eitaa logo
عاشقانه‌‌ های‌ حلال C᭄
14.1هزار دنبال‌کننده
21.4هزار عکس
2.3هزار ویدیو
86 فایل
ˇ﷽ براے تماشاے یڪ عشق ماندگار، در محفلے مهمان شدیم ڪھ از محبّت میان عـلے'ع و زهـرا'س میگفت؛ از عشقے حـلال...💓 •هدیهٔ ما به پاس همراهےِ شما• @Heiyat_Majazi ˼ @Rasad_Nama ˼ 🛤˹ پل ارتباطے @Khadem_Daricheh ˼ 💌˹ تبادلات و تبلیغ @Daricheh_Ad ˼
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
•𓆩🪁𓆪• . . •• •• چیزی که خدا بهت میده رو... . . 𓆩رنگ‌و روےتازه‌بگیـر𓆪 Eitaa.com/asheghaneh_halal •𓆩🪁𓆪•
مهمانی خدا.mp3
2.78M
•𓆩📼𓆪• . . •• •• توصیه های آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی (ره) درباره ماه مبارک رمضان آغاز ماه مبارک رمضان، ماه میهمانی خداوند مبارک!🌙 . . 𓆩چه‌عاشقانه‌نام‌مراآوازمیڪنے𓆪 Eitaa.com/asheghaneh_halal •𓆩📼𓆪•
•𓆩☀️𓆪• . . •••• اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ قَدْ غَفَرْتَ لَنَا فِي مَا مَضَى مِنْ شَعْبَانَ فَاغْفِرْ لَنَا فِيمَا بَقِيَ مِنْهُ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پی نوشت عکس: دارن خونه آقای امام رضا ع رو برای ماه مبارک مرتب میکنن😍 . . 𓆩ماراهمین‌امام‌رضاداشتن‌بس‌است𓆪 Eitaa.com/asheghaneh_halal •𓆩☀️𓆪•
عاشقانه‌‌ های‌ حلال C᭄
•𓆩⚜𓆪• . . •• #عشقینه •• #یک‌سال‌و‌نیم‌با‌تو #قسمت_دویست‌وهشتادودوم همین که پایش را از اتاق بیرو
•𓆩⚜𓆪• . . •• •• محبوبه خانم گفت: برای همینه که میگم شوهرت رو بفرست بره پی مادر خواهرت که بیان پیشت خودت که کم سن و سالی و معلومه هیچ تجربه ای نداری صدای احمد از بیرون باعث شد محبوبه خانم از جا برخیزد و دم در برود. _خانم کربلایی یه لحظه تشریف میارید؟ پرده را که کنار زد احمد گفت: من واقعا شرمنده ام می دونم کار زیاد دارید ولی میشه منت سرم بذارید ازتون یه خواهشی بکنم؟ _بفرما پسرم _اگه اشکالی نداره و اذیت نمیشید بزرگواری بکنید امروز رو پیش رقیه بمونید تا من بتونم برم دنبال کسی که بیاد پیشش بمونه البته اگه کربلایی ناراحت نمیشن _این حرفا چیه پسرم. رقیه خانم هم مثل دخترم. هر کار بتونم براش می کنم _از لطف و محبت تون ممنونم این چند وقته در حق ما بزرگواری کردین و ما رو شرمنده خودتون کردیم. می دونم باید خیلی قبل تر از این ها می رفتم دنبال کسی که بیاد پیش رقیه بمونه ولی بی تجربه بودم و حالا مجبورم به شما زحمت بدم _زحمت نیست رحمته. فقط من یه سر برم صبحانه ببرم و به کربلایی عباس خبر بدم بر می گردم _ممنونم ازتون لطف کردید. محبوبه خانم روسری اش را جلوی صورتش گرفت تا لبخندش را پنهان کند و با سرعت باد از اتاق بیرون رفت. احمد با لبخند به اتاق آمد و کنارم نشست. _خوبی؟ به تایید سر تکان دادم و لبخند زدم که گفت: درست که من بی فکری کردم کسیو نیاوردم پیشت ولی بذار پای بی تجربگیم دوست ندارم هیچ وقت دیگه این طوری گریه کنی سر به زیر انداختم. لبخند خجولی زدم و گفتم: تقصیر خودمم بود. نگاه به او دوختم و پرسیدم: حالا میخوای کجا بری کیو میخوای پیشم بیاری؟ احمد نفسش را با صدا بیرون داد دستش را میان موهای کوتاهش فرو برد و گفت: نمی دونم .... _احمد جان .... احمد نگاه به من دوخت که گفتم: ولش کن نرو .... امروز که محبوبه خانم میاد پیشم ازش همه چیو یاد می گیرم احمد دستم را در دست گرفت و نگاه به دستم دوخت که گفتم: رفتنت خطرناکه .... می ترسم بری و ..... احمد نگذاشت جمله ام را کامل کنم در حالی که دستم را نوازش می کرد گفت: از هیچ چی نترس. بر می گردم. میخوام برای این دستای خوشگلت هم کرم بخرم زود خوب بشن نگاه به صورتم دوخت و پرسید: قبولم داری؟ به تایید سر تکان دادم _دوسمم داری؟ با لبخندی که همه صورتم را پوشاند گفتم: معلومه احمد دوباره نگاه به دستم دوخت و گفت: پس بهم اعتماد کن و دلت نلرزه. من میرم و تا شب بر می گردم نگاه به نگاهم دوخت و با اطمینان و آرامشی که در نگاهش بود گفت: من حالا حالا ها هستم. دلت برای نبودن من نلرزه 🇮🇷هدیه به روح مطهر شهید محمد جهان آرا صلوات🇮🇷 ✨لینڪ قسمت اول👇 https://eitaa.com/Asheghaneh_Halal/77174 . . •🖌• بہ‌قلم: . . 𓆩مرجع‌به‌روزترین‌رمان‌ها𓆪 Eitaa.com/asheghaneh_halal •𓆩⚜𓆪•
•𓆩⚜𓆪• . . •• •• احمد خم شد صورت علیرضا را بوسید و گفت: دلت به بودنم قرص باشه این ظلم رفتنیه این حکومت با گندایی که زده با کشتارهایی که کرده نفسای آخرشه مردم آگاه شدن و همه اومدن پشت انقلاب امام خمینی بلایی سرم نمیاد پیشت هستم. با هم قد کشیدن و بزرگ شدن علیرضا رو می بینیم با هم زندگی می کنیم باز هم بچه دار میشیم بهت قول میدم برای بچه های بعدی نمیذارم این قدر اذیت بشی از حرف هایش دلم قرص شد و لبخند روی لبم آمد و گفتم: من اذیت نشدم _اشکات یه چیز دیگه می گفت _اشکام از سر یه گریه بچه گونه بود _اشکات از سر هر چی بود دلم نمیخواد دیگه از چشمات اشک بیاد وقتی گریه می کنی فکر می کنم کنار من اذیتی احمد نگاه به صورت علیرضا دوخت و آه کشید و گفت: می دونی الان چی دلم میخواد؟ سوالی نگاهش کردم که با غم گفتم: دلم میخواست مادر و پدرم این جا بودند. دلم می خواست الان مادرم با لبخند علیرضا رو بغل کرده بود و زینب و حمید سر این که کدوم شون علیرضا رو بغل کنند با هم دعوا می کردن دلم می خواست آقاجانت بود و تو گوش علیرضا اذان می گفت. دلم می خواست مادرت بود و لبخند روی لبت بود. لبخند تلخی زد و گفت: دلم برای همه شون تنگ شده اگه بودن الان خوشی مون کامل بود به رویش لبخند زدم و گفتم: به قول خودت نفسای آخر این حکومته به زودی همه شون رو می بینیم. احمد زیر لب ان شاء الله گفت و ظرف کاچی را برداشت در حالی که آن را هم می زد پرسید: این فقط مخصوص زائوهاست یا بقیه هم میشه بخورن؟ قبل از این که جوابی بدهم پرسید: این همونه که بعد عروسی مادرت برامون آورد خوردیم؟ با لبخند به تایید سر تکان دادم که قاشقی از آن را به دهان گذاشت و گفت: پس میشه منم بخورم در کمتر از یک دقیقه تمام کاچی ام را خورد. با خنده از جا برخاست و گفت: به خانم کربلایی عباس نگی من خوردما ولی بهش بگو خیلی خوشمزه بود و ازش تشکر کن به حرف احمد خندیدم. به نظرم مثل یک پسر بچه تخس شده بود. با حرف هایش تمام غم ها، دلشوره ها و نگرانی ها را از دلم شست و دوباره از ته دل و با همه وجود احساس خوشبختی کردم 🇮🇷هدیه به جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان چه زنده و چه شهید صلوات🇮🇷 ✨لینڪ قسمت اول👇 https://eitaa.com/Asheghaneh_Halal/77174 . . •🖌• بہ‌قلم: . . 𓆩مرجع‌به‌روزترین‌رمان‌ها𓆪 Eitaa.com/asheghaneh_halal •𓆩⚜𓆪•
