عاشقانه های حلال C᭄
♥️📚 📚 #عشقینه🌸🍃 #ناحلہ🌺 #قسمت_صدوهشتاد_وپنج °•○●﷽●○•° از موبایلم دعای فرج رو پخش کردم و صداش رو بل
♥️📚
📚
#عشقینه🌸🍃
#ناحلہ🌺
#قسمت_صدوهشتاد_وشش
°•○●﷽●○•°
کارای فاطمه برام عجیب بود.
لباس و پوشیدم و بعد از شونه زدن موهام و عطر زدن به دست ها و لباسم با شونه و لباس بچه از اتاق رفتم بیرون.
_فاطمه؟؟
جوابی نشنیدم.
میز صبحانه رو به بهترین شکل چیده بود. هرچی که باعث میشد اشتهام باز شه روی میز پیدا میشد. صبحانه ی اون روزم عجیب بود. نگاهم با تعجب روی خوراکی های میز میچرخید که چشمم به شیشه پستونکی افتاد که کنار لیوان های شیر ما گذاشته شده بود.
فاطمه رو که تو خونه پیدا نکردم دفترچه ی روی اپن و برداشتم. یادداشت نوشته بود:
"صبحت بخیر حموم بودی نشد بهت بگم. من چیزی لازم داشتم رفتم که بخرم. تو صبحانه ات رو بخور!مراقب خودت هم باش.در ضمن حواست به دور و برت باشه!"
جمله آخرش و درک نمیکردم.انقدر سوال تو ذهنم بود که نتونستم بیشتر از یک لقمه بردارم.
چند دقیقه گذشت و فاطمه نیومد.
پوتینم تو جا کفشی نبود. حدس زدم که کار فاطمه است و دوباره تمیزش کرده و دم در گذاشته.در و باز کردم که دیدم درست حدس زدم.لبخندی که از ذوق زده بودم با دیدن چیزی که کنار پوتینم بود جمع شد. روی زانوم خم شدم و کتونی زرد رنگ و کوچولویی که کنار پوتینم بود و برداشتم و روی کف دستم گذاشتم. حس عجیبی داشتمکه نمیدونستم اسمش چیه.
دلم واسه کتونی های کوچولویی که تو دستمبود غنج میرفت.
دوتا انگشتم و تو کفش ها گذاشتم و رو زمین کشیدمش که چراغ های زیرش روشن شد و صداش در اومد. داشتم با ذوق بهشون نگاه میکردم که با صدای فاطمه با سرعت برگشتم عقب.
...........
فاطمه
انتطار نداشت منو پشت سرش ببینه.
از هیجان به زور روی پام ایستاده بودم. با تمام وجود منتظر واکنش محمد بودم.
دستام و پشت سرم گرفته بودم و منتظر شدم که چیزی بگه.
در و بست و به کفش های تو دستش نگاه کرد و گفت: فاطمه این کفشا چی میگه؟
با ذوق گفتم :
_داره میگه بابای خوشگلم من شیش ماهه دیگه میام تو بغلت. میخوامبا قدم های کوچولوم به زندگیت برکت بدم.
تغییر حالت چهره اش به وضوح مشخص بود. گفت: +فاطمه میدونی اگه،بفهمم همه ی اینا یه شوخیه چقدرمحالم بد میشه؟اگه داری شوخی میکنی همین الان بگو،چونمن دارم سکته میکنم.
برگه آزمایش و که پشت سرم گرفته بودم آوردم جلو و گفتم :از جدی هم جدی تره!
+وای نهههه
وای خدایااا....
از شدت ذوق و خوشحالی رنگ از چهره اش پرید. اومد و از روی اپن لباس بچه رو برداشت و به صورتش چسبوند.
از خوشحالیش خوشحال تر شده بودم.
چند بار بوسیدش و جواب آزمایش رو ازم گرفت و با لبخند نگاش کرد.
+خدایا شکرت!
گفت :
+توخوبی؟
_من خوبم دکترم گفت بچه هم خوبه
میخواستم یه همچین موقعیتی پیش بیادتا بهت بگم
+از این به بعد بیشتر از قبل باید مراقب باشی.
