eitaa logo
اَروآنـه
120 دنبال‌کننده
895 عکس
390 ویدیو
0 فایل
بغضِ‌دستانم‌شکست؛ قطرات‌درشت‌کلمه‌،اوارشد‌برگونه‌ی‌بی‌گناه‌کاغذ..!
مشاهده در ایتا
دانلود
هیچ‌گاه‌دم‌ازدلگیری‌نزد،اما‌مگرندیدی‌که میان‌بحث‌و‌جدل‌،به‌یکباره‌ساکت‌میشد؟ @Arvan_sun.زاده‌مهر
یک‌غریبه،تازمانی‌که‌‌بیش‌ازیک‌غریبه‌نباشد دربرخاک‌نشاندن‌شما‌،عاجز‌می‌ماند. سرو‌،را‌کسی‌توانِ‌بریدن‌نداردمگر‌تبرکه‌ دسته‌ای‌چوبین‌دارد. چه‌زیبا‌گفت‌شاعر‌که: «من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هرچه کرد ان اشنا کرد.» @Arvan_sun.زاده‌مهر
بحث،بحثِ‌توقع‌نبود،ما‌به‌شما‌امید‌داشتیم. امیدی‌که‌امروز،بی‌انکه‌خبرازبهارداشته‌باشد چون‌برگ‌ِ‌پاییزی‌از،درخت‌چشمانمان‌افتاد. @Arvan_sun.زاده‌مهر
به‌راستی‌که‌وطن‌خانه‌است‌، و‌من‌این‌را‌‌در‌اوارگی‌چشمِ‌انان‌که‌‌چمدان‌ به‌دست‌‌راهیِ‌‌دیاری‌دیگر‌می‌شدند‌دیدم. @Arvan_sun.زاده‌مهر
فریدون مشیری : بگذار سر به سینهٔ من تا بگویمت اندوه چیست ، عشق کدامست،غم کجاست . . . @Arvan_sun
بودند‌دردیارما‌,کسانی‌که‌گویای احوالات‌خوب‌بودند‌اما‌،دردل‌توده‌ای‌از اشوب‌داشتند. @Arvan_sun.زاده‌مهر
توچون‌چراغ‌بودی‌،نازنینم؛ وانها‌چون‌دوستدار‌تاریکی‌بودند‌،برتو خاموشی‌بخشیدند. @Arvan_sun.زاده‌مهر
نمی‌دانم‌چرا‌یک‌باره‌به‌خودم‌می‌ایم‌ومیبینم‌برگه‌هایم‌ سیاه‌شده‌و‌چایم‌سردمتنهایم‌طولانی‌و‌حرفهایم‌کم‌،به‌یک‌باره‌‌میفهمم‌زمان‌گذشته‌و‌من‌میان‌انبوهِ‌ نفهمیدن‌‌هااسیرشده‌ام. @Arvan_sun.زاده‌مهر