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
•𓆩🌙𓆪• . . •• •• ••᚜‌‌‌‌‌تشنه ے💫 یڪ لحظه دیدار توام🥰 حال مرا😌 روزه دارے لحظه ے افطار📿 مے فهمد فقط...☺️᚛•• مهدی نورقربانی ✍🏼 . . •✋🏻 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌•🧡 •📲 بازنشر: •🖇 «1302» . . 𓆩خوش‌ترازنقش‌تودرعالم‌تصویرنبود𓆪 Eitaa.com/asheghaneh_halal •𓆩🌙𓆪•
4_5791669660994765503.mp3
3.43M
•𓆩✨𓆪• . . •• •• 💎 دعای سحر در سحرهای ماه رمضان💚 💠 اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ مِنْ بَهَائِكَ بِأَبْهَاهُ وَ كُلُّ بَهَائِكَ بَهِیُّ، اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُكَ بِبَهَائِكَ كُلِّهِ... 🔹دعای سحر بسیار عجیب، اسرارآمیز و عظیم است... 🔸خواسته‌های بسیار عظیمی در این دعا هست که فقط به اعتبار اذن ائمه علیهم السّلام جرأت می‌کنیم آن‌ها را بر زبان بیاوریم... 🔹این دعا راه سلوک به سمت قرب الهی، راه عبور از نقص به کمال، از کثرت به وحدت، از تعیّن به لاتعیّنی را برای انسان باز می‌کند... ..🌿 . . 𓆩باز هواےسحرم‌آرزوست𓆪 Eitaa.com/Asheghaneh_Halal •𓆩✨𓆪•
•𓆩🌤𓆪• . . •• •• اللهمَ اجْعلْ صِیامی فـیه صِیـام الصّائِمینَ وقیامی فیهِ قیامَ القائِمینَ ونَبّهْنی فیهِ عن نَومَهِ الغافِلینَ وهَبْ لی جُرمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعْفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجْرمینَ. خدایا قرار بده روزه مرا در آن روزه داران واقعى و قیام و عبادتم در آن قیام شب زنده داران و بیدارم فرما در آن از خواب بى خبران و ببخش به من گناهم را در این روز اى معبود جهانیان و در گذر از من اى بخشنده گناهکاران ...💚🪴 . . 𓆩صُبْح‌یعنےحِسِ‌خوبِ‌عاشقے𓆪 http://Eitaa.com/asheghaneh_halal •𓆩🌤𓆪•
•𓆩🛼𓆪• . . •• •• •🌙•رمضان است •🍃•راستے •🥲•حسرتـ | تُـ | را خوردن •🙄•روزه را باطل نمیڪند؟ ؟! . . 𓆩عاشقےباش‌ڪه‌گویندبه‌دریازدورفت𓆪 Eitaa.com/asheghaneh_halal •𓆩🛼𓆪•
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌•𓆩🪴𓆪• . . •• •• مطمئنم خـ💚ـدا رو توے تاریک ترین نقطه‌ے زنـدگیم بـہ عنوان نــ✨ــور فـرستاد ☀️ 💖 . . 𓆩خویش‌رادرعاشقےرسواےعالم‌ساختم𓆪 Eitaa.com/asheghaneh_halal •𓆩🪴𓆪•
تحدیر_+جزء+اول+قرآن+کریم+.mp3
4.22M
•𓆩🎧𓆪• . •• •• " من از آداب مهمان‌داری‌ات چیزی نمی‌دانم ولی در شهرما رسم است می‌بوسند مهمان را...✨ " ○تندخوانی‌قرآن‌کریم‌📖 ○به‌نیت‌شهید‌حاج‌قاسم‌سلیمانی🕊 ○با نوای استاد معتزآقایی ○جزء اول🤍 . 𓆩هرگزنَمیردآن‌ڪہ‌دلش‌ زنده‌شد‌به‌عشق𓆪 Eitaa.com/Asheghaneh_Halal •𓆩🎧𓆪•