خوانواده خوبن اینا- چیزه،خواستم بگم ایده‌ات خیلیم خوبه اصلا‌ هم با سر نخورده زمین، فقط شاید یکم سر بعضیا...شلوغ بوده.وگرنه که ایده‌ی شما خیلیم شاهکاره. این یادداشتِ ناچیز را هم اگر در حدِ چنل شاهکار شماست در آنجا قرار دهید.😔
فکر کنم بذارم اینجا بمونه
به عنوان خاطره‌ی هل فایر
نشد از عضواش عذرخواهی کنم ولی تصمیمی بود که باید گرفته می‌شد
کریسی دوستتون داره، هر جا که باشید و هر جا که باشه، هر اسمی که داشته باشه و هر وایبی که بده. یادتون نره عجیب غریب بودن یه موهبته که فقط افراد خاصی دارنش، قهرمانانی مثل ادی مانسون. یادتون باشه که به خاطر هیچ‌چیز و هیچکس تغییر نکنید و فراموش نکنید هر وقت به یه گوش شنوا بدون قضاوت نیاز داشتید کریسی هست، هم می‌تونید تو ابزارک اینجا پیام بدید هم ناشناس شماره یک. مراقب خودتون و آرزوهاتون باشید)