°|🌹🍃🌹|°
#همسفرانه
🖥|• تلوزیون میدیدم
مصاحبہ شهردار شهرمون رو نشون میداد،
سرش رو انداختہ بود پایین و آروم آروم حرف میزد!
😒|° با خودم گفتم:
این دیگہ چہ جور شهرداریہ؟!
حرف زدن هم بلد نیست
پا شدم و تلوزیون رو خاموش ڪردم.
🙂|• چند وقت بعد،
همین آقاے شهردار شد شریڪ زندگیم!
🍭|° روزے ڪہ اومد خواستگارے راستش...
نہ من درست و حسابے دیدمش! نہ اون منو!
بس ڪہ هر دومون سر بہ زیر نشستہ بودیم...
بعد اون روز دیگہ دیدارے نبود، تا روز عقدمون
💍|• روزهاے قبل از عقد خواهرهاش با تعجب و اعتراض بهش میگفتن:
آخہ داداش من، شما ڪہ دخترہ رو نگاشم نڪردے چرا و چطور پسندیدیش آخہ؟
بابا نمیگے شاید كور باشہ...؟! كچل باشہ؟!
✅|° تو جوابشون گفتہ بود:
ازدواج من محض رضاے خداست،
معیارایے كہ مدّ نظرم بود ایشون داشت، مطمئنم همراہ و همسفر زندگیمہ
💠|• روز عقد
زن هاے فامیل منتظر رؤيت روے ماہ آقا داماد بودن!
😳|° وقتے اومد گفتم:
بفرماييد، اینم شادوماد دارہ میاد...
ڪت و شلوار پوشیدہ و ڪراواتشم زدہ!
همہ با تعجب نگاہ میڪردن!
😍|• مرتب بود و تر و تمیز،با همون لباس سپاه فقط پوتینایش یہ ذرہ خاڪے بود
#زندگی_به_سبک_شہـدا 🌷
#به_روایت_همسر_شهید_مهدی_باڪری🕊
ڪلیڪ نڪن عــاشق میشے😉👇
@asheghaneh_halal [💖]