eitaa logo
•‌ افکارِ آنه •
23 دنبال‌کننده
215 عکس
23 ویدیو
2 فایل
سأصبر حتّی یعلم الصّبر أنّنی‌ صبرت علی شیء‌ أمرّمن الصّبر... •چرا هرچی بیشتر از واقعیت فرار میکنم بیشتر سراغم میاد؟ •هیچ گونه مسئولیتی را قبول نمی‌کنم! •لطفا اگه وقت تون تلف میشه ، اینجا نمونین.. دوستان تو مجازی حق‌الناس زیاده حلال کنید💔❤️‍🩹
مشاهده در ایتا
دانلود
•‌ افکارِ آنه •
آهان یادم رفت بگم؛ اینی که گفتم برای جلاد لاغره. از دختری که ماه را نوشید چیز زیادی یادم نیست چون خ
حالا.... اون. جادوگر بدجنس ، اونی که ما فکر میکنیم نیست..! چون اون جادوگر اصلا بدجنس نیست! اون جادوگر خوبیه. اون ، وقتی که میبینه هر سال بچه ها رو اینطوری قربانی میکنن ، هر سال میاد بچه ها رو با خودش می‌بره توی یک شهری و اون ها رو به خونواده های خوب و مهربونب می‌سپره که عاشق اون بچه ها هستند! و توی اون مدت زمانی که طول می‌کشه تا بچه ها رو به خونواده های جدید شون برسونه ، اونها رو با نور ستاره ها تغذیه می‌کنه. حالا چرا ستاره ها و ماه نه؟ چون نور ماه خیلی خیلی قویه! حالا ، چی میشه که اشتباهی به یکی از بچه ها به جای نور ستاره ، نور ماه بده تا بخوره..؟!
هدایت شده از - نقره‌ای‌ِکهن🏴
منم میذارم اینو اینجا که بارش رو گردنم نباشه.
شششششششصددددددد صفحهههههههههههههههه
یک سررسیدی دارم که گاهی اوقات توش می‌نویسم. از خیلی چیز ها. غم ها و ناراحتی ها و عصبانیت هامو می‌نویسم. گاها از خوشحالی ها و خاطراتم هم توش میشه پیدا کرد. خیلی دوسش دارم. بعضی اوقات توش با خودم حرف میزنم ، بعضی اوقات هم با یکی که خیلی دوسش دارم. می‌دونی؟ مثل یه کلبه امنه برام. اونا رو برای خودم می‌نویسم. البته فقط الآن. بعداً ، اونا رو یک نفر دیگه میخونه. شاید هم خودمم خوندم. نمی‌دونم. یادمه یه بار فقط از این نوشته بودم. نمی‌دونم نمی‌دونم نمی‌دونم. چرا؟ نمی‌دونم. چون واقعا هم نمی‌دونم. فکر کنم این اولین باریه که دارم نوشته های این سررسید رو به کسی نشون میدم.
•‌ افکارِ آنه •
یک سررسیدی دارم که گاهی اوقات توش می‌نویسم. از خیلی چیز ها. غم ها و ناراحتی ها و عصبانیت هامو می‌نو
حس میکنم خط آخرش رو برای این نوشته بودم که بگم: آره دیگه خدا جون..خودت که بهتر منظورم و میفهمی...
https://eitaa.com/Autonomie/1077 مایه افتخار من است بانو🙏🏻 من در محضر شما احساس دیده شدن میکنم چون در میان انسان های اطرافم حس کم وجودی یا بی وجودی میکنم چون هیچ کدامشان علاقه ایی به شنیدن افکار کسل کننده ی مرا ندارند🙏🏻 از اعماق قلب خاکستری ام ممنون شما هستم✨🤍 #ف ~ ... احساس کم وجودی و بی وجودی. جالبه. جالبه که یک نفر حس کنه می‌تونه حرف های دلش رو به من بزنه. جالب و خوشایند. ممنونم. از ته ته دلم ممنونم که باعث شدی حس کنم به یه دردی میخورم. که من ، هیچ کاری هم که نکنم ، باز هم می‌تونم برای یک نفر گوش باشم. ممنونم. اگر دوست داشتی و من رو قابل دونستی ، می‌تونی هروقت که خواستی توی ناشناس پیام بدی و خیالت راحت باشه که میخونم شون. و اگر هم دوست نداشتی ، اینجا نمی‌ذارم. و لطفاً دیگه هیچ وقت به قلب خودت نگو خاکستری! می‌دونی؟ من ناخودآگاه از تو وایب آبی رو میگیرم. دریا ، آسمون ، گل از یادم مبر ، خونه مامان بزرگ ، ماهی قزل الا و... ادامه. و قلب آبی. حس میکنم رنگ قلب تو ابیه. نه هر آبی ای ، آبی روشن ، یا شایدم به رنگ بلوبری.
•‌ افکارِ آنه •
https://eitaa.com/Autonomie/1077 مایه افتخار من است بانو🙏🏻 من در محضر شما احساس دیده شدن میکنم چون د
و نگران نباش از حس تنهایی ای که داری. منم همینم. حس یه موجود اضافی رو دارم تو خونه. ولی میدونم که غلطه. نگران نباش. میدونم تو هم الان مثل من یک نوجوونی که توی سن بلوغشه. پس نترس و خودت رو آروم کن. آروم باش؛ هیشکی از تو بدش نمیاد. خونوادت دوست دارن. ولی خب ، گاهی اوقات میشه دیگه. دلگیر نباش. من هم خیلی اوقات چنین حس هایی دارم؛ ولی سعی کن زیاد بهشون بها ندی. همین.
کاش خدا بیشتر از یه جون بهم می‌داد. اولیش رو سیزده دی فدای حاج‌قاسم می‌کردم. بعدی رو توی ضاحیه فدای سید حسن. بعدی رو هجده و نوزده دی فدای ۳ هزارنفر ایرانی بجز تروریست‌هاش، چه موافق و چه منتقد و معترض. بعدی رو نُه اسفند فدای آقا. کاش این روزها اونقدر جون داشتم که همه رو فدای مردم لبنان می‌کردم.. هزاربار می‌مُردم و هزاربار زنده می‌شدم و دوباره روز از نو روزی از نو.. کاش رزق و روزی‌م این زنده‌شدن و مُردن برای خلق‌الله بود. کاش اینا حرف نبود فقط.. کاش.. @ir_tavabin