یهو به ساعت نگاه کرد و گفت:
+ای وای
باید میرفت سر کار. میترسید اگه الان بره دیر برسه.
زنگ زد و دو ساعت مرخصی گرفت.
رفت تو اتاق. اینبار نپرسیدم چه نمازی میخونه، میدونستم که چقدر بابت هدیه ای که خدا بهش داده خوشحاله.اینجور وقت ها نماز شکر میخوند و از شوق گریه میکرد
منممزاحم خلوتش نمیشدم.
نیم ساعت بعد اومد و نشست. چند دقیقه گذشت
یهو گفت :
+به نظرت دختره یا پسر؟
_دختر دوست داری یا پسر؟
+اینش مهم نیست،مهم اینه که دارم بابا میشم.فاطمه حتی تصورشم خیلی قشنگه.
اون روز کلی سوال میپرسید وبه نصف سوال هاش خودش جواب میداد.
هی میرفت اتاق کوچیکه و میومد.
بعداز کلی سفارش رفت سرکار و دو ساعت مرخصیش روهم جبران کرد.
__
هرشب وقتی نماز شب میخوند و فکر میکرد من خوابیدم،میرفتم و یواشکی نگاش میکردم و با اشک هاش اشک میریختم.میترسیدم از حالت خاصی که داشت. از اینکارای پنهونیش میترسیدم.
میفهمیدم با ادمای اطرافم چقدر تفاوت داره و این تفاوتش من رو میترسوند.
توجه اش روم خیلی بیشتر شده بود
ولی هر چقدر که میگذشت من بی حوصله و بی قرار تر میشدم. هر روز یه جوری بودم
#Naheleh_org
بہ قلمِ🖊
#غین_میم💙و #فاء_دآل💚
#ڪپے_بدوݩ_ذکر_نام_نویسنده_حرام_عست🤓☝️
هرشب از ڪانال😌👇
♥️📚| @asheghaneh_halal
°🌙| #آقامونه |🌙°
°| آمـــادهـ ے رزمـ محڪمـ -(😌)-
/° و تـــنـ بـــه تنیــمـ -{💪}-
°\ با غیـــرتـ و پاســـدارِ -(👇)-
/° حـــقـ وطنـیـــمـ -{😎}-
°\ شیــطــانـ بــــزرگـ -(👹)-
/° بـــاز ڪـارے نڪـنـے -{❌}-
°\ بــرجـــامـ و تــــو را -(📜)-
°| روے همـ آتــشـ بزنیـمـ -{🔥}-
#شبنشینے_با_مقاممعظم_دلبرے😍✌️
#نگاره(143)📸
#ڪپے⛔️🙏
🌹| @Asheghaneh_Halal
🗞🍃🗞
🍃
#خادمانه
ســــــــلام علیڪم جمیعا😍🗞
رو بہ رشدین؟😃🗞
رو بہ راهین؟😉🗞
چرا اینجورے نگا میڪنید
بده واستون خبر آوردم؟😁🗞
این روزنامہ ها یہ خبرایے توشہ ڪہ
بیا و ببــــــــــین..😆
.
.
بگم خبرو یا زوده؟😎
نظرسنجے میڪنیم:
آره بگو ادمین جان😍(۹۶٪)
نہ بابا نگو😐(۴٪)
چشمم روشن😕
اون چهار درصد دستاشون بالا
خودتون اعلام آتش بس ڪنید😏🏳
(شما قطعا از زیان ڪارانید😐✌️)
•• #نہ_بہ_چهاردرصدےها ••
دلتون میاد خبر بہ این جذابے رو نشنویــــــد؟
خــــب خــــــب خــــــب😁
ازونجایے ڪہ همہ میدونن ما خیــــــلے باحالیم😌
.
.
.
همچنان باحالیم🤓
.
.
.
بازهم باحالیم😁
.
.
.
