eitaa logo
•‌ افکارِ آنه •
23 دنبال‌کننده
215 عکس
23 ویدیو
2 فایل
سأصبر حتّی یعلم الصّبر أنّنی‌ صبرت علی شیء‌ أمرّمن الصّبر... •چرا هرچی بیشتر از واقعیت فرار میکنم بیشتر سراغم میاد؟ •هیچ گونه مسئولیتی را قبول نمی‌کنم! •لطفا اگه وقت تون تلف میشه ، اینجا نمونین.. دوستان تو مجازی حق‌الناس زیاده حلال کنید💔❤️‍🩹
مشاهده در ایتا
دانلود
۶ روز دیگه..
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را..
برای یک عزیزی دعا کنید🙏🏽 حالش اصلا خوب نیست... دوستم و میگم. چند نفر دشمنش رو کتک زدن ، از خوشحالی تشنج کرده رفته تو کما..!
نه! نه امکان نداره..! امکان نداره این چمران ، همون چمرانی که من میشناسم باشه..! نه! نه اون نیست.. مطمئنم..
انگشت هامو حس نمی‌کنم. بند های انگشت هام دارن از هم جدا میشن. انگشت هام داره میسوزه. داره میسوزه. دارم می نویسم. دارم بی‌وقفه می‌نویسم. مجبورم. یکی داره منو مجبور می‌کنه بنویسم. اون خیلی بی‌رحمه. داره می‌بینه که نمی‌تونم ، ولی مجبورم می‌کنه بنویسم. اون میگه بنویسم ؛ بدون اینکه بگه چه چیزی رو بنویسم. نمی‌تونم انگشت هامو کنترل کنم. خودشون دارن می‌نویسن. انگار دست های من نیستن. انگار دست اونه. انگشت هام دارن جدا میشن. انگشت هام تکه تکه شدن. ولی هنوز دارن می‌نویسن. انگشت هام دارن می‌نویسن؛ ولی نه با جوهر. دارن با خون می‌نویسن. خون من. اون وحشتناکه. اگه ننویسم ، نه..نه من باید بنویسم. نمیخوام به بعدش فکر کنم. میترسم. نمی‌دونم چی بنویسم؛ به کلمات التماس می‌کنم. امیدوارم بهم جواب بدن. آه... درد دارم. انگشت هام از کار افتادن؛ ولی بازم باید بنویسم. اون خیلی عوضیه. نمی‌بینمش. ولی حسش می‌کنم. میدونم کجاست. هر چقدر هم که بنویسم ، باز هم می‌گه که باید بنویسم. می‌گه کمه. اون ترسناکه. ترسناکه. نمی‌دونم. مطمئن نیستم. نمی‌دونم توی سرم زندگی می‌کنه ، یا قلبم... + آنه
ناشناسی اگه بیاد ، بعد یه مدت می‌ره تو ضایعاتی لینکش رو تو سنجاق گذاشتم. *چون دلم نمیاد کلا حذف شون کنم*
🫶🏽
آخرش هم من همون دختری میشم که عاشق مامانشه ولی هیچ کدوم از ایده‌آل های مامانشو نداره...
اگه می‌شد و می‌تونستم و شرع و عُرف اجازه می‌داد که خال‌کوبی کرد، قطعاً همین سرو رو درست همین‌جا تتو می‌کردم. یه کلاشینکف‌ هم پشت گردنم می‌زدم. یه ایرانِ به خطِ رقاع هم روی نبضِ مچِ دست راستم. رو نبض دست چپمم‌ به خط نسخ می‌نوشتم نباز. همین، نباز. روی سمت چپ سینه‌ام هم می‌نوشتم یاعلی. جلوی گردنمم یه چیزی می‌نوشتم که اگه یه روزی تکفیری‌ای خواست سرم رو ببُره اونقدری کُفری بشه که هم از جلو ببُره هم از کلاشینفِ پشت سرم، وحشی‌ِ حروم‌لقمه‌. @ir_tavabin