براتون یہ ⇦📖⇨آوردیم
بــــــلہ درست حدس زدید
یہ رمــــــان😍😁🙈
نام این زیباے خواندنے
🌸🍃•|قدیس میباشد|•🌸🍃
موضوعشو عمرا بگم😆😆
یڪمشو ڪہ بخونید قطعا جذبش میشید😯👌
از امشب منتظر ما باشید🏃
باشد ڪہ رستگار شوید😁
پ.ن:
لازم بذڪره ڪہ این رمان در ڪانال دوم ما یعنے #هیئت_مجازے بارگذارے میشہ
جانمونید😉✋
🆔: @heiyat_majazi
#التماس_انواع_دعاهاے_خیر
#یاعلے😍💚
🍃 @asheghaneh_halal
🗞🍃🗞
|⚫️|
#پابوس
#کاملا_بی_بهانه..
#آخه_محرم_نزدیکه...
🍃| پيرمـردے داشت رو زمين با انگشت چيزے مےنوشت. رفتم جلـو ديدم چندين متر صدها بار نوشتـه:✏️]
"حسين" ،♥
طوريڪه انگشتش زخم شده!
ازش پرسيدم:
حاجے چڪار ميڪنے؟!!
گفت:
چون مُيَسّرْ نيست، من را کام او...
عشق بازے ميڪنم با نام او...
▪️|صـدآے زنـگ ڪاروان محرم
به گوشـ میرسه...
@ASHEGHANEH_HALAL
°•| #ویتامینه🍹 |•°
••| در زندگے مشترڪ
براے احساس خوشبختے
بیـــش از هرچیز بہ یڪ هم
صحبت خوب نیاز دارید،پس اگر
میخواهید حاڪم قلب و روح همسرتان باشید،
با تمام وجود بہ حرف هایش گوش دهید |••
#یڪم_حرف_بزنیدتوروخدا😩
لحظہ ــهاے ویتامینے در😃👇
°•|🍊|•° @asheghaneh_halal
#طلبگی
🍃°°این آخونـ👳ـد با لبـاس رزم
براے دفاعـ👊 از مظلومین
رفت تلویزیونـ📺 ....
✨°°این آخوند یڪ ڪلیه خودش
رو رایگان به یڪ ڪودڪ
اهــ😌ـدا ڪرد ڪه هیچ...😏
ماشینشم فروختـ😳 براے
خرجـ💰 عمل همون ڪودڪ...
💢 اخونــدا خیلـے مفت خورنـ😒...
⁉️ چرا یاد گرفتیم همه ے آدمـا رو
به یه چشـ👁ـم قضاوت میکنیم؟!!😓
@asheghaneh_halal
#ریحانه
#حجاب_یعنی👇🏻
🌷#حجاب یعنی من #حیا دارم ....
هر لباسی نمیپوشم ....❌
جلوی #نامحرم مراقب رفتارم هستم....✅
.
.
حجاب یعنی
خواهر عزیزم #همسرت اومد بیرون نگران نباش 😉
زندگی تو برای من اهمیت داره😌من با حجابم، من مراقب رفتارم هستم نگران همسرت نباش❗️
.
.
#حجاب یعنی من به بالا رفتن آمار طلاق کمک نمیکنم ⚠️
من به دلسرد شدن یک مرد از خانمش کمک نمیکنم❗️
.
.
حجاب یعنی #برادر با خیال راحت تو خیابون قدم بزن 👞
با خیال راحت کار کن👨🏻🔧
با خیال راحت درس بخون👨🏻🎓
من به هیچ وجه آرامش روانی تو رو بهم نمیریزم ...💯
.
.
حجاب یعنی همسر عزیزم من فقط و فقط #متعلق به تو هستم نه هیچکس دیگری❗️
یعنی من به تو و این زندگی #وفادار هستم❤️
یعنی زیبایی من فقط برای یک نفر❗️
.
.
حجاب یعنی ای #شهید من #پاسدار خونت هستم ..❕
.
.
حجاب یعنی مادر جان ،یازهرا،من وارث چادر خاکی تو هستم ...❗️
.
حجاب یعنی ای چشمان #ناپاک من میدان را برای هرزگی شما باز نمیگذارم ....😏
.
حجاب یعنی لبخند رضایت☺️ #امام_زمان....
.
#اللهم_صلی_علی_محمد_وآل_محمد_وعجل_فرجهم
#اللهم_عجل_لولیک_االفرج
@Asheghaneh_halal 🍃🌸